استاد شهید آیتالله مطهری - بخش اول
شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶
اشاره: کنگره بینالمللی حج نماد وحدت و همبستگی و مظهر تفاهم و وفاق امت اسلام است که در آن میلیونها مسلمان از پنج قاره جهان گرد هم میآیند تا با طواف گرد خانه خدا و انجام مناسک خاص آن، همچون سعی و وقوف و تقصیر و قربانی، اوج بندگی خود را نسبت به خالق یکتا به نمایش گذارند و درسهای لازم را از این فریضه بزرگ عبادی بیاموزند. استاد شهید آیتالله مطهری طی یادداشتهایی که از نظر خوانندگان محترم میگذرد، مشروحاً به فریضه عظیم حج و اهداف شارع از وجوب آن اشاره کردهاند. همچنین در سخنرانی «ابراهیم(ع)، قهرمان توحید»، اوج از خودگذشتگی در مسیر عبودیت را در عمل قهرمانانه آن حضرت تشریح نمودهاند. شایان ذکر است که سخنرانی و یادداشتهای مذکور با تفصیل بیشتر در کتاب «حج» از سوی انتشارات صدرا به چاپ رسیده است. و در همین جا از ستاد تنظیم آثار استاد شهید سپاسگزاریم که این مطلب را در اختیار روزنامه قرار دادهاند.
درس اول: حسن تفاهم
موضوع این درس «تفاهمات اسلامى» است. حسنتفاهم یعنى یکدیگر را خوب فهمیدن، و سوءتفاهم یعنى یکدیگر را بد فهمیدن. بدیهى است که خوب فهمیدن به این است که افراد، یکدیگر را آنطور که هستند بفهمند و بدفهمیدن به این است که یکدیگر را آنطور که هستند نفهمند، بلکه درباره یکدیگر دچار یک نوع توهماتى بوده باشند، و البته این کلمه در جایى گفته مىشود که توهماتى که افراد درباره یکدیگر دارند، از نوع سوءظن باشد؛ یعنى در زمینه «بدى» بوده باشد؛ اما اگر در زمینه خوبیها و از نوع حسنظنهاى غلط بوده باشد، سوءتفاهم نامیده نمى شود؛ یعنى اگر دو نفر به غلط درباره یکدیگر حسنعقیده پیدا کنند، گفته نمى شود که این دو نسبت به یکدیگر سوءتفاهم پیدا کردهاند.
سوءتفاهم در هر موردى و نسبت به هر شخصى بد است؛ زیرا موجب گمراهى و ضلالت است. اگر فرض کنیم دو نفر از هر لحاظ ضد یکدیگرند، مثلاً یکى خداپرست است و دیگرى مادى، باز خوب است که میان آنها حسنتفاهم برقرار باشد و یکدیگر را آنطور که هستند، درک کنند نه اینکه هر کدام نسبت به دیگرى سوءظنها و تصورات غلطى داشته باشد.
یکى از ابتلائات مسلمین این است که گذشته از اینکه از لحاظ پارهاى معتقَدات، تفرق و تشتت پیدا کردهاند و مذهبها و فرقهها در میان آنها پیدا شده است، دچار سوءتفاهمات زیادى نسبت به یکدیگر مى باشند؛ یعنى گذشته از پارهاى اختلافات عقیدهاى دچار توهمات بیجاى بسیارى درباره یکدیگر مى باشند. در گذشته و حاضر آتشافروزانى بوده و هستند که کوشششان بر این بوده و هست که بر بدبینىهاى مسلمین نسبت به یکدیگر بیفزایند. تهدیدى که از ناحیه سوءتفاهمات بیجا و خوب درک نکردن یکدیگر متوجه مسلمین است، بیش از آن است که از ناحیه خود اختلافات مذهبى متوجه آنهاست.
مسلمانان از نظر اختلافات مذهبى طورى نیستند که نتوانند وحدت داشته باشند، نتوانند با یکدیگر برادر و مصداق «انّما المؤمنون اخوه» بوده باشند؛ زیرا خدایى که همه پرستش مىکنند، یکى است، همه مى گویند:
لااله الاالله، همه به رسالت محمد(ص) ایمان دارند و نبوت را به او پایانیافته مى دانند و دین او را خاتم ادیان مى شناسند، همه قرآن را کتاب مقدس آسمانى خود مى دانند و آن را تلاوت مى کنند و قانون اساسى همه مسلمین مى شناسند، همه به سوى یک قبله نماز مىخوانند و یک بانگ به نام اذان برمى آورند، همه در یک ماه معین از سال که ماه رمضان است روزه مىگیرند، همه روز فطر و اضحى را عید خود مى شمارند، همه مراسم حج را مانند هم انجام مى دهند و با هم در حرم خدا جمع مى شوند، و حتى همه خاندان نبوت را دوست مى دارند و به آنها احترام مى گذارند. اینها کافى است که دل آنها را به یکدیگر پیوند دهد و احساسات برادرى و اخوت اسلامى را در آنها برانگیزد؛ ولى…
ولى امان از سوء تفاهمات! امان از توهمات و تصورات غلطى که فرَق مختلف درباره یکدیگر دارند! و امان از عواملى که کارى جز تیرهتر کردن روابط مسلمانان ندارند!
ما درصدد این نیستیم که طرحى براى از بین بردن فرقهها و مذاهب و بازگشت همه به اصل اسلام بریزیم؛ زیرا این کارى است که اولاً از ما ساخته نیست، و ثانیاً وحدت اسلامى متوقف بر این نیست که فرق و مذاهب از میان برود. جهات اختلاف فرق و مذاهب آنقدر زیاد نیست که مانع اخوت اسلامى بشود و جهات اشتراک آنها آنقدر زیاد و نیرومند است که مى تواند آنها را به هم بپیوندد.
و نیز ما نمى خواهیم ادعا کنیم که تمام اختلافات مسلمین از نوع سوءتفاهم است. خیر، چنین ادعایى هم نداریم. همه اختلافات سوءتفاهم نیست، اگر بناست حل بشود، به طریق دیگر غیر از رفع سوءتفاهمات باید حل شود. آنچه ما درصدد آن هستیم و به عبارت دیگر هدف ما از این درس این است که شکافهایى که ناشى از خوب درک نکردن یکدیگر است، از میان برود. هدف ما این است که فرق و مذاهب اسلامى یکدیگر را آنطور که هستند بشناسند و تصور کنند، تصورات دروغ و وهمى را از خود نسبت به برادران خود دور کنند. باید در چند قسمت بحث کنیم:
1. یکى از هدفهاى اسلام که از مسلمین تأمین آن را خواسته است، اتحاد و اتفاق مسلمین است.
2. یکى از فلسفههاى فریضه حج، محکم شدن پیوندها و تفاهم بیشتر افراد مسلمین است.
3. بررسى انواع توهمات و سوءتفاهماتى که دیگران درباره ما شیعیان و بالاخص ایرانیان دارند.
4. بررسى سوءتفاهمهایى که از این طرف نسبت به برادران غیرشیعى وجود دارد.
۵. راههاى عملى براى کاستن و از میان بردن سوءتفاهمها.
اما قسمت اول:
هم قرآن کریم و هم احادیث نبوى و هم احادیثى که از ائمه اطهار رسیده است، همه عنایت شدید دارند که وحدت مسلمین محفوظ بماند. از قرآن شروع مىکنیم:
الف) در سوره آل عمران، آیه ۱۰۳ مى فرماید: «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرّقوا» یعنى همه با هم ریسمان الهى را محکم بگیرید و پراکنده مشوید. این آیه با کمال صراحت به موضوع با هم بودن و با هم دستورهاى الهى را اجرا کردن و پراکنده اجرا نکردن توجه کرده است. اندک توجهى به مفهوم آیه مىرساند که عنایت این کتاب آسمانى به این است که مسلمانان، متفرق و پراکنده نباشند.
ب) سوره آل عمران، آیه ۱۰۵ که دنباله این آیه است (با یک آیه فاصله) مى فرماید: «و لا تکونوا کالذین تفرّقوا و اختلفوا من بعد ما جاءهم البینات و اولئک لهم عذاب عظیم» یعنى شما مانند دیگران (پیروان سایر ادیان) مباشید که پس از آنکه آیات روشن الهى برایشان آمد، فرقه فرقه شدند و اختلاف پیدا کردند؛ براى چنین کسانى عذاب عظیم است. مفهوم این آیه نیز واضح است. این آیه مخصوصاً به تفرقات مذهبى یعنى فرقه فرقهشدنها و مذاهب به وجود آمدنها اشاره مى کند؛ زیرا این نوع اختلافات از هر نوع دیگر خطرناکتر است.
جالب توجه این است که آیه ۱۰۴ که در میان این دو آیه قرار گرفته است، این است: «ولتکن منکم امّه یدعون الى الخیر و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون» یعنى باید جماعتى از شما (یا باید شما جماعتى باشید که) دعوت به خیر و صلاح و نیکى بکنند، امر به معروف و نهى از منکر نمایند، همانا آنها هستند که رستگارانند.
ببینید، آیهاى که در میان این دو آیه قرار گرفته است، آیه دعوت به خیر و امر به معروف و نهى از منکر است. این براى آن است که قرآن کریم مى خواهد بفهماند که همواره باید از طریق دعوت به خیر و صلاح و امر به معروف و نهى از منکر این وحدت محفوظ بماند؛ اگر این استوانه اسلامى یعنى اصل دعوت و ارشاد و امر به معروف و نهى از منکر بخوابد، وحدت اسلامى و اتحاد مسلمانان نیز از میان مى رود.
ما مسلمانان دعوت و ارشاد و امر به معروف و نهى از منکر داریم، ولى چون هدفهاى اسلامى را نمى شناسیم، مخصوصاً از هدفهاى بزرگ و اساسى و اصولى اسلام بیخبریم، از اسلام فقط با یک سلسله دستورهاى ظاهرى که مربوط به قشر اسلام است، نه لبّ و مغز آن، آشنایى داریم؛ هر وقت به فکر دعوت و ارشاد مىافتیم، از حدود مسائل ساده اخلاقى و عبادى تجاوز نمى کنیم و حال آنکه یکى از هدفهاى بزرگ اسلام، بلکه بزرگترین هدف اسلام در امور عملى، وحدت و اتفاق مسلمانان است. اولین وظیفه داعیان و ارشادکنندگان و آمران به معروف و ناهیان از منکر این است که در طریق وحدت مسلمانان بکوشند، در طریق همان چیزى بکوشند که مورد نزول این آیه کریمه است.
اسلام به اتفاق و اتحاد مسلمین فوق العاده عنایت دارد و وحدت اسلامى یکى از هدفهاى بزرگ اسلام به شمار مىرود و بر مسلمانان و مخصوصاً داعیان خیر و ارشادکنندگان خلق و آمران به معروف و ناهیان از منکر است که در طریق تحقق یافتن این هدف بزرگ اسلامى کوشش کنند و لااقل آتش اختلافات را دامن نزنند.
ج) اقیموا الدین و لاتتفرّقوا فیه. کَبُر على المشرکین ما تدعوهم الیه (شورى، ۱۳) یعنى دین را به پا دارید و در آن پراکنده مشوید، آنچه تو به آن دعوت مىکنى، بر مشرکین گران و دشوار است.
این آیه کریمه مىخواهد بفهماند چون مخالفان اسلام با هدفهاى اسلامى مخالفند، آرزومند تفرق و پراکندگى آنها مىباشند و از وحدت مسلمانان مىترسند. آنها هستند که آتشهاى تفرقه و اختلاف را دامن مىزنند و موانع براى وحدت مسلمین ایجاد مىکنند.
د) و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم (انفال، ۴۶) یعنى با یکدیگر نزاع مکنید که سست خواهید شد و بوى شما از میان خواهد رفت. این آیه اتحاد مسلمانان را موجب قوّت و قدرت و شوکت و بوى و خاصیت داشتن آنها معرفى مىکند، مىفرماید اگر در میان شما اختلاف افتد قوّت و شوکت و بوى و خاصیت شما از میان مىرود.
نزاعها بر دو قسم است: بعضى نزاعها مربوط به تضاد منافع آنى افراد است، اما بعضى نزاعها ریشه عقیدهاى دارند. اینهاست که فوقالعاده خطرناک است، اینهاست که از نسلى به نسل دیگر منتقل مىشود و بحثها و جدلها و کتابها و نوشتهها به وجود مىآورد و قرنها ادامه پیدا مىکند و هرچه زمان مىگذرد بر موجبات آن افزوده مىشود و شکاف عمیقتر مىگردد.
ه) یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون (این آیه آخرین آیه از سوره آل عمران است) یعنى اى اهل ایمان! صابر و خویشتندار باشید، یکدیگر را در خویشتندارى یارى نمایید و با یکدیگر پیوند داشته باشید، تقواى الهى داشته باشید، باشد که رستگار شوید.
اما احادیث:
- حدیثى شیعه و سنى از رسول اکرم(ص) روایت کردهاند به این مضمون: ثلاث لایغلّ علیهن قلب امرئ مسلم: اخلاص العمل لله و النصیحه لائمه المسلمین و اللزوم لجماعتهم،۱ یعنى سه چیز است که هرگز دل مرد مسلمان در مورد آنها نمیلغزد و خیانت نمىکند: عملى را خالصا لوجه الله بهجا آوردن، خیرخواهى براى پیشوایان مسلمانان، همراهى و ملازمت جماعت مسلمین.
از قضا این جملهها جزء کلماتى است که رسول اکرم(ص) در حجهالوداع براى مردم القاء کرد. رسول اکرم در حجهالوداع در مواقف چندى براى مردم سخن گفته است: در مسجدالحرام، در عرفات، در مسجد خیف (منا)، در غدیرخم. جملههاى بالا را در مسجد خیف که در منا واقع است، ادا فرموده است.
- در کافى مینویسد: معاویه بن وهب گفت از امام صادق(ع) پرسیدم: ما (یعنى شیعیان) چگونه باید با دیگران (اهل تسنن) معاشرت کنیم، تکلیف ما با آنها چیست؟ امام فرمود: «ببینید ائمه شما چگونه رفتار میکنند، مانند امامان خود رفتار کنید. به خدا قسم امامان شما بیماران آنها را عیادت مىکنند، جنازههاى آنها را تشییع مىکنند، براى آنها شهادت مىدهند.»۲ باز هم در این زمینه و به همین مضمون روایاتى هست.
اینها را براى این ذکر کردم که بدانیم حفظ وحدت، یکى از هدفهاى اسلامى است و باید در حدود امکان براى تحقق این هدف بکوشیم تا مصداق «ولتکن منکم امه یدعون الى الخیر» بوده باشیم. تحقق یافتن این هدف به هیچ وجه مستلزم این نیست که از بعضى اصول یا فروع مسلّم خود دست برداریم.
اما قسمت دوم: ببینیم آیا وحدت مسلمین و حسنتفاهم میان فرق اسلامى جزء منظورهاى حج هست یا نه؟ کسى که کوچکترین آشنایى با تعلیمات اسلامى داشته باشد، در این جهت تردید نمیکند که اسلام به عناوین مختلف دستور داده که مسلمانان دور هم جمع شوند و یکدیگر را از نزدیک ببینند و از احوال یکدیگر مطلع شوند تا دلشان به یکدیگر نزدیک شود و دیوارها از میان برده شود و شکافها پر شود.
همه مىدانیم که طبق نصوص اسلامى، عبادت هر اندازه بیشتر در خلوت و دور از چشم دیگران صورت بگیرد، به اخلاص نزدیکتر است. در عین حال اسلام دستور اکید داده است که نماز به جماعت خوانده شود و اجر و ثواب این عمل را بیش از آنچه تصور مىرود، از نماز فرادى بالاتر برده است، چرا؟ براى اینکه بر اثر جماعت، مسلمانان از یکدیگر باخبر مىشوند و دلهاشان به یکدیگر نزدیک مىشود. هفتهاى یک بار نمازجمعه قرار داده است و مقرر کرده است در شعاع یک فرسخ در یک فرسخ بر همه واجب است که شرکت کنند. در نمازجمعه (که همان نماز ظهر روز جمعه است ولى با تشریفات خاصى) به جاى دو رکعت آن، دو خطابه قرار داده است که امام در آن خطابه علاوه بر مواعظ، اخبار اقطار عالم اسلام را به اطلاع آنها میرساند و مصالح عمومى آنها را با آنها در میان میگذارد.
نماز جماعت یک اجتماع روزانه است و نمازجمعه یک اجتماع عمومىتر هفتگى است. نماز عید فطر و نماز عید اضحى دو عبادت اجتماعى دیگر است که سالانه است. از همه اجتماعات اسلامى مهمتر و عمومىتر و طولانىتر و متنوعتر، برنامه حج است که به حق آن را «کنگره عمومى اسلامى» نام نهادهاند. بر هر کسى واجب است که اگر توانایى داشته باشد، لااقل در عمر یک بار در این اجتماع عظیم شرکت کند. همه مسلمانان باید در زمان معین و روزهاى معین اعمال معینى را انجام دهند. همه باید یک نوع لباس در آن ایام بپوشند، یک نوع سخن به زبان آورند.
در این عمل بزرگ اسلامى که با همه نقایصى که در اجراى آن وجود دارد، باز هم در جهان بینظیر است، هم زمان واحد در نظر گرفته شده و هم مکان واحد؛ همه باید این اعمال را در روزهاى معینى از ذىالحجه انجام دهند نه در روزهاى دیگر و یا ماههاى دیگر، و همه باید آن اعمال را در سرزمین معین انجام دهند که همان سرزمینى است که اولین بار در آنجا خانهای براى پرستش خداى یگانه ساخته شده است، چرا؟ آیا جز براى این است که میعادگاه اهل توحید و مجتمع اهل توحید باشد؟ آیا جز براى این است که اهل توحید باید در آنجا رنگ توحید و وحدت به خود بگیرد؟ چه خوب گفته است علامه فقید کاشفالغطاء: «بنى الاسلام على کلمتین: کلمه التوحید و توحید الکلمه» یعنى اسلام بر روى دو اصل و دو فکر بنا شده است: یکى اصل پرستش خداى یگانه است، دیگر اصل اتفاق و اتحاد جامعه اسلامى است.
پینوشتها:
1. کافى، ج۱، ص403.
- کافى، ج۲، ص 636.
- تحفالعقول، ص 34.
- حشر، 14.
- نهج البلاغه، خطبه 29.