دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آل باوند

No image
آل باوند

كلمات كليدي : طبرستان، ساسانيان، كيوسيه، اسپهبديه، كين خوازيه، بني عباس، سامانيان، علويان، آل بويه، سلجوقيان، ايلخانان

نویسنده : منيره شريعت جو

آل باوند

طبرستان از مناطق شمالی ایران است که به علت وجود موانع طبیعی توانست تا قرن دوم از تصرف مسلمانان در امان بماند. پیش از ظهور اسلام، این سرزمین تحت نظارت ساسانیان اداره می گشت، اما با تضعیف حکومت ساسانی و حمله مسلمانان به ایران، فرصتی ایجاد شد تا در این منطقه حکومت های محلی که گاه تا قرن ها ادامه یافت به وجود آید. خاندان های گیلانشاه دابویهیان، پادوسپان، جستانیان و باوند از جمله آن ها بودند.[1]

سلسله محلی "آل باوند" یا باوندیان توسط باوندی شاپور که احتمالا از نوادگان قباد می باشد تأسیس گردید (750 – 45 هجری قمری). این سلسه در سه دوره بر بخش هایی از مازندران و گیلان حکمرانی نمودند. شاخه اول آن با نام کیوسیان (به فتح کاف) از سال 45 تا 390 قمری، با سیزده فرمانروا بر این منطقه با مرکزیت منطقه فریم حکم راند. اولین آن ها "باو"، در ابتدا از فرماندهان خسروپرویز بود که به حکومت طبرستان و آذربایجان منصوب شده و این سلسله محلی را پایه گذاری نمود. آخرین آن ها نیز "شهریار" پسر "دارا" بود. بعد از مرگ وی به دلیل استیلای قابوس بر طبرستان وقفه‌ای 70 ساله در فرمانروایی آل باوند رخ داد.[2]

پس از آن نواده شهریار که به تدریج نیروی قدرتمندی فراهم ساخته بود با ضعف آل وشمگیر، حکومتی با نام اسپهبدیه (606- 460 قمری) تشکیل داد.[3] حسام الدوله شهریار نخستین فرد از این شاخه توانست بر طبرستان، گیلان، ری و قومس استیلا یابد،[4] و "شمس الملوک رستم" هشتمین و آخرین فرد از این خاندان به علت شورشی که بر ضد وی رخ داد و نداشتن نیروی کافی به "محمد خوارزمشاه" پناه برد. با مرگ وی تا زمان یورش مغولان "آل باوند" استقلال خویش را از دست دادند.[5]

کین خوازیه (به تشدید یاء) با هشت فرمانروا، سومین شاخه از سلسه باوندیه است که از سال 635 تا 750 بر آمل و مازندران حکمرانی نمود.[6] شمس الملوک محمد در زمان نابسامانی این منطقه در زمان حمله مغول این شاخه را به پایتختی آمل بنا نهاد. با مرگ "فخرالدوله" هشتمین فرد از این خاندان، پسران وی جهت ابقای حکومت خویش به امیر رستمدار پناه بردند، اما از سپاه افراسیاب چلاوی که در آمل حکومت تشکیل داده بود شکست خورده و بدین ترتیب این سلسه منقرض گردید.[7]

نکات حائز اهمیت در خصوص این سلسله را به طور مختصر می توان چنین برشمرد؛

1) اسپهبد عنوانی است که در آغاز برای فرمانروایان این سلسله به کار برده می شد. از قرن سوم، عنوان "ملک الجبال" و از قرن هفتم عنوان "ملک" نیز برای آنان ذکر شده است،[8] همچنین برخی زمان "شروین بن سهراب" پنجمین فرمانروای کیوسیان را آغاز تاریخ مستند این سلسله می دانند.[9]

2) مناسبات این سلسله با سایر دولت ها و نیز سطح استقلال آن فراز و نشیب های زیادی به خود دید. در شاخه کیوسیان، "شروین" که پیش از آن به مخالفت با خلفای عباسی و کارگزاران خلیفه می‌پرداخت مجبور به اطاعت از مهدی عباسی شد. مأمون نیز در نبرد با رومیان از آنان درخواست کمک نمود.

