24 مهر 1396, 23:55
مشاهیر علوم انسانی
نویسنده : جواد نوائیان رودسری
روزنامه خراسان
شنبه 25 شهریور ماه 1396
زنده یاد دکتر عبدالجواد حکیمی فلاطوری، فیلسوف و اندیشمند معاصر، در سال 1304 (هـ.ش)، در خانوادهای اهل علم و فضیلت در اصفهان دیده به جهان گشود. جد وی، مرحوم ملا اسماعیل اصفهانی، در زمره فیلسوفان نامدار دوران خود محسوب میشد و حکیم اسرار، حاج ملاهادی سبزواری، از شاگردان مبرز او بود. مرحوم فلاطوری، تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و توانست در سال 1316، از دبیرستان فنی آلمانی – ایرانی، دیپلم بگیرد. او پس از آن، به تحصیل علوم حوزوی روی آورد؛ ابتدا به مدت دو سال، در حوزه علمیه اصفهان درس خواند و سپس، راهی مشهد مقدس شد. وی در حوزه علمیه این شهر، از درس استادان بنامی همچون میرزا هاشم قزوینی و میرزامحمدتقی ادیب نیشابوری، بهره برد و شش سال در مشهد اقامت کرد.
مرحوم فلاطوری، سپس به تهران رفت و علوم دینی را نزد علامه محمدتقی آملی و مرحوم میرزامحمدعلی شاهآبادی، تکمیل کرد و فلسفه را نزد میرزا مهدی آشتیانی، از فیلسوفان بنام آن دوره فرا گرفت. تبحر او در علم فلسفه باعث شد که استادش، مرحوم آشتیانی، به وی اجازه تدریس فلسفه بدهد. در اجازه نامه میرزا مهدی آشتیانی به مرحوم فلاطوری، آمده است: «منظورم فاضل کامل و صاحبنظرِ استوار رأی، نور چشم و فرزند و مورد اعتماد من، عبدالجواد حکیمی فلاطوری است ... او که خداوند در کسب رضای خود موفقش بدارد، مدتی طولانی از من استفاده بُرد و ژرفای مطالب حکمت و عرفان را فراگرفت. او اینک، به درجه شامخی از این علوم و معارف رسیده و صلاحیت تدریس کتابهایی را داراست که در این رشتهها، فراهم شده است، با این همه، نزد دانش پژوهان و طالبان حقایق، ناشناخته و مجهولالقدر است. پس لازم دیدم از تلاشهای او تشکر کنم و تمامی طالب علمان را و دانشجویان را، سفارش کنم تا از او سرچشمههای دانش الهی و معارف ربانی و اصول حکمت و عرفان را فراگیرند».
دکتر فلاطوری، پس از تکمیل درس نزد استادان حوزه، تصمیم به ادامه تحصیل در دانشگاه گرفت. او در سال 1330 وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1333، کتاب «المشاعر» ملاصدرا را به عنوان پایاننامه، ترجمه کرد. این ترجمه، به عنوان بهترین کتاب سال برگزیده شد. وی در مهرماه سال 1333، راهی آلمان شد تا تحصیلات دانشگاهی خود را در این کشور پی بگیرد. او ابتدا در دانشگاه «مینس» و سپس در دانشگاههای «کلن» و «بن» به تحصیل پرداخت و توانست در سال 1341، با دفاع از رساله خود، با موضوع «تفسیر اخلاق کانت در پرتو احترام»، مدرک دکترای خود را در رشته فلسفه دریافت کند. این در حالی بود که مرحوم فلاطوری، از حدود دو سال قبل از اخذ درجه دکترا، کار تدریس در دانشگاه هامبورگ را آغاز کرده بود. او در سال 1352 و پس از اتمام طرحی پژوهشی درباره «تغییر جریان فلسفه یونانی از طریق تفکرات اسلامی»، درجه پروفسوری دریافت کرد.
مرحوم فلاطوری بسیار مایل بود که پس از فراغت از تحصیل، به ایران بازگردد و آموختههای خود را در اختیار فرزندان این مرز و بوم قرار دهد؛ اما این امر میسر نشد. پروفسور مهدی محقق، در متنی که پس از درگذشت استاد فلاطوری به رشته تحریر درآورد، به این مسئله اشاره کرده و نوشته است: «او(استاد فلاطوری) پس از استقرار در آلمان، بسیار مایل بود که نتیجه کوششهای چندین ساله خود را در اختیار هموطنان خود بگذارد و حتی حاضر شد که تدریس در آلمان را رها کند و به استخدام دانشگاه تهران درآید و مقدمات این امر هم با همت استاد بزرگوار، دکتر یحیی مهدوی فراهم شد. ولی متأسفانه، چون ساخت و بافت دانشگاههای ما به گونهای است که جنبه اداری آن بر جنبه علمیاش میچربد، این امر میسر نگردید و او همیشه از این که دانشگاههای ایران مجال خدمت برای او فراهم نیاوردند، افسرده و غمگین بود».
به این ترتیب، فعالیتهای تحقیقاتی و پژوهشی استاد فلاطوری در اروپا آغاز شد. عمده تحقیقات او درباره تاریخ و فلسفه شیعه بود. وی در سال 1347، با حمایت «اروین گرف» و دکتر «ولفگانگ واگنر» کتابخانه تخصصی شیعه را در دانشگاه «کلن» تأسیس کرد؛ کتابخانهای که امروزه، یکی از اصلیترین مراکز تحقیقاتی و پژوهشی در عرصه شیعهشناسی محسوب میشود. استاد فلاطوری بیش از چهار هزار کتاب کمیاب را در این کتابخانه گردآوری کرد. از دیگر اقدامات او، طی دوران حضورش در آلمان، تأسیس آکادمی علوم اسلامی بود؛ مرکزی که میخواست چهره علمی واقعی اسلام را به اروپاییان ارائه کند. مرحوم فلاطوری، پس از افتتاح این مرکز، علمای دیگر ادیان را به گفتوگو دعوت کرد و با انتشار کتاب «اسلام در دیالوگ» که در برگیرنده مقالات وی در این عرصه بود، گامی مهم در جهت محقق شدن گفتوگوی راستین ادیان برداشت. این کتاب آنقدر مورد توجه قرار گرفت که طی همان سال، به چاپ پنجم رسید. مرحوم فلاطوری هدف از این اقدام را، ارائه بدون ابهام اعتقادات و باورهای اسلام به دیگر ادیان و رفع سوءتفاهمهای موجود بیان میکرد. او معتقد بود که با این اقدام و از بین بردن پیشداوریها، میتوان گامهای مهمی در جهت برقراری صلح و همزیستی مسالمتآمیز برداشت. یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین اقدامات دکتر فلاطوری در اروپا، اصلاح کتابهای درسی با محتوای مربوط به جهان اسلام بود. او این کار را با عنوان پروژه «اصلاح کتب درسی»، ابتدا در آلمان غربی اجرا کرد و سپس کوشید آن را در سراسر اروپا تعمیم دهد. مرحوم فلاطوری درباره این اقدام خود، مینویسد: «آنچه در طول چندین ساله مدرسه، آموخته میشود، رفته رفته و گام به گام، در مجموع، شکل و صورتی سخیف، منحرف و مغلوط و پر از جسارت به اسلام، در ذهن دانشآموز خواهد ساخت. پایه وجودش ساختهای خواهد بود از تحقیر اسلام و مسلمین یا احیاناً از اعتقاد به عقب ماندگی، بربریت، قساوت، آشفتگی و ضد حقوق انسانی بودن مسلمانان.» او این اقدام بزرگ و مهم را با کمک گروهی 30 نفره از اندیشمندان مسلمان ساکن اروپا آغاز کرد و توانست تأثیر مهمی در نوع نگرش مردم این قاره به اسلام و مسلمانان، بگذارد. او به تدریج این برنامه مهم را در 17 کشور اروپایی به انجام رساند؛ هرچند رویکردهای اسلامستیزانه برخی از سیاستمداران اروپا و اقدامات گروههای تکفیری، مانند داعش، عملاً پروژه استاد فلاطوری در اروپا را با چالشهای عمدهای روبه رو کرده است.
با وجود تمام این اقدامات مؤثر، دلمشغولیهای استاد فلاطوری درباره چگونگی ارائه تصویر واقعی اسلام در اروپا، به پایان نرسید. او در سال 1370، تصمیم گرفت دانشگاه معارف اسلامی را در اروپا ایجاد کند. هدف از تأسیس چنین دانشگاهی، مانند دیگر اقدامات مرحوم فلاطوری، نشان دادن چهره حقیقی اسلام به مردم اروپا و به وجود آوردن مجال مناسبی برای تحصیل علوم اسلامی برای مسلمانان این قاره بود. او قصد داشت دانشگاه معارف اسلامی را با همکاری دانشگاه الازهر، در هامبورگ تأسیس کند؛ مقدمات این کار فراهم شد، اما به دلایلی، موفق به انجام این مهم نشد. در آن زمان، پیشنهادهایی از برخی کشورهای عرب منطقه خلیج فارس، برای کمک به تأسیس دانشگاه معارف اسلامی به مرحوم فلاطوری رسید، اما او به دلیل رویکردهای افراطی و تکفیری سردمداران این کشورها، حاضر به قبول پیشنهاد آن ها نشد. سالهای پایانی عمر استاد عبدالجواد فلاطوری نیز، با دغدغه امکان ایجاد گفت و گوی میان ادیان سپری شد. به همت او، در واپسین سالهای عمرش، علمای برجسته اسلام، مسیحیت و یهودیت، در یونان گرد هم آمدند و اجلاسی را با هدف ایجاد امکان گفتوگوی میان ادیان، برگزار کردند. وی، سرانجام در روز دهم دیماه سال 1375، بر اثر سکته قلبی، در شهر هامبورگ آلمان درگذشت. پیکر وی به ایران منتقل و پس از تشییعی باشکوه، در آرامستان تخت فولاد اصفهان، به خاک سپرده شد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان