دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انتظار فرج، نگره ای سازنده

No image
انتظار فرج، نگره ای سازنده

انتظار فرج، امام زمان، ظهور، تكامل

آزاد جعفری

در نگاه شهید مطهری آن انتظاری مورد تایید قرآن و روایات است که محرک باشد نه مخدر

یکشنبه 24 بهمن، روز آغاز امامت حضرت ولی عصر(عج) است. به این بهانه سراغ آثار شهید مرتضی مطهری رفتیم تا موضوع انقلاب جهانی امام عصر(عج) را از زاویه نگاه ایشان بشناسیم. کتاب «قیام و انقلاب مهدی» از مجموعه آثار شهید مطهری به طور خاص این موضوع حساس و مهم را مورد توجه قرار داده است. حساسیت مساله قیام حضرت مهدی از آن روست که کوچک ترین انحرافی در شناخت این نهضت ما را از حقیقت این واقعه غافل نموده و افراط و تفریط را جایگزین آن خواهد کرد. افراطی که مهدویت ناسنجیده و ادعاهای باطل در رابطه با امام زمان از آن جمله است و تفریطی که نتیجه اش تاویل این رویداد به مساله ای تمثیلی و غیرواقعی است.

مساله اصلی در باب ظهور، انتظار فرج است یعنی امید به تحقق این نوید. عمده مباحث مطرح شده در کتاب «قیام و انقلاب مهدی» در باب تبیین درست همین مساله است. ما نیز محور سخن را در اینجا همین اصل قرار می‌دهیم. چه این که ریشه و بنیان نگرش مهدوی اصیل و حقیقی، تلقی درست از معنای انتظار است. آیا هر انتظاری پسندیده است و ماجور یا این که انتظار واقعی شرایط دارد؟ به عقیده شهید مطهری ما 2 نوع انتظار داریم. انتظار سازنده که نیروآفرین است و تحرک بخش و انتظار ویرانگر که فلج کننده است و اسارت بخش. اولی عبادت است و دومی معصیت. استاد شهید برای تشریح این 2 نوع انتظار و تبیین انتظار سازنده بحثی مبسوط در رابطه با تلقی‌های گوناگون از ظهور موعود را پیش می‌کشد که این تلقی‌ها خود ریشه در دو نوع بینش کلی درباره تحولات و انقلابات تاریخی دارد. یکی بینش ابزاری یا دیالکتیکی است و دیگری بینش انسانی یا فطری.

در حالت نخست تحولات تکاملی تاریخ از زاویه رابطه اضداد توجیه می‌شود و انقلاب نتیجه ناگزیر تقابل تضادها و کشمکش‌های طبیعی عنوان می‌گردد. یعنی همان قضیه معروف تز، آنتی تز و سنتز یا دیالکتیک طبیعت. در این نگره، طبیعت، هدفدار و در پی کمال نیست بلکه دائما به سوی انهدام خویش تمایل دارد ولی از آنجا که آن انهدام هم به نوبه خود تمایل به انهدام خود دارد نفی نفی به وجود می‌آید و قهرا و جبرا تکامل رخ می‌دهد. قائلان به این نظریه حرکت‌های اجتماعی و تاریخی را هم جزئی از این قانون کلی می‌دانند. مطهری بر آن است که هسته مرکزی این نگرش و مابه التفاوت آن از دیگر مکاتب نه اعتقاد به جریان حرکتی طبیعت است نه باور به اصل تاثیر متقابل اشیاء در یکدیگر، نه اصل تضاد و نه حتی اصل جهش و انقلاب موجود در قوانین طبیعی. چراکه دیگر مکاتب از جمله مکتب اسلام هم این امور را در کلیت خود می‌پذیرند. پس چیست آن هسته مرکزی این تفکر که آن را از دیگر اندیشه‌ها جدا می‌کند؟ به نزد علامه، یکی این است که قائلان به نظریه ابزاری، اندیشه را هم مثل واقعیت خارجی دارای این وضع دیالکتیکی محتوم می‌دانند و دیگر این که تضاد در این مکتب به گونه ای تعبیر می‌شود که هر چیز لزوماً ضد خود را درون خود می‌پرورد و سپس به آن متحول می‌گردد نه این که قانون طبیعت فقط تقابل و کشمکش میان عناصر متضاد باشد و غلبه ناگزیر یکی بر دیگری. از جمله آثار و نتایج این تفکر ابزاری می‌توان به این موارد اشاره کرد: 1 ـ نو و کهنه در این تفکر به این شکل تعریف می‌شود که نو، روشنفکر است و کهنه، غیرروشنفکر. روشنفکر هم یعنی آن که جانبدار تغییر و دگرگونی و تکامل جامعه است برخلاف تاریک فکر که جانبدار ثبات و حفظ اجتماع است. پس روشنفکری یعنی مخالفت مطلق با ثبات. 2ـ مراحل تکاملی تاریخ امکان جا به جا شدن ندارند و پیش و پس نمی شوند و این یعنی اعتقاد به جبر تاریخی و قبول اصل تسلسل منطقی حلقات تاریخ. 3ـ مبارزه، فی نفسه قداست دارد چراکه شرط اساسی انتقال از دوره ای به دوره دیگر قیام نو در برابر کهنه است. 4ـ نه تنها مبارزه مقدس است بلکه ایجاد هرگونه نابسامانی

ـ مشروع یا نامشروع ـ چون زمینه انقلاب را فراهم می‌کند تقدس دارد. 5 ـ اصلاحات جزئی، خیانت و تخدیر است و سنگ اندازی در راه تکامل. چون از فشار ناسازگاری‌ها کم می‌کند و موعد انقلاب را به تاخیر می‌اندازد.

نکته: آیاتی که بدان‌ها در روایات استناد شده است نشان می‌دهد مهدی موعود(عج) مظهر نویدی است که به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان است اما بینش انسانی یا فطری درست در مقابل بینش ابزاری قرار دارد. این تفکر، به انسان و ارزش‌های انسانی چه در فرد و چه در جامعه اصالت می‌دهد. در این نگرش «تحول و تکامل تاریخ تنها جنبه فنی و تکنیکی ابزاری و آنچه بدان تمدن نام می‌دهند ندارد، گسترده و همه جانبه است، همه شوون معنوی و فرهنگی انسان را در بر می‌گیرد و در جهت آزادی انسان از وابستگی‌های محیطی و اجتماعی است. انسان در اثر همه جانبه بودن تکاملش تدریجاً از وابستگی اش به محیط طبیعی و اجتماعی کاسته و به نوعی وارستگی که مساوی است با وابستگی به عقیده و ایمان و ایدئولوژی افزوده است.» به این بیان، در بینش فطری، تضاد و تصادم موجود در مناسبات انسانی تنازع میان خیر و شر است. میان جنبه‌های زمینی و خاکی با جنبه‌های آسمانی و ماورائی. چراکه حقیقت وجودی انسان بسیار فراتر از آن است که به حیوان و غریزه یا ماشین و تکنیک قابل تقلیل باشد. برخی از آثار و نتایج این تفکر عبارت است از: 1ـ هر نبردی لزوماً پیش برنده نیست بلکه تنها نبرد میان انسان متعالی وارسته از خودخواهی و منفعت پرستی با انسان خودخواه حیوان صفتی که فاقد حیات عقلانی و آرمانی است نبردی پیش برنده و تکامل بخش خواهد بود. 2ـ تسلسل منطقی حلقات تاریخ نگره ای بی اساس است. هیچ گونه جبری در کار نیست و مثلاممکن است در جامعه‌های سرمایه داری طبقه به اصطلاح پرولتاریا به رفاهی برسد که هرگونه اندیشه انقلابی را از سرش بیرون کند. 3ـ مشروعیت مبارزه و قداست آن مشروط به این نیست که حقوق فردی و یا ملی مورد تجاوز واقع شده باشد. آنچه مبارزه را مشروع می‌کند به مخاطره افتادن مطلق حق است. 4ـ اصلاحات جزئی به هیچ وجه محکوم نیست، چراکه «بنابراین بینش ـ برخلاف بینش ابزاری ـ آ نچه باید رخ دهد از قبیل رسیدن یک میوه بر شاخ درخت است نه از قبیل انفجار یک دیگ. درخت هرچه بهتر از نظر آبیاری و غیره مراقبت گردد و هرچه بیشتر با آفاتش مبارزه شود میوه بهتر و سالم تر و احیانا زودتر تحویل می‌دهد.». 5 ـ ایجاد نابسامانی و تخریب و بن بست و بحران، نامشروع است.

حال می‌بایست ببینیم این قبیل بحث‌ها درباره انواع نگرش به تحولات تاریخی چه ثمره ای در مساله انتظار دارد. در نگاه شهید مطهری انتظار ویرانگر یا آن برداشت قشری مردم از مهدویت ریشه در همان تفکری دارد که معتقد است انقلاب ریشه در انفجار دارد و فقط از راه گسترش و اشاعه و رواج ظلم و تبعیض و اختناق و حق کشی و تباهی ناشی می‌شود. یعنی سامان یافتن، معلول پریشان شدن است. یعنی «آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل، یکه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیرویی حکومت نکند، فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می‌دهد و دست غیب برای نجات حقیقت ـ نه اهل حقیقت زیرا حقیقت طرفداری ندارد ـ از آستین بیرون می‌آید.» در این نگرش چون هدف‌ها وسیله‌های نامشروع را مشروع می‌کنند و نابسامانی به هر شکلی مجاز است پس بهترین کمک به تسریع در فرج و بهترین شکل انتظار ترویج و اشاعه فساد خواهد بود. به بیان شهید مطهری «اینجا است که گناه هم فال است و هم تماشا، هم لذت و کامجویی است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایی. اینجا است که این شعر مصداق واقعی خود را می‌یابد: در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد / طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد.» مطهری این برداشت از ظهور را برداشت «شبه دیالکتیکی» می‌نامد چراکه در تفکر دیالکتیکی هدف از نابسامانی، تشدید مبارزات است اما اینجا بنابراین است که گسترش تباهی خود به خود منجر به نتیجه مطلوب می‌شود. به تصریح شهید مطهری این نوع انتظار به هیچ وجه با موازین اسلامی و قرآنی مطابقت ندارد. اما انتظار سازنده آن انتظاری است که مبتنی بر نگرش انسانی و فطری به هستی است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
Powered by TayaCMS