دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارتباط بعثت با تقدیرات حتمی

اصل قدر و تقدیر به معنای اندازه گیری است. در روایتی از امام هادی صلوات الله علیه نقل شده است که تقدیر عبارت است از مهندسی عالم.
ارتباط بعثت با تقدیرات حتمی
ارتباط بعثت با تقدیرات حتمی
نویسنده: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

اصل قدر و تقدیر به معنای اندازه گیری است. در روایتی از امام هادی صلوات الله علیه نقل شده است که تقدیر عبارت است از مهندسی عالم. ما وقتی خودمان در عالم انسانی می‌خواهیم پروژه عظیمی را تاسیس کنیم، اول باید هدفمان مشخص باشد. این کار نیاز به معلوماتی دارد. مرحله علم اولین مرحله ای است که برای مقدرات کار لازم است. بعد مقدمات لازم را بررسی می‌کنیم. وقتی همه این‌ها را در نظر گرفتیم، طرحی برای کار تصور می‌کنیم و به دنبال آن نقشه اجرایی طرح را آماده می‌کنیم. نقشه اجرایی طرح را در آخرین مرحله آماده می‌کنیم و بعد از آن بسم الله را می‌گوییم و شروع به عملی کردن طرح می‌نماییم. البته می‌دانیم که خدای متعال به این مراحل احتیاج ندارد تا لازم باشد که هر کدام در زمانی انجام گیرد. اصولاً زمان در کارهای خدا دخالتی ندارد. ما هستیم که به خاطر ضعف وجودی، نیاز داریم به این که به تدریج فکر کنیم، با دیگران مشورت کنیم تا طرحی را بریزیم و بعد نقشه عملیاتی اش را آماده کنیم. اگر امکان داشت همه این مراحل را در یک آن تصور کنیم دیگر به زمان نیاز نداشتیم؛ ولی به هرحال این مراحل ازنظر عقلی برهم مترتب اند؛ یعنی اگر در یک آن هم همه این مراحل را می‌توانستیم تصور کنیم، باز این‌ها تقدم و تاخر دارند؛ یعنی غیر از تقدم و تاخر زمانی، تقدم و تاخرهای دیگری هم هست. مثلاً وقتی با دست کلید را در قفل می‌چرخانیم، دست و کلید با هم حرکت می‌کنند؛ اما دست است که کلید را به حرکت درمی آورد و حرکت دست تقدم وجودی بر حرکت کلید دارد.

ممکن است سوال شود که: چرا با این که خدا کارش را بدون زمان انجام می‌دهد و فقط می‌گوید: باش! و آن موجود می‌شود، اما درباره خلق عالم می‌فرماید: «خلق السماوات و الارض فی سته ایام؛ خلقت آسمان‌ها و زمین شش روز طول کشید»؟ اجمالاً همان طور که چند جلسه قبل عرض کردم، آن عالمی که زمان ندارد بر عالم زمان احاطه دارد. ما که در عالم زمان هستیم این تقدم و تاخرهای زمانی را درک می‌کنیم؛ ولی او که بر این عالم احاطه دارد، همه این‌ها برای او یک جا حاضر است. مخلوق در شش روز پدید می‌آید؛ اما امر الهی تدریج ندارد (یقول له کن فیکون). این تدریج برای مخلوق است نه برای خالق.

حضرت زهرا سلام الله علیها برای انتخاب پیغمبر و بعثت پیغمبر به دو مرحله اشاره می‌فرمایند؛ مرحله اول را با تعابیر اصطفی، اجتبی و سماه بیان می‌کنند و مرحله دوم را با تعابیر ارسل، ابتعث و... مرحله اول مرحله علم است. این معنا را نسبت به کار خدا «تقدیر علمی» گویند. یعنی خدای متعال هم در عالم علم خود، اشیاء را اندازه گیری می‌کند که چه چیزی باید در چه جایی واقع شود، چه قدر زمان می‌خواهد، حجمش باید چه قدر باشد، باید با چه چیزهایی ارتباط داشته باشد و... این نوعی اندازه‌گیری است، اما در عالم علم. وقتی نقشه اجرایی تهیه و عمل شروع شد، این بخش کار هم مراحلی دارد که آن را «تقدیر عینی» گویند. حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: علم من الله تعالی بمایل الامور، و احاطه بحوادث الدهور، و معرفه بمواقع المقدور؛ چون خدا عواقب امور را می‌دانست و بر همه حوادث احاطه داشت و جایگاه این مقدرات را می‌شناخت، در همان عالم جایگاه پیغمبر را به عنوان خاتم انبیاء تعیین کرد. تا این جا صحبت علم و معرفت است که بر تقدیر علمی منطبق می‌شود. اما وقتی جبرئیل بر پیغمبر نازل می‌شود و می‌گوید: اقرا بسم ربک، این جا دیگر صحبت علم نیست؛ بلکه این جا مرحله اجرا، پیاده کردن نقشه و عینیت بخشیدن به طرح است؛ لذا حضرت زهرا سلام الله علیها این مرحله را این گونه بیان می‌کنند که: ابتعثه الله تعالی اتماما لاامره، و عزیمه علی امضاء حکمه؛ خدا پیغمبر را مبعوث کرد برای این که کار را تمام کند، چون عزم جدی داشت که آن حکمی را که در عالم علم کرده بود امضا و در عالم عین پیاده کند؛ و انفاذا لمقادیر حتمه؛ مقدرات تا به آن مرحله نهایی نرسیده قابل تغییر است. کار مهندس هم همین طور است. وقتی کار به مرحله آخر رسید و آخرین خشت را گذاشتند دیگر کار تمام است. مقدرات حتمی یعنی چیزهایی که دیگر تغییر نمی کند. در قرآن به برخی از مقدرات حتمی اشاره شده است؛ مثلاً می‌فرماید: هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون؛ این اراده حتمی خداست که پیغمبر آخرالزمان مبعوث شود و دین او بر همه ادیان دیگر غالب شود، و یا می‌فرماید: و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون؛ ما هم در تورات و هم در زبور نوشتیم و هم در قرآن می‌گوییم که وارثان این زمین شایستگان اند. این یک قضای حتمی است. حضرت زهرا سلام الله علیها می‌فرمایند: برای این که این مقدرات حتی تحقق پیدا کند خدا پیغمبر را مبعوث فرمود. اگر پیامبر در این عالم مبعوث نشده بود این مقدرات، حتمیت پیدا نمی‌کرد. پس می‌بینید حضرت دو گونه تعبیر به کار برده اند؛ قبل از بعثت صحبت از مقدراتی است که به عالم علم الهی مربوط است؛ یعنی تقدیرات علمی. اما بعد از بعثت صحبت از مقدرات حتمی است (انفاذا لمقادیر حتمه). پس ما دو نوع تقدیر داریم؛ تقدیرات در عالم علم الهی و تقدیرات در عالم عین، و هر دو هم در روایات و هم در آیات مصادیق زیادی دارد. چون این شب‌ها شب‌های قدر است، توجه به این مطلب لازم است که یک دسته از تقدیرات، تقدیرات علمی است که در لوح محفوظ و لوح محو و انبات است. یک دسته تقدیرات علمی، تقدیرات علمی غیرحتمی است و یک دسته تقدیرات علمی حتمی؛ مثلاً وقتی برای کسی اجل معین می‌شود، یک اجل، اجل حتمی است و یکی اجل معلق و مشروط. مثلاً اجلش به صدقه دادن مشروط است؛ یعنی اگر صدقه داد اجلش طولانی است و اگر صدقه نداد اجلش کوتاه است. این مشروط به تقدیراتی است که قابل تغییر است. اما بالاخره خدا می‌داند که آیا این صدقه خواهد داد یا نخواهد داد و عمرش چه قدر خواهد شد. این تقدیرات، تقدیرات علمی حتمی است. تقدیراتی که به مرتبه حتمیت می‌رسد مرتبه قضاء است. این دو مرتبه در عالم علمی، تقدیر علمی و قضای علمی است. عالم عین هم همین دو مرحله را دارد: یک مرحله مشروط دارد و یک مرحله حتمی و در مرحله آخر امضاء می‌شود. امضاء یعنی گذراندن و تمام شدن کار که دیگر برگشتی ندارد.

ارتباط بعثت و تقدیرات حتمی

حال سوال می‌شود: چه ربطی است بین انتخاب پیغمبر و این که خدا می‌داند مقدرات چیست و چگونه باید واقع شود؟ برای جواب باید ببینیم هدف خدا از خلقت این عالم چیست؟ گفتیم که وقتی خدا می‌خواهد عالم هستی را بیافریند هدف اصلی او کامل‌ترین موجودی است که در عالم خلقت می‌تواند وجود پیدا کند و آن وجود مقدس پیغمبر اکرم صلی ا لله علیه وآله وسلم است و چون نور آن حضرت با نور چهارده معصوم متحد است در واقع چهارده معصوم هدف اصلی خلقت‌اند و در مرحله بعد هم کسانی هستند که به آن‌ها شباهت دارند، یعنی انبیاء و اولیای خدا و مومنین خالص. بقیه هم طفیل وجود آنها هستند. اما خدا از این طفیلی‌ها هم صرف نظر نمی کند. نه تنها از این‌ها بلکه اگر یک لحظه به یاد خدا باشند هم از آن یک لحظه نمی گذرد و زمینه را فراهم می‌کند تا یک یاالله بگویند. در میان میلیاردها انسانی که در طول تاریخ می‌توانند به وجود آیند، افراد ارزنده‌ای پیدا خواهند شد و خدا می‌داند چند نسل باید بگذرد تا یک انسان خوب پیدا شود. اگرچند نسل کافر باشند، اما در نسل چهارمشان یک انسان خوب بتواند به وجود آید، خدا زمینه را فراهم می‌کند تا این نسل بیایند زندگی کنند تا آن انسانی که لیاقت نور خدا را دارد متولد شود. این‌ها از الطاف و رحمت‌های بی نهایت خداست.

در مرحله علم باید چه کار کرد تا انسان‌ها بتوانند خداپرست شوند و به قرب خدا برسند؟ اولاً باید آنچه لازم است در وجودشان گذاشته شود. باید خدا به آن‌ها عقل بدهد تا بتوانند خوب و بد را تشخیص دهند. اما باز خدا می‌داند که علاوه بر عقل این‌ها به راهنمای دیگری هم احتیاج دارند. اگر کسانی باشند که این‌ها را تربیت کنند ممکن است این‌ها ارتباطی با خدا پیدا کنند و لایق بهشت شوند. اما اگر خدا پیغمبر را نفرستد عقلشان برای رسیدن به ن کافی نیست. این‌ها مطالب مربوط به مرحله علم است. این تقدیر علمی است. پس در همان طرح اولیه خلقت باید درنظر گرفته شود که مخلوقات اصیل مرتبه‌ای از وجود هم داشته باشند که با دیگران هم ارتباط برقرار کنند و آن‌ها را راهنمایی کنند؛ لذا باید وجود اصلی آن مخلوقات اصیل باید مرتبه نازله ای هم داشته باشند و آن وجود جسمانی شان است. در این وجود جسمانی باید مثل سایرین باشند. والانمی توانند با آن‌ها همکاری کنند. این راهنما باید با خدا ارتباط تنگاتنگ داشته باشد؛ «وما کان الله لیطلعکم علی الغیب و لکن الله یجتبی من رسله من یشاء؛ شما طوری نیستید که خدا غیب را بر شما آشکار کند؛ اما در میان همه انسان‌ها تعدادی هستند که چنین استعدادی را دارند» و اراده خدا تعلق می‌گیرد به این که آن‌ها را انتخاب کند و غیب را به آن‌ها بنمایاند. باید آن‌ها که سنخیتی با شما دارند بیایند و دست شما را بگیرند و هدایت کنند. در این جا فلسفه نبوت هم روشن می‌شود. روشن می‌شود که چرا خدا پیغمبران را برای هدایت انسان‌ها می‌فرستد؟ و چرا به آنان وحی می‌کند و به دیگران وحی نمی کند؟ منظور از این مقدمه این بود که در طرح اولیه خلقت برای این که انسان هایی که بعد از میلیاردها سال تدریجاً آفریده می‌شوند لیاقت استعداد دریافت رحمت‌های بی پایان الهی و سعادت اخروی را پیدا کنند باید نبوت منظور شود وگرنه وجود سایر انسان‌ها معطل می‌ماند و به هدف نمی رسند و این نقض غرض و خلاف حکمت است. تا این جا تکلیف در عالم علم مشخص شد. حال در عالم عین باید چه کار کرد؟ برای این که آنچه را که خداوند طراحی کرده بود عملی شود پیامبر را مبعوث کرد (اتماماً لامره و عزیمه علی امضاء حکمه و انفاذا لمقادیر حتمه).

مقاله

نویسنده آیت الله محمد تقی مصباح یزدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
Powered by TayaCMS