منشأ وابستگی به غیر خدا
نفسهای انسان گامهای او به سوی مرگ است.
(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
منشأ وابستگی به غیر خدا
و قال علیه السلام :
نَفَسُ المَرْءِ خُطاهُ إلی أجَله
(نهجالبلاغه، حکمت 74)
ترجمه :
نفسهای انسان گامهای او به سوی مرگ است.
(برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
توضیح :
منشأ وابستگی به غیر خدا
نکته قابل توجّه در این بحث آن است که منشاء همه اینها از درون، زرق و برقهای شیطان یا نفس امّاره و از بیرون، دنیاست. البّته از نظر تحلیل مسائل اخلاقی، هر دو منشاء، درونی است. قرآن کریم با نقل داستان آموزنده انبیا (علیهمالسّلام) به ما تعلیم میدهد که در درون انسانهای عادی، فرمانده فاسدی هست. از زبان یوسف صدّیق (علیه السّلام) میگوید: ﴿وَما أُبَرِّءُ نَفْسی إنَّ النّفسَ لأمّارَةٌ بالسّوء﴾[1]؛ من جان خود را تبرئه نمیکنم و نمیگویم از آلودگی مبرّا و منزّه است؛ زیرا نه تنها از آلودگی مبرّا نیست، بلکه به آلودگی، امر میکند؛ او «امّارةٌ بالسّوء» یا «امیر الفحشاء» است و در نهان همه انسانها به جز مهذّبین هست.
تا نبرد و جنگ مستمرّ وجود نداشته باشد و ما فرمانده زشتی و گناه را به اسارت نگیریم، همواره گرفتار آن هستیم؛ هر روز از عمر ما کوتاه و برگذشتهها افزوده میشود و چیزی هم در دست نداریم. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) میفرماید: انسان، با هر نَفَسی یک قدم به مرگ نزدیکتر میشود: «نَفَسُ المَرْءِ خُطاهُ إلی أجَله»[2]. اگر هر نَفَس کشیدن، یک قدم به مرگ نزدیکتر شدن است، ما گذشته را که بررسی کنیم میبینیم چیزی نیاموخته و نیندوختهایم. آینده نیز چنین است و هر لحظه نگرانیم. از این رو از مرگ میترسیم و علّتش سختی سفر با دست خالی است. پس، از درون، گرفتار فرمانده زشتی هستیم و از بیرون هم جاذبه دنیا ما را به سمت خود میکشاند، گرچه جاذبههای بیرونی از راه عامل نفوذی خود (نفس امّاره) اثر میگذارند.
منبع :
- برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج11/صص 136-137
پی نوشت:
-
-
[2]- نهجالبلاغه، حکمت 74.
سئوالی پیش میاد
وقتی پیامبری مثل یوسف علیه السلام میفرماید «وما ابری نفسی»چگونه امامان از پیامبران برتر رفته اند ومعصوم؟؟؟؟؟