24 مهر 1396, 23:54
پرسش و پاسخ
پرسش:
از منظر آموزه هاي وحياني چه عوامل و متغيرهايي موجبات تعالي و يا انحطاط جوامع انساني را فراهم مي آورد؟
پاسخ:
بر اساس ديدگاه استاد شهيد مرتضي مطهري(ره) روش اظهار نظر يک مکتب در مورد عوامل پيشرفت و ترقي و انحطاط و سقوط جوامع، بيانگر نگاه آنها به جامعه، تاريخ، جنبش هاي تکاملي و سيرهاي نزولي است. به اعتقاد استاد قرآن کريم در مجموع به چهار عامل مؤثر در اعتلاها و روند تعالي و انحطاط و روند سقوط اشاره کرده است:
اين مطلب در آيات فراواني از قرآن کريم بيان شده است از جمله در آيه چهار سوره قصص خداوند مي فرمايد: فرعون در زمين برتري جويي کرد و اهل آن را به گروه هاي مختلفي تقسيم نمود، گروهي را به ضعف و ناتواني مي کشاند، پسرانشان را سر مي بريد و زنانشان را (براي کنيزي و خدمت) زنده نگه مي داشت، او به يقين از مفسدان بود.
در اين آيه شريفه ابتدا برتري جويي فرعون که ادعاي ربوبيت اعلي کرده و ديگران را به منزله بندگان خود مي دانست بيان شده و سپس تبعيض و تفرقه افکني و ذليل کردن گروه خاصي از مردم، کشتن پسران آنها و به خدمت گرفتن زنانشان را اظهار شده است. آنگاه مي فرمايد: «انه کان من المفسدين» او يکي از تباهگران است. اين جمله اشاره دارد که اين گونه مظالم اجتماعي جامعه را از بيخ و بن نابود مي کند.
در آيه 103 سوره آل عمران که امر به اعتصام (چنگ زدن) به ريسمان الهي و نهي از تفرقه و تشتت آمده، از تفرقه و اختلاف با تعبير «کنتم علي شفاه حفرةً من النار» تعبير شده است، که ويران گري اجتماع به سبب تفرقه و اختلاف در آن مشهود است. در آيه 105 همان سوره خداي تعالي مي فرمايد: و مانندکساني نباشيد که پراکنده شدند و اختلاف کردند (آن هم) پس از آنکه نشانه هاي روشن (پروردگار) به آنان رسيد و آنها عذاب عظيمي دارند. استاد مطهري به آيات ديگري نيز استشهاد مي کند: در آيه 46 سوره انفال خداوند مي فرمايد: «ولاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحکم» با يکديگر نزاع نکنيد که نزاع داخلي سبب سستي مي شود و سستي شما را زايل و نابود مي کند. همچنين در آيه 65 سوره انعام خداي متعال مي فرمايد: بگو خداوند قادر است از بالاي سر يا از زير پاي شما عذاب برانگيزد، يا به شما جامه تفرق و گروه گروه شدن بپوشاند و خشونت بعضي از شما را بر بعضي ديگر بچشاند.
استاد مطهري(ره) در اهميت اين فريضه به حديث امام باقر(ع) اشاره مي کند که فرمودند: «بها تقام الفرائض و تامن المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و تعمرالارض و ينتصف من الاعداء و يستقيم الامر» به وسيله اين اصل ساير دستورها زنده مي شود، راهها امن مي گردد، کسب ها حلال مي شود، مظالم به صاحبان اصلي برگردانده مي شود، زمين آباد مي گردد، از دشمنان انتقام گرفته مي شود و کارها رو به راه مي شود(فروع کافي، ج 5، ص 56).
استاد مطهري با ابراز گله مندي مي گويد: اين مطلب مي بايست مصلحين زيادي به وجود آورد. در حالي که از اين جهت خيلي فقيرم. استاد با استناد به آيه 78 و 79 سوره مائده ترک اين فريضه الهي امر به معروف و نهي از منکر را عامل هلاکت و نابودي اقوام گذشته مي داند.
استاد مطهري معتقد است ظلم در قرآن مفهوم اعمي دارد که هم شامل ظلم به غير میگردد و هم شامل فسق و فجور و کارهاي ضد اخلاقي و همچنين ظلم شامل ظلم به فرد و نفس خود و ديگران نيز مي شود، و هم شامل ظلم يک قوم به حقوق فرد يا گروه ديگر.
در بسياري از آيات قرآن ترف و مترف بودن و ظلم به معني اعم عامل هلاکت يک قوم شمرده شده است. در آيه 59 سوره قصص خداوند مي فرمايد: ما هيچ قومي را هلاک نمي کنيم مگر اينکه اهل آن ظالم باشند. همچنين در آيه 6 سوره انعام خداي متعال مي فرمايد: آيا نديدند چقدر از اقوام پيشين را هلاک کرديم؟! اقوامي که (از شما نيرومندتر بودند، و) قدرتهايي به آنها داده بوديم که به شما نداديم، باران هاي پي درپي براي آنها فرستاديم، و از زير (آبادي هاي) آنها، نهرها را جاري ساختيم. (اما هنگامي که سرکشي و طغيان کردند) آنان را به خاطر گناهانشان نابود کرديم، و جمعيت ديگري بعد از آنان پديد آورديم. در آيات و سوره هاي ديگر نيز نظير اين معاني آمده است؛ (قصص - 58)، (انبياء- 11 تا 14) و (مؤمنون - 64).
روزنامه كيهان، شماره 21726 به تاريخ 28/6/96، صفحه 6 (معارف)
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان