دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سلام. در اینکه ائمه انسانهای بسیار بزرگی بودند شکی نیست ولی در مورد معصومیت آنها شک و شبهه بسیار است. یعنی مبری بودنشان از خطا و گناه. داشتن غلام و کنیز (برده داری) اگر گناه و اشتباه و خطا نیست پس چیست؟ چون هیچ انسانی راضی به اسارت و بردگی نیست و اگر می خواستند خدمت کنند می توانستند آزاد باشند و خدمت کنند. برده و کنیز و غلام از هر گونه حق مالکیت و رای و نظر و... محروم بوده است. پس کسی که برده دارد معصوم نیست. لطفا در این مورد توضیح دهید. پاسخگو:سید طاهر حسینی

No image
سلام. در اینکه ائمه انسانهای بسیار بزرگی بودند شکی نیست ولی در مورد معصومیت آنها شک و شبهه بسیار است. یعنی مبری بودنشان از خطا و گناه. داشتن غلام و کنیز (برده داری) اگر گناه و اشتباه و خطا نیست پس چیست؟ چون هیچ انسانی راضی به اسارت و بردگی نیست و اگر می خواستند خدمت کنند می توانستند آزاد باشند و خدمت کنند. برده و کنیز و غلام از هر گونه حق مالکیت و رای و نظر و... محروم بوده است. پس کسی که برده دارد معصوم نیست. لطفا در این مورد توضیح دهید. پاسخگو:سید طاهر حسینی

پرسش:

سلام. در اینکه ائمه انسانهای بسیار بزرگی بودند شکی نیست ولی در مورد معصومیت آنها شک و شبهه بسیار است. یعنی مبری بودنشان از خطا و گناه. داشتن غلام و کنیز (برده داری) اگر گناه و اشتباه و خطا نیست پس چیست؟ چون هیچ انسانی راضی به اسارت و بردگی نیست و اگر می خواستند خدمت کنند می توانستند آزاد باشند و خدمت کنند. برده و کنیز و غلام از هر گونه حق مالکیت و رای و نظر و... محروم بوده است. پس کسی که برده دارد معصوم نیست. لطفا در این مورد توضیح دهید. پاسخگو:سید طاهر حسینی

پاسخ:

پاسخ این سوال در چند بخش ارائه می‌شود: دلایل فراوانی بر عصمت ائمه (علیه‌السّلام) وجود دارد. ما در اینجا دو مورد از دلایل یاد شده، یکی دلیل عقلی و یک دلیل نقلی، را به طور بسیار مختصر بیان می‌کنیم؛ امّا قبل از بیان دو استدلال یاد شده، توجه به دو نکته مهم ضروری است: یکی اینکه، پس از آن که مطلبی را با دلایل عقلی یا نقلی ثابت کردیم اگر در مورد آن شک و شبهه‌ای پیدا شد باید سعی کنیم جواب و توجیه منطقی آن شبهه را پیدا کنیم نه اینکه از یک امر قطعی و یقین به خاطر یک امر ظنی، دست بکشیم؛ تعصب در امور قطعی پسندیده و نیکوست؛ بنابراین اگر عصمت ائمه بر اساس دلایل عقلی و نقلی بر ایمان ثابت شد، دیگر تعصب بر آن اشکالی نخواهد داشت و این تعصب نه تنها مذموم نخواهد بود بلکه پسندیده نیز خواهد بود. تعصب زمانی مذموم است که از امور باطل یا شبهاتی که از باطل برمی‌خیزد، برخاسته باشد. دیگر اینکه وقتی که تمامی مسلمانان به عصمت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) معتقدند و اعتقاد به عصمت را در مورد پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به عنوان یک انسان، غلوّ نمی‌دانند، در مورد عصمت ائمه نیز باید چنین باشد چرا که دلایل ما بر عصمت ائمه همان دلایلی است که بر عصمت انبیاء اقامه شده است به جز در عصمت وحی. أ) دلیل عقلی بر عصمت ائمه: یکی از دلایل عقلی بر عصمت ائمه برهان حفظ شریعیت است؛ به این توضیح که حفظ شریعت واجب است زیرا اعتقاد و التزام به اسلام تا قیامت در گروه حفظ آن است و این امر جز با وجود دائمی امام معصوم (علیه‌السّلام) امکان‌پذیر نخواهد بود. توضیح: قرآن کریم نخستین منبع شریعت است که خداوند وعده فرموده آنرا حفظ کند و چنین کرده است قرآن اصول و کلیات شریعت اسلام را در بردارد ولی تفصیل احکام شریعت به تبیین و تعلیم پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) واگذار شده است. با مراجعه به احادیث نبوی که با سند درست روایت شده باشند روشن می‌شود که تفصیل تمامی احکام شریعت در سنّت نبوی نیز یافت نمی‌شود چرا که مناسبت بیان آن‌ها نبوده است، در ضمن باید کسی بوده باشد تا سنت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را نیز بدون هیچ اشکالی از جمله نیسان و فراموشی به دست ما برساند و خود نیز بتواند در هر زمانی مسائل جدید اسلامی را بیان کند. او در این بیان باید معصوم و از خطا به دور باشد تا شریعت درست به دست نسل‌های بعدی برسد و از انحراف در دین جلوگیری شود؛ (اجتهاد در دین به وسیله علما در مواردی دچار خطا می‌شود لذا نمی‌شود به اجتهاد علما در حفظ شریعت اعتماد کامل داشت....). ب) دلیل نقلی: در قرآن کریم آیات فراوانی وجود دارد که بیانگر لزوم عصمت ائمه (علیه‌السّلام) می‌باشد؛ خداوند در سوره بقره می‌فرماید: «وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»(بقره/124) «زمانی که ابراهیم نبی (علیه‌السّلام) از آزمایشات الهی سربلند بیرون آمد به او گفتیم ک تو را برای مردم امام قرار دادیم. ابراهیم (علیه‌السّلام) سؤال کرد: آیا درمورد من نیز چنین می‌کنی؟ خداوند فرمودند: که عهد من به هرگز ظالمین نمی‌رسد» فخر رازی عالم معروف سنّی می‌گوید: «إن جاعلک للناس اماما» بر معصوم بودن از همه گناهان دلالت می‌کند زیرا امام کسی است که به او اقتدا می‌شود، پس اگر عصمت نداشته بادش و از او گناهی سر زند، پیروی از او در آن گناه واحب می‌شود» از طرف دیگر از «لاینال عهدی الظالمین» نیز عصمت امام مشخص می‌شود، چرا که هر کسی حتی یک گناهکند طبق فرموده قرآن لفظ ظالم بر او صدق می‌کند. «وَمَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ» (بقره/229) و شخص ظالم شایسته امامت نیست. بخش دوم: بخش دیگر سؤال شما درباره برده‌داری بود. قبل از پاسخ این سؤال و توضیح مطلب چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد: نکته اول: از آنجا که شما شبهه‌ای در ذهن داشتید و نتوانستید جوابی برای آن چند نکته پیدا کنید از آن به گناه تعبیر کردید و گفتید چون ائمه برده داشتند سپس گناه کاربودند؛ در حالی که شما باید ابتدا اصل گناه بودن برده‌داری را در اسلام ثابت می‌کردید و بعد نتیجه می‌گرفتید کسی که برده داشته باشد گناه کار است؛ حال آنکه در قرآن آیات فراوانی به بیان احکام برده‌داری پرداخته است بدون آنکه از آن به گناه یاد کند یا نفی نماید. نکته دیگر اینکه تمام مسلمانان عصمت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) را قبول دارند و پیامبر نیز عبد و کنیز داشتند؛ قاریه قبطیه یکی از همسران پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ام ولده بوده و ابراهیم را برای پیامبر؛ به دنیا آورد. اسلام بردگی را به کلی ملغی نکرد و طی یک حکم قطعی و عمومی آزادی همه آن‌ها را اعلام ننمود؛ بلکه، با برنامه دقیق و زمان‌بندی شده برای آزادی بردگان اقدام کرد تا عکس‌العمل‌ نامطلوبی در جامعه به وجود نیاورد. اگر نظام غلطی بافت در جامعه حاکم باشد، ریشه‌کردن آن نیاز به زمان دارد و هر حرکت حساب نشده‌ای نتیجه معکوس خواهد داشت. چه بسا دستور اسلام به آزادی یکباره بردگان باعث تلف‌شدن عده بسیاری از آن‌ها که کسب و کار مستقل و نه خانه و وسیله‌ای برای ادامه زندگی داشتند، می‌گردید؛ آزادی یکباره این عده عظیم حتی نظم جامعه را نیز مختل می‌کرد. اسلام با برنامه‌ریزی تدریجی زمینه آزادی همه بردگان را فراهم آورده بنابراین با گذر زمان از تعداد بردگان کاسته شد تا پدیده برخی برده‌داری از جامعه اسلامی ریشه‌کن شد. راه‌های اسلام برای ریشه‌کن کردن بردگی عبارتند از: 1) بستن سرچشمه‌های بردگی: به این معنا که اسلام راه‌های برده‌گیری افراد را بست و تنها اسیرانی را که در جنگ به اسارت گرفته می‌شد مجوز اسیر گرفتن آن‌ها را، آن هم در صورت اجازه رهبر جامعه اسلامی و بنابر مصلحت جامعه، صادر نمود؛ 2) گشودن دریچه آزادی: اسلام دریچه آزادی: اسلام با برنامه‌های زیادی بمانه آزادی بردگان را فراهم نمود. مواردی مثل: یکی از مصارف هشت‌گانه زکات قراردادن (توبه/60) از صدقات، کفاره روزه و ظهار و قتل خطائی و سوگند دروغ و ... قراردادن (مجادله/3، مائده/89، نساء/92) و یا آزادی ام ولد و آزادی عبد مبعّض و آزادی عبدی که مولا به او آسیبی برساند (مثل بریدن گوش او) و آزادکردن بردگان را از مهم‌ترین عبادات قرار داده است. و آزادکردن برده را عبور از عقبه خطرناک قیامت بیان می‌کند «و ما ادرئک ماالعقبه، فک الرقبه». بخش سوم: قسمت دیگر سؤال شما در مورد اهل بیت (علیه‌السّلام) و برده‌داری آن‌ها بود؛ درست است که ائمه (علیه‌السّلام) از بردگان برای کارهای خود استفاده می‌کردند ولی سیره ائمه در گرفتن عبد و مولا به آن معنی که در ذهنمان می‌باشد، نبوده است. ائمه (علیه‌السّلام) بردگان را تحت حمایت خود قرار می‌دادند و آن‌ها را تربیت اسلامی می‌کردند و به جامعه نیز نوع برخورد با بردگان را آموزش می‌دادند. در روایات داریم که علی (علیه‌السّلام) هزار برده از دست‌رنج خود آزاد کرد «اعتق الف مملوک ص کدّیده». عشق قنبر، غلام علی (علیه‌السّلام) به او معروف است؛ او صلابت و نرمی علی (علیه‌السّلام) هر دو را دوست می‌داشت. علی (علیه‌السّلام) لباس گران‌تر و زیباتر را به قنبر می‌داد و ارزانتر را خود می‌پوشید و در جواب قنبر می‌گفت: تو جوان هستی و؛ «أنا استحیی من ربّی أن أتفضل علیک؛ سمعت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) یقول: البسوهم مما تلبسون و أطعموهم مما تأکلون ...» «یعنی از خدای خود شرم دارم که بر تو برتری بجویم، از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌شنیدم که می‌فرمود: به آن‌ها از همان لباس که خود می‌پوشید. و همان غذایی بدهید که خود می‌خورید» امام سجاد (علیه‌السّلام) مکتبی را در دوران خفقان بنی‌امیه به وجود آورد و آن این بوده که ایشان بنده‌گان زیادی می‌خرید و آن‌ها را تربیت کرده و به هر بهانه‌ای آزاد می‌کردند و باقی مانده آن‌ها را در شب عید فطر هر سال آزاد می‌کرد و سال بعد دوباره چنین می‌کردند. در بخش آخر سؤال خود گفته بودید که چرا معصومین از همان اول آن‌ها را آزاد نمی‌کردند و یا به عنوان خدمت‌کار با یک حقوقی قرار نمی‌دادند تا به این ترتیب هم آن‌ها آزاد باشند و هم تربیت اسلامی شوند. این کار معصومین (علیه‌السّلام) می‌تواند چند دلیل داشته باشد از جمله: اوّلاً، تسلط روی عبد بسیار بیشتر از تسلط بر روی خادم آزاد است، اگر آن‌ها را از همان اوّل آزادی می‌کردند هدفی که ائمه (علیه‌السّلام) داشتند به اینکه آن‌ها را تربیت اسلامی می‌کنند و نیز جامعه را آموزش دهند که با برده‌ها چگونه عمل کنند، انجام نمی‌شد. ائمه از برده‌ها مبلّغ دینی و انسان آزاداندیش می‌ساختند و به جامعه نیز می‌آموختند که برده را همان ابتدا رها نکنند بلکه بعد از تربیت آن‌ها به آن‌ها از اموالی که خدا به آن‌ها داده؛ بدهند سپس آزادشان کنند. ثانیاً، اگر آن‌ها را از همان اول آزاد می‌کردند و از آن‌ها به عنوان خادم با یک مقرری استفاده می‌نمودند خیلی از آن‌ها که هنوز طعم عطوفت و رأفت و علم ائمه (علیه‌السّلام) را نچشیده بودند (خصوصاً با توجه به اینکه بسیاری از آن‌ها حتی مسلمان هم نبودند) دلیل نمی‌دیدند که بمانند و خادم باشند و تربیت اسلامی شوند. ثالثاً، ائمه (علیه‌السّلام) آن‌چنان به برده‌ها احترام می‌کردند که در موارد زیادی آن‌ها حاضر نمی‌شدند از نزد ائمه (علیه‌السّلام) بروند آن‌ها عملاً فرقی با فرد آزاد نداشتند و به عنوان عضوی از اعضاء خانواده محسوب می‌شوند، مانند قنبر؛ با آنکه علی (علیه‌السّلام) هزار بنده آزاد کرده بود اما او تا آخر نزد علی ماند و بعد از ایشان در راه علی (علیه‌السّلام) به شهادت رسید.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

رفتار و منش امام خمینی (ره) با دختران

در همۀ جوامع بشری، تربیت فرزندان، به ویژه فرزند دختر ارزش و اهمیت زیادی دارد. ارزش‌های اسلامی و زوایای زندگی ائمه معصومین علیهم‌السلام و بزرگان، جایگاه تربیتی پدر در قبال دختران مورد تأکید قرار گرفته است. از آنجا که دشمنان فرهنگ اسلامی به این امر واقف شده‌اند با تلاش‌های خود سعی بر بی‌ارزش نمودن جایگاه پدر داشته واز سویی با استحاله اعتقادی و فرهنگی دختران و زنان (به عنوان ارکان اصلی خانواده اسلامی) به اهداف شوم خود که نابودی اسلام است دست یابند.
تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

تبیین و ضرورت‌شناسی مساله تعامل مؤثر پدری-دختری

در این نوشتار تلاش شده با تدقیق به اضلاع مسئله، یعنی خانواده، جایگاه پدری و دختری ضمن تبیین و ابهام زدایی از مساله‌ی «تعامل موثر پدری-دختری»، ضرورت آن بیش از پیش هویدا گردد.
فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

فرصت و تهدید رابطه پدر-دختری

در این نوشتار سعی شده است نقش پدر در خانواده به خصوص در رابطه پدری- دختری مورد تدقیق قرار گرفته و راهبردهای موثر عملی پیشنهاد گردد.
دختر در آینه تعامل با پدر

دختر در آینه تعامل با پدر

یهود از پیامبری حضرت موسی علیه‌السلام نشأت گرفت... کسی که چگونه دل کندن مادر از او در قرآن آمده است.. مسیحیت بعد از حضرت عیسی علیه‌السلام شکل گرفت که متولد شدن از مادری تنها بدون پدر، در قرآن کریم ذکر شده است.
رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

رابطه پدر - دختری، پرهیز از تحمیل

با اینکه سعی کرده بودم، طوری که پدر دوست دارد لباس بپوشم، اما انگار جلب رضایتش غیر ممکن بود! من فقط سکوت کرده بودم و پدر پشت سر هم شروع کرد به سرزنش و پرخاش به من! تا اینکه به نزدیکی خانه رسیدیم.
Powered by TayaCMS