26 اردیبهشت 1396, 23:50
ايمان عبارت است از باور و تصديق قلب به خدا و رسولش، آنچنان باور و تصديقي كه هيچگونه شك و ترديدي بر آن وارد نشود. تصديق مطمئن و ثابت و يقيني كه دچار لرزش و پريشاني نشود و خيالات و وسوسهها در آن تأثير نگذارد و قلب و احساس در رابطه با آن گرفتار ترديد نباشد. در قرآن در سوره مباركه فتح ميخوانيم: «او كسي است كه آرامش را در دلهاي مؤمنان نازل كرد تا ايماني به ايمانشان بيفزايند... ». نخستين برداشتي كه صورت ميگيرد اين است كه بدون ايمان، آرامش روحي و رواني وجود ندارد.
قرآن يكي از عوامل آرامش را «ذكر» (ياد خدا) معرفي كرده است. چنانچه ميفرمايد: «الّذين آمنوا وتطمئنّ قلوبهم بذكرالله الا بذكرالله تطمئنّ القلوب»؛ آنها (كساني كه به خدا برميگردند) كساني هستند كه ايمان آوردهاند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است، آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مييابد.
توكل از ريشه «وكل» است و به معني وكيل گرفتن و واگذاري كارها به وكيل است. در مجمعالبحرين آمده است كه: التوكّل علي الله: انقطاع العبد في جميع ما يامله من المخلوقين؛ يعني: بنده براي رسيدن به آرزوهايش از همه مردم قطع اميد كند و تنها به خداوند اميد داشته باشد و حوائجش را تنها از او بخواهد و اين است معناي توكل بر خدا.
در مورد تقوا هم آيات فراواني در قرآن آمده است. يكي از آياتي كه به موضوع ما مربوط ميشود و ميتوان اين برداشت را از آن داشت كه تقوي از عوامل آرامش است، آيه شريفه «الا انّ اولياءالله لاخوف عليهم ولا هم يحزنون الّذين آمنوا وكانوا يتّقون لهم البشري في الحيوه الدنيا والآخره...». آگاه باشيد (دوستان و) اولياي خدا نه ترسي دارند و نه غمگين ميشوند همانا كه ايمان آوردند و (از مخالفت فرمان خدا) پرهيز ميكردند در زندگي دنيا و آخرت، شاد (و مسرور)اند.
توبه و بازگشت از گناه و حركت به سوي خدا، تنها راه نجات گناهكاران، وسيله تقرب و دوستي با خدا، تبديلكننده سيئات به حسنات و مايه اميد نااميدان است. توبه با همه خواصي كه دارد يك خاصيت ويژه و ممتاز، براي توبهكننده دارد، و آن ايجاد آرامش و اطمينان روحي و رواني است، چرا كه كسي كه خود را گناهكار ميداند در يك بحران روحي به سر ميبرد كه با توبه اين بحران روحي تبديل به آرامش و سكون خاطر فرد ميشود.
قرآن كه خود يك نسخه شفابخش براي همه دردهاست، خود را به عنوان يك عامل جهت تسكين قلبها و محكم كردن دل و آرامبخش معرفي ميكند و هر كس با اين نسخه الهي انس بيشتري داشته باشد و بر خواندن آن مداومت داشته باشد احساس اطمينان و آرامش بيشتري بر وجودش حاكم ميشود. قرآن خطاب به پيامبر (ص) ميفرمايد: وقال الّذين كفروا لو لا نزّل عليه القرآن جمله واحده كذلك لنثبت به فوادك و رتّلناه ترتيلا؛ و كافران گفتند: چرا قرآن يكجا بر او نازل نميشود؟! اين به خاطر آن است كه قلب تو را به وسيله آن محكم داريم و (از اين رو) آن را به تدريج بر تو خوانديم.
وقتي انسان گمان داشته باشد كه در آينده نعمتي نصيب او خواهد شد كه از آن لذت ميبرد و بهرهمند ميشود، از اين انديشه، احساس خوب و حالت مطلوب و شيريني به وي دست ميدهد كه ما آن را «رجاء» ميناميم. در قرآن كريم آيات زيادي راجع به اميد وجود دارد و اين حقيقت با تعابيري مثل رجاء و يأس و قنوط آورده شده است. به عنوان نمونه در سوره مباركه يوسف آمده است كه: يا بني اذهبوا فتحسسوا من يوسف واخيه ولاتايئسوا من روحالله انّه لا ييئس من روحالله الاّ القوم الكافرين؛ پسرانم! برويد و از يوسف و برادرش جستوجو كنيد و از رحمت خدا مأيوس نشويد كه تنها گروه كافران از رحمت خدا مأيوس ميشوند. در قرآن كريم موارد بسيار ديگري براي كسب آرامش ذكر شده است از جمله: صبر، دعا كردن، عبادت، عفت و پاكدامني، محبت و دستگيري از مردم، و... كه به دليل رعايت اختصار به همين مختصر اكتفا ميكنيم.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان