دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

از نفرين مظلوم بايد ترسيد

No image
از نفرين مظلوم بايد ترسيد

بارها ما را از آه و نفرين مظلوم ترسانده و گفته اند که آه مظلوم خانمانسوز است. پيامبر(ص) هشدار داده و مي فرمايد: اتقوا دعوهًْ المظلوم فإنها تصعد الي السماء کانها شرارهًْ؛ از نفرين مظلوم بترسيد که چون شعله آتش بر آسمان مي رود .(نهج الفصاحه ص 163 ، ح 47)

شعله هاي سرکش آه و نفرين مظلوم هر کسي را بگيرد نابود و خانه خراب مي کند؛ زيرا خداوند خود مدافع مظلوم است. اصولاً بر اساس آيات قرآن هر کسي که در مقام اضطرار قرار گيرد و خالصانه خدايش را بخواند خداوند خود عهده دار امور او مي شود؛ زيرا چنين شخصي امور خويش را به خدا واگذار کرده و خدايش را وکيل خود قرار داده است. تفاوت وکالت خدا با انسان اين است که خدا وقتي وکالت کسي را به عهده گرفت خودش همه چيز را به عهده مي گيرد و از مقام ولايت،کار را پيش مي برد.

اگر بخواهيم تصوير درستي از ولايت داشته باشيم بايد به کودک شيرخواري اشاره کنيم که همه چيزش را مادر به عهده مي گيرد و کودک هيچ کاري را نمي تواند انجام دهد و حتي نمي تواند پستان مادر را پيدا کند تا از آن شير بنوشد. اين مادر است که با ولايت خويش عهده دار همه امور است. وکالت الهي نسبت به اين انسان اين گونه است؛ اما وکالت انسان نسبت به همنوع خود مانند داستان کودکي است که خودش از عهده برخي از کارها بر می‌آيد و تنها نيازمند ياري است. در حقيت وکالت الهي همان ولايت است و وکالت انساني همان نصرت و ياري است.

حالا در نظر بگيريد که خداوند ولايت مظلوم را به عهده گرفته و وکالت اين شخص را دارا است. در اين صورت، خداوند همه کارها را به عهده مي گيرد و کسي که به مظلوم ظلم روا دارد و او کسي را نداشته و تنها خداوند را وکيل و وليّ خود قرار دهد، آن زمان خداوند مستقيم عهده دار شده و طلب حق مظلوم مي کند.

گفته شد که خداوند مهمترين شرط استجابت دعا و نفرين را اضطرار و خلوص دانسته است و مي فرمايد: اَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَکْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْاَرْضِ اَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلًا مَّا تَذَکَّرُونَ؛ يا کيست آن کس که درمانده را- چون وي را بخواند- اجابت مي کند و گرفتاري را برطرف مي گرداند و شما را جانشينان اين زمين قرار مي دهد؟ آيا معبودي با خداست؟ چه کم پند مي ‌پذيريد.(نمل، آيه 62)

پس خداوند شرط استجابت دعا را اضطرار شخص دانسته است. مضطر کسي است که در ضرورتي گرفتار آمده و نمي داند چه کند و تنها خدا را مي بيند. آنگاه است که خداوند بدی‌ها را از او دور مي کند و او را به عنوان خليفه و جانشين خويش قرار مي دهد. پس مضطر، خليفه الهي مي شود و قدرت تصرف مي يابد. همچنين خداوند با اشاره به نقش خلوص در استجابت مي فرمايد کسي که در دريا در حال غرق شدن است خلوص دارد، همان خلوص و اضطرار در حال دعا نيز تأثير خود را مي گذارد حتي اگر پس از آن يا قبل آن اضطرار و خلوص نداشته باشد، چنانکه مي فرمايد کساني که با اخلاص در حال غرق شدن دعا می‌کنند، پس از نجات شرک مي ورزند و خلوص خود را از دست مي دهند: او کسي است که شما را در خشکي و دريا مي‌ گرداند، تا وقتي که در کشتي ها باشيد و آنها با بادي خوش، آنان را ببرند و ايشان بدان شاد شوند [به ناگاه‌] بادي سخت بر آنها وَزَد و موج از هر طرف بر ايشان تازد و يقين کنند که در محاصره افتاده اند، در آن حال خدا را پاکدلانه می‌خوانند که: «اگر ما را از اين [ورطه‌] نجات دهي، قطعاً از سپاسگزاران خواهيم شد.» پس چون آنان را رهانيد، ناگهان در زمين بناحقّ سرکشي مي کنند. اي مردم، سرکشي شما فقط به زيان خود شماست. [شما] بهره زندگي دنيا را [مي‌ طلبيد]. سپس بازگشت شما به سوي ما خواهد بود. آنگاه شما را از آنچه انجام مي‌ داديد باخبر خواهيم کرد.(يونس، آيات 22 و 23)

مظلوم حتي اگر مؤمن و مسلمان نباشد تنها به صرف مظلوم بودن و به شرط اضطرار و خلوصي که به سبب ناتواني به او دست مي دهد دست به دعا بردارد و نفرين کند، نفرين او همانند شعله هاي سرکش به آسمان بالامي رود و بر سر ظالم فرود مي آيد و او را می‌سوزاند. پس از نفرين مظلوم بايد ترسيد.

روزنامه كيهان، شماره 21305 به تاريخ 25/12/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
Powered by TayaCMS