دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اصل نفی خشونت در خانواده

No image
اصل نفی خشونت در خانواده

كلمات كليدي : اسلام، پيامبر (ص)، اخلاق، خانه، زنان

نویسنده : سيد علي اكبر حسيني

از افتخارهای بزرگ آیین مقدس اسلام، توجه خاص و تأکید فراوان درباره نظام مقدس خانواده است. خانواده، پایه اصلی سعادت هر فرد در جامعه محسوب می‌شود؛ به‌ گونه‌ای که اگر افراد خانواده بتوانند با روابطی شایسته و مناسب به روح و جسم یکدیگر آرامش بخشند و زمینه شکوفایی صفات و استعدادهای درونی خود را فراهم آورند، جامعه‌ای موفق به‌وجود خواهد آمد. زن و شوهر با ایجاد محیطی گرم و با صفا در خانه، نه تنها فرزندانی شایسته و با ادب، پرورش می‌دهند؛ بلکه خودشان هم از این محیط سالم نیرو می‌گیرند و زندگی‌شان، همواره پر فروغ و با نشاط خواهد بود. آنها همواره از دیدن یکدیگر لذت می‌برند و با نشاط و آمادگی بیشتری با مشکلات مواجه خواهند شد و در برابر ناملایمات، استقامت بیشتری از خود نشان خواهند داد.

اسلام، خواستار یک زندگی‌ پر از صلح و صفا و توأم با محبت و آسایش و همچنین بدون قهر و خشونت است. اسلام می‌خواهد، محیط زندگی پیشرفت کند و نیز خواهان سلامتی خانواده‌ها از امراض و دردها، و برخورداری آنها از پاکی دل و صفای عواطف است. پس برای رسیدن به چنین هدف بزرگی، برای هر یک از آنان در برابر یکدیگر وظایفی تعیین فرموده است و از بدخلقی‌ها و بدرفتاری‌ها باز می‌دارد و برای اذیت و آزار، چه از سوی مرد و چه از سوی زن، عذابی سخت در نظر گرفته است، تا محیط خانه و خانواده از ناراحتی و رنج در امان بماند.

نفی بداخلاقی و خشونت در خانواده

پیامبر برای نجات زنان از رسوم غلط جاهلیت، به مبارزه با رسوم جاهلی بر‌خاست و رفتاری بسیار متفاوت، با زنان در پیش گرفت. ایشان زن را موجودی ظریف و لطیف[1] همچون شیشه، تشبیه کرده و فرموده است: «با شیشه‌ها مدارا کنید.»[2] می‌فرمود: «جبرئیل درباره زنان به قدری به من سفارش کرد که گمان کردم نمی‌توان آنان را طلاق داد؛ مگر کاری انجام داده باشند که زشتی‌اش نمایان باشد.»[3]

ایشان از یک سو، مردها را به مدارا و محبت بیشتر به زنها تشویق می‌کرد و می‌فرمود:

«عیال الرجل اسرائه و احب العباد إلی ا... عزوجل احسنهم صنعا الی اسرائه.»[4]

«زن و عیال انسان، اسیران اویند و بهترین بندگان در پیشگاه خداوند عزوجل، خوش‌رفتارترین آنان با اسیران خود است.»

حضرت، علاقه به زنان را برخاسته از ایمان مردان می‌دانست و می‌فرمود:

«رجلاً یزداد فی الامر خیر اً الا ازداد حباً للنساء.»[5]

«هر اندازه انسان، زنان را بیشتر دوست بدارد ایمانی برتر خواهد داشت.»

خاتم انبیا در جایی دیگر، محبت به زنان را محبت به پیامبر(ص) و علی(ع) معرفی می‌کند و می‌فرماید:

«ما اشتد لنا حباً اشتد للنساء حباً.» [6]

«هر کس ما ر ا بیشتر دوست بدارد، زنان را بیشتر دوست خواهد داشت.»

همچنین ایشان، مردان را از تحقیر زنان بر حذر داشته، می‌فرمود: «ملعون است، ملعون است کسی که عیال خود را ضایع کند.»[7] زن از نظر ایشان، همبازی و دوستی‌ است که شخص برای خود اختیار کرده است؛ پس نباید او را ضایع کند:

«انما المرئه لعبه من اتخذها فلا یضیعها... .»[8]

رسول اکرم(ص) خشونت علیه زنان و ضرب و شتم آنها را مایه شرم می‌دانست[9] و می‌فرمود: «اگر مردی به صورت زنش سیلی بزند در روز قیامت، پس از رسوایی به جهنم می‌رود و خطاب به مالک جهنم می‌گویند که هفتاد کشیده از آتش جهنم به صورت او بزند.»[10] ایشان به مردان توصیه فرموده است: «هنگام خشم‌گرفتن بر زنان، آنها را با چوب نزنید؛ چرا که در این کار قصاص است؛ ولی آنها را با گرسنگی و کم‌محلی بزنید تا در دنیا و آخرت سود ببرید.»[11]

و از سوی دیگر، حضرت(ص) زنان را از نافرمانی و آزار شوهرانشان نهی می‌فرمود‌ و آن را مایه قهر و عذاب الهی بیان می‌کرد.[12]

ایشان زنان و به‌ویژه مردان را به ایجاد محیطی پر از صدق و صفا و توأم با مهر و محبت فرا خوانده، می‌فرمود: «بهترین شما کسی است که نسبت به خانواده خود بهتر باشد و من بهترین شما نسبت به اهل خود هستم.»[13] حضرت(ص) آنها را از اذیت و آزار نسبت به یکدیگر بر حذر داشته و فرموده است: «هر زنی که شوهرش را بیازارد، خداوند، نماز و حسنات او را قبول نخواهد کرد، اگرچه تمام عمر روزه بگیرد، نماز به‌پا دارد و بندگان بسیاری را آزاد کند و مال و ثروت فراوانی را در راه خدا انفاق کند؛ مگر آنکه رضایت شوهر را دست آورد و اگر بدون رضایت شوهر، از دنیا برود اول کسی خواهد بود که وارد جهنم می‌شود.» سپس فرمود: «مرد نیز اگر همسر خود را آزار دهد ‌چنین وضعیتی را خواهد داشت.»[14]

ایشان آنها را به مدارا و صبر در برابر اخلاق ناپسند یکدیگر سفارش می‌کرد و برای این کارشان، اجری عظیم برمی‌شمرد و می‌فرمود: «هر مردی که اخلاق بد همسر خود را به خاطر پاداش آن، تحمل کند خداوند، پاداش شاکران را به او عطا خواهد کرد.»[15]

آخرین وصایای حضرت

توجه به مسئله زنان و برداشتن نقاب مظلومیت از رخساره آنها، به شدت، توجه حضرت را به خود معطوف کرده بود؛ نگرانی‌شان از این مسئله به‌حدی بود که از جمله آخرین وصایای حضرت در آخرین روزهای حیات مبارکشان، توصیه به امر زنان بود.[16] آن بزرگوار در حجة‌الوداع، ضمن آخرین خطابه‌های خود، نگرانی خویش را از این امر ابراز داشت و فرمود: «در حق زنانتان احسان کنید که به کلمه‌ای تحت تصرف خویش درآورده‌اید و به فرمان خود نگه می‌دارید. زنهار! زنهار! ایشان را آزار مکنید و ایشان را شکسته‌خاطر مدارید و گرسنه و برهنه مگذارید و یقین بدانید که فردای قیامت در آن محشر پرملامت از حال ایشان مورد سؤال قرار خواهید گرفت.»[17]

رسول رحمت(ص) می‌فرمود: «ای مردم! برای شما بر زنان حقی است و برای زنان بر شما حقی‌؛ پس آنها را به اجبار همسر خود قرار ندهید و بر آنهاست که تن به فحشا ندهند و اگر چنین کردند خداوند به شما اذن داد که از رختخواب آنها کناره بگیرید و به آرامی آنها را بزنید... به زنان نیکی کنید، همانا آنان اسیران شمایند و چیزی از خود ندارند. همانا شما آنها را به امانت از خدا گرفتید و با نام خدا بر شما حلال شدند... .»[18]

اخلاق حضرت(ص) در خانواده

گفته‌های اعضای خانواده رسول‌ خدا(ص) بعد از وفات آن حضرت، خود، می‌تواند بهترین تأیید در صدق گفته‌های ایشان در محبت و شفقت نسبت به خانواده و دوری از خشونت باشد؛ گفته‌های همسران پیامبر اکرم(ص) در باب چگونگی اخلاق حضرت در خانه و رفتار عملی ایشان در خانه و با خانواده، بیشتر ما را با عظمت روح آن حضرت آشنا می‌کند.

آورده‌اند عده‌ای از اصحاب خاتم انبیا(ص) بعد از وفات ایشان جمع شدند و گفتند: «چه خوب است کسی را نزد همسران حضرت بفرستیم و از چگونگی اعمال آن حضرت در خانه بپرسیم و از آن تبعیت کنیم؛ پس شخصی را نزد همه همسران پیامبر(ص) فرستادند؛ پس از مدتی، فرستاده از سوی همه آنان یک پاسخ آورد و آن اینکه شما از اخلاق و رفتار پیامبرتان سؤال کردید، اخلاق او همان اخلاق قرآنی بود.»

دایره رحمت و عطوفت آن بزرگوار به‌قدری گسترده بود که شامل همگان، از خدمتکار خانه گرفته تا نزدیک‌ترین فرد خانه نیز می‌شد. انس‌بن‌مالک - خادم خانه حضرت - می‌گفت: «مردی مهربان‌تر از رسول‌خدا(ص) نسبت به اهل و عیال خود ندیدم.»[19] عایشه - همسر حضرت - در وصف اخلاق ایشان گفته‌ است: «او ملایم‌ترین و گرامی‌ترین مردم بود. وی مردی بود چونان دیگر مردان، با این تفاوت که همواره لبخند به لب داشت.»[20] «او به هیچ‌یک از زنان و کنیزان خود، دشنام نداد[21] و هیچ زن و کنیزی را نزد و به دست خود ضربه‌ای بر کسی وارد نکرد؛‌ مگر در جنگ و جهاد راه خدا.»[22]

درسی از فرجام بداخلاقی در خانه

بعد از وفات سعد بن ‌معاذ - صحابی بزرگ پیامبر اکرم(ص) – حضرت بر جنازه‌ او حاضر شد و دستور داد وی را غسل دهند. بعد از غسل، جنازه را به سمت قبرستان بقیع حرکت دادند. حضرت، پا برهنه و بدون عبا در مراسم تشییع، حاضر شد و گاهی در سمت راست جنازه و گاه در سمت چپ جنازه حرکت می‌کرد تا اینکه به محل دفن رسیدند. حضرت در آنجا بر او نماز خواند و داخل قبر شد. پس از آن، مراسم تدفین را به‌جا آورد و لحد قبرش را چید. مادر سعد ‌بن ‌معاذ با دیدن این صحنه رو به قبر پسرش کرد و گفت: «ای سعد! بهشت گوارایت باد!» حضرت به او فرمود: «در امر پروردگارت با جزم و یقین حرف نزن؛ چرا که او دچار فشار قبر است.» سپس حضرت در پاسخ تعجب مادرش، به او گفت: «فشار قبرش به‌ سبب بداخلاقی با خانواده‌اش است.»[23]

خاتمه

از مهم‌ترین مسئولیت‌های یک مرد، اخلاق پسندیده در خانه است. خداوند در قرآن طی جمله‌ای کوتاه، حدود برخورد با همسر و کیفیت رفتار با او را تعیین کرده، می‌فرماید: «و عاشروهنّ بالمعروف.» مرد نباید در رفتار خود نسبت به همسر از اعتدال خارج شود. خشونت، بداخلاقی و ستم، خلاف دستور خداست؛ همچنان که رها کردن همسر و مطیع کامل زن بودن نیز درست نیست. روایات نیز بر این امر، تأکید بسیار دارند و بین خوش‌اخلاقی با همسران و اطاعت از زنان، تفاوت قائل شده‌اند. معصومان(ع) همان اندازه که به خوش‌خلقی و عدم خشونت علیه زنان، سفارش کرده‌اند، مردان را از اسارت در خواسته‌های زن نهی کرده‌اند.

روزی شخصی به نام صفوان، نزد رسول خدا(ص) آمد و درخواست کرد تا اجازه دهد مدت دو ماه در مکه بماند و درباره اسلام تحقیق کند تا حقیقت و درستی این دین برایش روشن شود و ایمان آورد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من چهارماه به تو فرصت می‌دهم که آزادانه راه خود را انتخاب کنی.»[24]

احترام به افکار و نظرهای دیگران

پیامبر(ص) برای افکار و آرای دیگران، احترام قائل بود. در عهد‌نامه‌ای که در سال دوم هجرت برای مسیحیان نوشت، چنین آمده است: « عهد می‌کنم کشیش و راهب آنان را تغییر ندهم و افراد تارک دنیا را از صومعه نرانم و هیچ تحقیری و تحمیلی بر آنها نخواهد شد و همچنین اراضی آنها را لشکریان ما اشغال نخواهند کرد. اشخاصی که درخواست عدالت کنند، به آنها اعطا خواهد شد... .»[25]

این امر نشان می‌دهد که آن حضرت، خود‌کامه نبود؛ بلکه از نظریات دیگران هم استفاده می‌کرد؛ چنان‌که در جنگ بدر بر اساس رأی حباب ‌بن‌ منذر عمل کرد و محل استقرار سپاه اسلام را به نقطه‌ای منتقل کرد که حباب پیشنهاد کرده بود[26] یا اینکه در جنگ احد بنا به پیشنهاد یارانش برای جنگ با مشرکان به خارج از مدینه به منطقه‌ای به نام احد رفتند‌.[27]

مقاله

نویسنده سيد علي اكبر حسيني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
Powered by TayaCMS