آیتالله ابراهیم امینی - بخش اول
شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶
در این که انسان زندگی اجتماعی را برگزیده و به صورت اجتماعی زندگی میکند، تردیدی نیست. منشأ آن، اقتضای طبیعی باشد یا قصد بهرهگیری و تأمین نیازهای زندگی از انسانهای دیگر، یا تعاون و همزیستی مسالمتآمیز یا هر انگیزه دیگر، فعلاً در آن بحثی نداریم. انسانها در جامعههای مختلف زندگی میکنند و هر یک از جوامع دارای نظام فکری و فرهنگی خاص و آداب و رسوم و عادات و ارزشهای اخلاقی و ضوابط و مقررات ویژهای است که حیات اجتماعی آن، به رعایت آنها بستگی دارد و بدین وسیله از دیگر جوامع شناخته و امتیاز داده میشود.
فرهنگ جامعه توسط بزرگترها به نسل جدید انتقال مییابد. در میان جامعه و فرد، تأثیر و تأثر متقابل انجام میگیرد. جامعه در فرد اثر میگذارد، فرهنگ خود را به او منتقل میسازد و او را همفکر و همسو میگرداند. فرد نیز به نوبه خود در جامعه اثر میگذارد. انسان در جامعه پرورش مییابد، آداب و رسوم و افکار و ارزشهای آن را میپذیرد، شخصیت خود را میسازد و با جامعه هماهنگ میگرداند. و این است معنای اجتماعی شدن و اجتماعی کردن و فرهنگپذیری انسان.
ولی باید بدانیم که فرهنگپذیری انسان از جامعه، نه تحمیلی و اجباری است چنان که بعضی از جامعهشناسان تصور کردهاند، نه بر اثر تقلید کورکورانه و بیهدف است، چنان که گروهی دیگر پنداشتهاند، بلکه انطباقی است آگاهانه و با اراده و اختیار و هدفدار. کودک با حرص و ولع افکار و رفتار افراد جامعه خود را مینگرد، آنچه را مناسب تشخیص داد، میپذیرد تا هرچه زودتر به صف بزرگسالان بپیوندد و به عضویت جامعه درآید؛ ولی چنین هم نیست که همه چیز را بپذیرد و همیشه خود را به رنگ محیط درآورد. امام صادق(ع) فرمود: «هر که در نفس خود پنددهندهای نداشته باشد، پندهای مردم برایش سود ندارد.»۱به هر حال، کودک برای اجتماعی شدن آماده است، چون در جامعه زندگی میکند، تدریجاً با آداب و رسوم و فرهنگ جامعه آشنا میشود و رفتار خود را با جامعه منطبق میسازد.
گرایشهای اجتماعی کودک
نخستین مرحله ظهور گرایشهای اجتماعی کودک چند هفته بعد از ولادت و در محیط خانواده شروع میشود. در برابر رفتار پدر و مادر عکسالعمل عاطفی و رفتار اجتماعی نشان میدهد. وجود جسمانی و نفسانی او در این محیط کوچک رشد میکند، با چیزهای فراوانی آشنا میشود و معلومات زیادی را فرا میگیرد. تجربیات و عادتها و اندوختههای ذهنی کودک در این زمان در رشد شخصیت او تأثیر به سزائی دارد و برای زندگی آیندهاش مهم و سرنوشتساز خواهد بود. بنابراین اخلاق و رفتار پدر و مادر و کیفیت زندگی آنان و ارزشهای حاکم بر خانواده در فرهنگپذیری و اجتماعی شدن فرزند تأثیر به سزایی دارد و نباید از این امر مهم غفلت به عمل آید.
دومین مرحله رشد اجتماعی گرایش به بازیهای دستهجمعی و همبازی شدن با کودکان همسن و سال است. شرکت فعال کودک در بازیهای دستهجمعی، او را با افراد و فرهنگها و اخلاق و رفتارهای جدید که در واقع از خانوادههای دیگر سرچشمه میگیرد آشنا میسازد. امکانات و استعدادهای ذاتی و تجربیات و اندوختههای سابق خود را در جمع همبازیها به کار میبندد و شخصیت اجتماعی خود را ابراز میدارد. تعاون و همکاری و رعایت مقررات اجتماعی را عملاً در جمع همبازیها فرا میگیرد. جامعهپذیری او تقویت میشود و برای شرکت در جامعه بزرگتر و مسئولیتپذیری آماده میگردد. دوران بازی و نوع بازیها و اسباببازیها و اخلاق و رفتار همبازیها و تعداد گروههای همبازی، در تربیت اجتماعی کودک و رشد شخصیت او تأثیر به سزائی دارد.
نوع بازی و اخلاق و رفتار و همبازیها در این میان از اهمیت ویژهای برخوردار است. مراقبت اولیا و مربیان از بازیهای کودکان امری است مهم و ضروری و نباید مورد غفلت قرار گیرد. اسلام نیز به اولیا و مربیان توصیه میکند که به کودکان اجازه دهند هفت سال بازی کنند. حضرت امام صادق(ع): «به فرزندت اجازه بده هفت سال بازی کند.»۲
محیط مدرسه
سومین و مهمترین جایگاه تربیت اجتماعی و فرهنگپذیری کودک و نوجوان و جوان، محیط مدرسه و در جمع کثیری از همسالان و از خانوادههای مختلف است. محیط مدرسه گرچه محیط کسب و کار و زندگی رسمی محسوب نمیشود، ولی با محیط خانواده و محیط بازی تفاوتهای فراوانی دارد. در اینجا با شخصیتهای با دانش و محترم سر و کار پیدا میکند. در این محیط جدید نظم و انضباط برقرار است و آزادیهای سابق محدود میشود. با برنامههای متنوع درسی حساب شدهای مواجه میشود که او را با علوم و افکار و عقائد و فرهنگ و آداب و رسوم جامعه بزرگ آشنا میسازد. با کودکان دیگر سر و کار پیدا میکند که از خانوادههای مختلف و دارای افکار و اخلاق و رفتار و زندگیهای گوناگون هستند. در اجتماع مدرسه عملاً با زندگی اجتماعی مسالمتآمیز و رعایت حقوق دیگران و احترام به قوانین و مقررات اجتماعی آشنا میشود.
نظام ویژه آموزش و پرورش، برنامههای علمی و اجتماعی، اخلاقی و رفتار اجتماعی مدیر و معلمان مدرسه، در کیفیت تربیت اجتماعی کودک، و آمادهشدنش برای شرکت در اجتماع بزرگترها و قبول مسئولیتها نقش بسیار بزرگی را ایفا میکند که نباید مورد غفلت قرار گیرد.
در طی مراحل سه گانه سابق به انضمام نقش مهم رسانههای جمعی: رادیو، تلویزیون، روزنامهها، مجلات، کتابها، فیلمها، معاشرت با بزرگترها، جوّ عمومی حاکم بر اجتماع، شخصیت اجتماعی و فرهنگی کودک و نوجوان شکل میگیرد و برای زندگی در جامعه بزرگ آماده میشود. حرکت فرهنگپذیری فرد بعد از ورود در جامعه بر اثر قبول مسئولیتها و معاشرت با افراد و معیتهای مختلف و استفاده از کتابها و رسانههای عمومی، و تجربهها و آموختههای زندگی همچنان تداوم دارد و غالباً تا پایان زندگی ادامه خواهد یافت؛ بنابراین تربیت اجتماعی فرد را باید یک امر مستمر و مداوم به شمار آورد.
توصیهها
با توجه به نقش بسیار مهم جامعه در کیفیت فرهنگپذیری و تربیتهای اجتماعی کودکان و جوانان به امور زیر توصیه میشود:
۱ـ ضرورت اصل اجتماعی شدن و پرورش و تقویت گرایشهای اجتماعی فرد و تشویق او به معاشرت با اشخاص و گروهها و شرکت در اجتماعات.
۲ـ پاکسازی محیط جامعه از آلودگیها و مفاسد اخلاقی و اجتماعی.
۳ ـ نشاندادن و معرفی الگوهای صالح و خوشاخلاق و نیکوکار.
۴ ـ کمک فرد در انتخاب دوستان صالح و برحذر داشتن از دوستی و معاشرت با افراد ناصالح و بدرفتار.
۵ ـ تنظیم و تدوین برنامههای صحیح اجتماعی و اخلاقی برای تدریس در مدارس و استفاده از معلمین صالح و خوشاخلاق.
۶ ـ اصلاح و تکمیل برنامههای صدا و سیما، و تهذیب آنها از برنامهها و تصویرهای بدآموز.
۷ ـ آموزش مسائل تربیتی به خانوادهها و اصلاح روابط پدران و مادران.
با رعایت امور مذکور میتوان به تربیت اجتماعی صحیح کودکان کمک کرد.
پینوشتها:
۱ ـ قال ابوعبدالله(ع): من لم یجعل له من نفسه واعظا فان مواعظ الناس لن تغنی عنه شیئا، بحار، ج۷۰، ص۷۰.
۲ ـ عن ابی عبدالله(ع) قال: دع ابنک یلعت سبع سنین، وسائل، ج۱۵، ص 193.
سيهتم رمز جس بشكل جميل بجافا سكريبت القذر، مما يضمن حل خال من الأخطاء في البنية.