"قارن" هشتمین فرمانروای کیوسیان به بغداد گرایش یافته و از معتصم عباسی خلعت حکومت دریافت نمود. در زمان همین فرد بود که به علت خروج حسن بن زید، با علویان که تهدیدی برای او به شمار می رفت ارتباط برقرار نمود. "شروین" دهمین فرمانروای کیوسی نیز با اطاعت از سامانیان به حکومت خویش ادامه داد. و تصرف سرزمین آن ها توسط آل بویه از واپسین وقایع سیاسی این دوره می باشد.[10]

در دوران اسپهبدیان و پیش از آن در زمان "قارن" در شهریارکوه، به رغم چیرگی سلجوقیان، توانستند با حفظ استقلال خویش بر این منطقه حکمرانی نموده و دولتی نسبتا بزرگ تشکیل دهند.[11] اما در اواخر این دوره به علت ضعف فرمانروایان، امارت خویش را از سوی خوارزمشاهیان دریافت می نمودند.شاخه کین خوازیه نیز اغلب دست نشانده ایلخانان بودند.[12]

3) به لحاظ مذهبی نیز مردم شمال ایران، پیش از پذیرش اسلام به طور عمده زرتشتی و مزدکی بودند."قارن" هشتمین امیر کیوسی بود که به اسلام گروید.[13] آنان بر مذهب تشیع بوده و با علویان طبرستان ارتباط حسنه ای داشتند.[14]

اولین فرمانروای "اسپهبدیه" نیز در قلمرو خود سکه و خطبه به نام خود کرد. "نصیرالدوله" پنجمین فرد از این شاخه نیز از دشمنان سرسخت اسماعیلیه بود. وی خطبه و سکه به نام صاحب الزمان کرده و خود را نایب او می دانست. علویان نیز در برهه هایی از زمان جایگاهی خاص یافتند، به گونه ای که در زمان "حسام الدوله" هفتمین امیر اسپهبدیه جهت ترمیم بقاع متبرکه، مقرری تعیین نمود.

منابع :

[1] . محمد مهدی شجاع شفیعی؛ تاریخ هزار ساله اسلام در نواحی شمالی ایران، تهران، اشاره، چ اول، 1377، ص76

[2] . صادق سجادی؛ "مدخل آل باوند"، دائره المعارف بزرگ اسلامی، کاظم موسوی بجنوردی (سرپرست گروه)؛ تهران، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چ دوم، 1374، ج 1، صص 589- 585

[3] . محمد حسن خان اعتمادالسلطنه؛ تاریخ طبرستان (التدوین فی احوال جبال شروین)، با تعلیقات میترا مهرآبادی، تهران، دنیای کتاب، 1373، چ اول، ص 141

[4] . میر سید ظهیر الدین مرعشی؛ تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، مقدمه محمد جواد مشکور/ به کوشش محمد حسین تسبیحی، تهران، مؤسسه مطبوعاتی شرق، 1345، ص بیست و سه

[5] . صادق سجادی؛ پیشین، صص 595- 589

[6] . میر سید ظهیر الدین مرعشی؛ پیشین

[7] . صادق سجادی؛ پیشین، صص 595 و 596

[8] . محمد مهدی شجاع شفیعی؛ پیشین، ص 44

[9] . صادق سجادی؛ پیشین، ص 586

[10] . همان، صص 588 - 586

[11] . همان، ص 589

[12] . همان، ص 595

[13] . محمد مهدی شجاع شفیعی؛ پیشین، صص 34 و 44

[14] . محسن الأمین؛ أعیان الشیعه، تحقیق حسن الأمین، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، 1403، ج 5، ص 85

مقاله

نویسنده منيره شريعت جو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
Powered by TayaCMS