دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بحر

No image
بحر

كلمات كليدي : بحر، علم عروض، تكرار اركان، خليل بن احمد، شعر، علينقي وزيري

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

از اصطلاحات علم عروض است که در لغت «شکافی است فراخ در زمین، مشتمل بر آب بسیار» و در اصطلاح عبارت است از کیفیّت وزنی یا آهنگی خاصّ برآمده از تکرار یا ترکیب یک یا چند پایۀ عروضی، و به قول خواجه نصیر «تکرار ارکان». ارکان شعری، افاعیل هم خوانده شده است. تعداد افاعیل به طور متعارف هشت است: فاعلن، مفاعیلن،مستفعلن، فاعلاتن، مفاعلتن، متفاعلن، مفعولات.

اجزای اوّلیّۀ شعر، که از تکرار آنها «بحر» پدید می‌آید ترکیباتی است از حروف و حرکات. مبنای این نظر در علم «ایقاع» است. در آن‌جا «حُدوثِ» اوزان از نَقَراتِ مَتَتابع باشد، و از سکون‌های متناسب که میان آن نقرات افتد».

در وزن شعر فارسی، «حروف متحرّک به جای نَقَرات باشد، و حروف ساکن به جای سَکَنات و هئیت برآمده از نظامِ ترتیبِ حرکات و سکنات، که موجبِ التذاذِ نَفْس می‌شود، «وزن» نامیده شده است.

خلیل بن احمد عروضی «متوفّی 170ق»، بنیانگذار عروض عرب، اوزان اصلی شعر عرب را در پنج دایره و پانزده بحر محدود ساخته، و پس از او شاگردش، اخفش نحوی (قرن سوم ق)، بحر متدارک را بدان‌ها افزوده است. بدین ترتیب دایرۀ اوّل مختلفه، شامل بحور طویل و مدید و بسیط،؛ دایرۀ دوم مؤتلفه، شامل بحور وافر و کامل؛ دایرۀ سوم مجتلبه تکامل بحور هزج و رجز و رمل؛ دایرۀ چهارم مشتبهه، شامل بحور منسرح و خفیف و مضارع و مقتضب و سریع و مجتث، دایرۀ پنجم متّفقه، شامل بحور متقارب و متدارک.

عروضیان ایرانی، مانند بهرامی سرخی و بزرجمهر قسیمی، بحرهای دیگری نیز احداث کرده‌اند که به بحور مُسْتَحْدَث شهرت یافته است، و علمای عروض آن‌ها را ثقیل، ناخوش‌آیند و غیر ضروری دانسته‌اند.

دانشمندان عروض بحرهایی را که اجزای آنها دارای بافت و ترکیب مشابهی است در دسته‌هایی جای داده و هر دسته را بر یک دایرۀ عروضی منطبق کرده‌اند.

اقسام بحر

1) متّفق‌الارکان: که از تکرار افاعیل عروضی حاصل شود، شامل بحرهای هزج، رجز، رمل، وافر، کامل، متقارب، متدارک.

2) مختلف الارکان: که از ترکیب یا از ترکیب و تکرار افاعیل عروضی حاصل شود، شامل بحرهای طویل، مدید، بسیط، غریب، قریب، مشاکل، مضارع، مقتضب، مجتثّ سریع، و خفیف.

به عقیدۀ قدما، بحر از تکرار ارکان حاصل می‌شود امّا برخی از معاصران، به اقتضای ویژگی‌های عروض نوین، بحر را صورتی خاصّ از ترکیب هجاها دانسته‌اند که در آن تناسب معیّنی میان هجاهای کوتاه و بلند برقرار باشد، در یک قطعه نتوان آمیخت و آن را به دو گونۀ «تامّ» و «ناقص» تقسیم کرده و تعداد کلّ بحور را پانزده شمرده‌اند.

علینقی وزیری در اصطلاحات ادبی بحر را حاصل از تکرار پایه‌ها به اندازۀ تشکیل یک مصراع دانسته‌ و با استفاده از اصول علم موسیقی، چهارده پایه پیشنهاد کرده است که بحر از تکرار و ترکیب آن‌ها حاصل می‌شود. پیشنهادی او عبارت است از: فَعِل، فاعِل (دو هجایی)؛ فَعِلَن، فَعولُن، فاعِلُن مَفْعولُن (سه هجایی)؛ فَعِلاتُن، مُفْتَعِلُن، فَعِلَتُن، فاعِلاتُن (چهار هجایی)؛ مُتَفَعولُن، مُفْتُعِلَتُن، مُفْتَعِلاتُن، مُفَتَعِلُن، در روش وزیری، هر بحر استقلال دارد و نیازی به دسته‌بندی آنها نیست. با این روش، به بیش از دو هزاربحر می‌توان دست یافت، که بسیاری از آنها ممکن است در شعر فارسی سابقه نداشته باشد.

حمیدی شیرازی از ترکیب یک سَبَب، یک وَتَد و یک فاصله، ترکیب لفظی «مُتَفاعِِلاتُن» را ساخته، و دوایر، بحور و اوزان عروضی را از آن استخراج کرده و آن را «حلقۀ گم‌شده» نام داده است، و بر آن است که حلقۀ گم شدۀ متفاعلاتن مادرِ همۀ وزن‌های موجود مو ممکن الوجود زبان فارسی است.

ناتل خانلری تکرار یک یا چند پایه، از ده پایۀ تَ‌ تن‌ (-U)، تن‌تَ (-U)، تَ‌تَ (UU)؛ تن‌تن(--)، تَ‌تن تن(-U-)، تَ‌تَ‌تن(-UU)، تن‌تن‌تن (---)،تَ تَن تَ (U-U)، تن‌تَ‌تن (-U-)، تن‌تَ‌تَ (-UU)، را اساس تشکیل بحر دانسته است.

مسعود فرزاد اساس بحور شعری را 23 پایه می‌داند، که همۀ آن‌ها از یک پایۀ اصلی مفعولاتن به دست می‌آید.

برخی از دانشمندان برآنند که بحور عروضی پس از اسلام ریشۀ کهن ایرانی داشته است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
Powered by TayaCMS