دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بزرگ‌ترين مسئوليت ما در زندگی

No image
بزرگ‌ترين مسئوليت ما در زندگی

يكي از مهم‌ترين مولفه‌هاي سبك زندگي اسلامي موضوع مسئوليت‌پذيري در زندگي است. در واقع اين مولفه است كه به زندگي انسان رنگ و بوي الهي و ديني مي‌دهد. چرا كه انساني كه خود را تابع و پيرو هيچ قانون و مذهبي قرار نمي‌دهد و زيربار هيچ مسئولیتي نمي‌رود، نمي‌تواند روح زندگي ديني را درك نمايد. از اين رو در سبك زندگي اسلامي مسئوليت‌هاي مشخص انسان بيان شده است. در منابع ديني و اسلامي مسئوليت‌هاي معين و مشخصي براي انسان بيان شده است. از جمله اين مسئوليت‌ها، مسئوليت انسان در قبال خداوند متعال و آيين و شريعت پاك الهي و مسئوليت انسان در قبال خود و ديگران است. خداوند متعال در آيات مختلفي موضوع مسئوليت انسان را مورد تذكر قرار مي‌دهد: «و قِفُوهُمْ إِنّهُمْ مسووُلُون [صافات: 24]و بازداشتشان نماييد كه آنها مسئولند. »«و لا تقْفُ ما ليس لك بِهِ عِلْمٌ إِنّ السّمْع و الْبصر و الْفواد كُلُّ أُولئِك كان عنْهُ مسْووُلاً [اسراء/36] و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن، زيرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد. »

 نخستين مسئوليت خطير انسان

نخستين و مهم‌ترين مسئوليت انسان در اين دنياي خاكي، مسئوليت او در برابر خداوند متعال است. معبود بزرگي كه تمام امكانات سعادت و كمال را براي او فراهم نموده است سزاوار است كه اين بنده ناتوان به اندازه توان خود قدردان و حق‌شناس نعمت‌هاي معبود خود باشد و در برابر او مسئوليت‌هاي محوله را قبول نمايد. 1- معرفت و شناخت خدا: از جمله مسئوليت‌هايي كه انسان در برابر خداوند متعال دارد اين است كه حق معرفت را درباره معبود خود به‌جاي آورد و به اين درجه از علم و معرفت دست پيدا نمايد كه خداي او از چه اوصاف و توانايي‌هایي برخوردار است. «معْرِفةُ‌الله سُبْحانهُ أعْلى الْمعارِفِ 1؛ معرفت خداى سبحان بلندمرتبه‌ترين معرفت‌هاست»‌. 2- عبوديت و بندگي: از جمله مهم‌ترين مسئوليتي كه بر عهده انسان واگذار شده است عبوديت و بندگي او در برابر خداوند متعال است. اين موضوع آنقدر در شريعت اسلام مورد توجه است كه هدف از خلقت انسان عبادت و بندگي در برابر خداوند متعال معرفي شده است. و ما «خلقْتُ الْجِنّ و الْإِنس إِلّا لِيعْبُدُونِ [الذاريات/56]؛ جن و انس را جز براي پرستش خود نيافريده‌ام». نظام حقوقي اسلام نظامي تكليف‌گراست؛ به عنوان مثال در متون ديني وقتي صحبت از حقّ انسـانها مي‌شود بحث از حقوقي است كه انسانهاي ديگر بر ما دارند و به عبارت ديگر مسئوليتي كه ما در قبال ديگران داريم. البته چون اين حقوق طرفيني است ما نيز اين حقوق را بر عهده ديگران داريم امّا به دليل همان بعد سازندگي و تربيت و هدايت كه دين اسلام براي خود قائل است در بيان به جنبه تكليف و وظيفه و مسئوليت، توجّه بيشتري مي‌كند؛ لذا امام سجّاد- عليه‌السّلام- مي‌فرمايد: اِعلم رحمك‌الله عزّ و جلّ عليك حُقوقاً مُحيطةٌ بِك فِي كلِّ حركةٍ تحركت‌ها و سكنةٍ سكنتها او حالٍ حلّتها او منزِلةٍ نزلتها او جارِحةٍ قلبتها او ءالةٍ تصرّفت فِيها فاكبرِ حُقُوقُ‌الله تبارك و تعالي عليك ما اوجب عليك لِنفسِهِ مِن حقِّهِ الّذي هُو اصلُ الحُقوقِ؛ بدان كه خداي عزّوجلّ را بر تو حقوقي است كه در هر جنبشي كه از تو سر مي‌زند و هر آرامشي كه داشته باشي يا در هر حالي كه باشي يا در هر منزلي كه فرود آ‌يي يا در هر عضوي كه بگرداني يا در هر ابزاري كه در آن تصرّف كني، آن حقوق اطراف تو را فرا گرفته است. بزرگ‌ترين حقّ خداي تبارك و تعالي همان است كه براي خويش بر تو واجب كرده؛ همان حقّي كه ريشه همه حقوق است. امام سجّاد-عليه السّلام- نمي‌فرمايد تو بر گردن ديگران حقّي داري كه آنها بايد درباره تو رعايت كنند بلكه مي‌فرمايد؛ حقوقي تو را احاطه كرده؛ يعني حقوقي كه ديگران بر گردن تو دارند و تو بايد از عهده آنها برآيي. همانطور كه ديديم اسلام ديني تكليف‌گراست و اصولاً دينداري بدون مسئوليت‌پذيري و تعهّد معنايي ندارد.

 ضرورت مسئوليت‌پذيری

با نظر به مطالبي كه گفته شد، اين سوال پيش مي‌آيد كه پاسخگو بودن در برابر يك مرجع برتر چه ضرورتي دارد؟ و اگر انسان مسئوليتي را نمي‌پذيرفت چه اتّفاقي مي‌افتاد؟ همانطور كه مي‌دانيم آفرينش انسان و جهان، هدفدار بوده است و هدف از آفرينش انسان عبادت و بندگي خداوند است. خداوند در قرآن مي‌فرمايد: وما خلقتُ الجِنّ و الاِنس اِلّا لِيعبُدُون(2) جن و انس را نيافريدم جز اينكه مرا عبادت كنند. خداوند متعال راه رسيدن به قرب الهي و طريقه عبادت و بندگي خود را به صورت برنامه‌هايي به رسول خويش ابلاغ كرده است و پس از پيامبر - صلّي‌الله عليه و‌آله – اوصياء او وظيفه آموزش معارف دين را بر عهده دارند. در اين ميان ما مسلمانان كه به اين دعوت لبّيك گفته‌ايم وظايف و مسئوليتهايي پيدا مي‌كنيم كه عمل به آنها ما را به كمال انساني خويش نزديك مي‌سازد. بزرگ‌ترين مسئوليت انسان، در برابر نعمت هدايت و ولايت است؛ چرا كه بدون تشريع دين و هدايت انسان، تمامي راه‌ها به سوي كمال و سعادت او مسدود مي‌شد. امام رضا –عليه السّلام- مي‌فرمايند: اِنّ اوّل ما يسئلُ عنهُ العبد يوم القيامةِ الشّهادةُ و النُّبُوّةُ و مُوالاتِ علي بنِ ابيطالِبِ عليه السّلامِ 3. همانا نخستين چيزي كه در روز قيامت از بنده سوال مي‌شود؛ شهادت به يگانگي خدا و رسالت پيامبر و دوستي علي بن ابيطالب عليه السّلام است. لذا اگر ما در مقابل اين نعمتهاي ارزشمند كه خداوند براي هدايت بشر به او ارزاني داشته است احساس مسئوليت نكنيم حياتي پوچ و بي‌هدف داشته هرگز به مقام والاي انسانيت نائل نمي‌شويم و اينجاست كه ضرورت مسئوليت‌پذيري در برابر خداوند متعال مشخّص مي‌شود.

به خوب شنيدن نياز داريم

به راستي ما پيش از آنكه به خوب سخن گفتن نيازمند باشيم، به خوب شنيدن محتاجيم، امير مومنان علي(ع) مي‌فرمايد: «خوب شنيدن را بياموز، چنانكه خوب سخن گفتن را مي‌آموزي. » هنر شنيدن بس كم ياب و پر قيمت است و شنيدن را بايد از استماع نداي درون آغاز كرد. اولياء حق ما را به محاسبه و سنجش مستمرّ‌خودمان سفارش كرده‌اند. نفس اماره، تسويل‌گراست. يعني، مي‌كوشد تا زشتي‌ها و ناراستي‌ها را در چشم ديگران و حتي خودمان خوب جلوه دهد. اما آيا به راستي رنگ و لعاب بهانه و تزوير، ننگ نارسايي‌هاي دروني را پاك مي‌كند؟ آيا مي‌توان منكر اين حقيقت شد كه اعمال، افكار، سخنان و آراء ما ناقص و آلوده به اشتباهند؟ و چه خوب است كه قبل از ديگران، خود به يافتن و رفع اين نواقص قيام كنيم. از مولاي متقيان و سرور عدالت خواهان بشنويم كه فرمود: ‌«العاقل من اتّهم رأيه؛ عاقل كسي است كه راي خود را در موضع خطا بداند و هرگز آن را حقيقت مطلق نپندارد». و همين بينش ژرف است كه آن رادمرد را به گفتن اين كلمات وزين وا‌مي‌دارد: ‌«… و در ديده مردم پارسا، زشت‌ترين خوي واليان اين است كه خواهند مردم، آنان را دوستدار بزرگمنش شمارند و كارهاشان را به حساب كبر و خودخواهي بگذارند و خوش ندارم كه در خاطر شما بگذرد كه من دوستدار ستودنم و خواهان ستايش بشنودن. سپاس خدا را كه بر چنين صفت نزادم و اگر ستايش دوست بودم آن را وا مي‌نهادم به خاطر فروتني در پيشگاه خداي سبحان…. ليكن مرا به نيكي مستاييد تا از عهده‌حقوقي كه مانده است بر‌آيم و واجب‌ها كه بر گردنم باقي است ادا نمايم. پس با من چنان‌كه با سركشان گويند، سخن مگوييد و چونان كه تيز خويان كنند از من كناره مجوييد و با ظاهر آرايي آميزش مداريد و شنيدن حق را بر من سنگين مپنداريد و نخواهم مرا بزرگ انگاريد. چه آن كس كه شنيدن سخن حق بر او گران افتد و نمودن عدالت بر وي دشوار بود، كار، به حق و عدالت كردن بر او دشوار‌تر است پس از گفتن حق، ياراي زدن در عدالت باز نايستد كه من نه برتر از آنم كه خطا كنم و نه در كار خويش از خطا ايمنم، مگر كه خدا مرا در كار نفس كفايت كند كه از من بر آن توانا‌تر است…». (نهج‌البلاغه، خطبه 216)

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

دعا از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه

بدان همان کسی که گنج های آسمان و زمین در اختیار اوست، به تو اجازه دعا و درخواست داده است و اجابت آن را نیز تضمین نموده، به تو امر کرده از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمایی تا رحمتش را بر تو فرو فرستد. خداوند بین تو و خودش کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد، تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ای پناه ببری و مانعت نشده .
Powered by TayaCMS