دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تقابل اضطراب و فرهنگ

No image
تقابل اضطراب و فرهنگ

اضطراب، فرهنگ، ارتباطات

كریم فیضی

در گفتار پیشین به «عصر جدید» و سریان و جریان در همه عصرها و نسل‌ها اشاره کردیم و گفتیم که: با وجود عصرهای جدید متعدد در طول تاریخ، عصر جدید متأخر، از همه آنچه پیش از این با عنوان عصر جدید طرح شده و ثبت شده است، متفاوت‌تر است. دلیل موضوع، ‌تمام آن چیزی است که در هر روزی به صورت زنده و مستقیم شاهد آن هستیم: شتاب روزافزون و سرعت فزاینده‌ای که برق و باد در برابر آن سرتسلیم فرود می‌آورد.

گسترش توصیف‌ناپذیر ارتباطات و سیر غیرقابل مهار اطلاعات در اثر انقلاب‌های سایبری و پا درمیان نهادن دیجیتالیسم همه جانبه، عصری را رقم زده است که اینک انسان در میانه آن شاهد و ناظر تحول درونی و برونی زندگی خویش است. اگر تحولات بیرونی زندگی در بالا رفتن برج‌ها و پدیدار شدن وسائل نوین ارتباطی و نقش‌آفرینی مظاهر پرتعداد ادوات رفاه آور و بیش از آن مشغول کننده است، به همین میزان تحولاتی در درون زندگی روی داده است که خود انسان را متأثر ساخته است.

به دیگر سخن، پابه پای رشد و نمو آلات و ادوات خیره‌کننده الکترونیک و غیر آن، تحولات عمیق و کلانی نیز در نظام و سازمان وجودی انسانها عارض و حادث شده است که به تحول از درون و تحول درونی زندگی انسانها منجر شده است و ترکیب این دو تحول با هم و به هم رسیدن این دو در انسان امروزی، بخصوص نسل جدید، نشان‌دهنده هویت‌های نوینی است که پیش از این سابقه نداشته است و اکنون در طلیعه ظهور خویش، در حال نشان دادن تصویری تازه و ناشناخته از انسان است. انسانی که با اسلاف خویش تفاوت‌هایی بنیادین و آشکار دارد. محسوس‌ترین نمونه برای مشاهده این تفاوتها را می‌توان در فرق‌های حالا آشکار پدران میانسال و فرزندان نو عهد دید. این تفاوتها گاه چنان جدی است که با در نظر گرفتن فاصله سنی نه چندان زیاد پدران 40 ساله و فرزندان 20 ساله‌شان، میزان و نوع آن غیرقابل باور به نظر می‌رسد ولی واقعیت آن چنان انکارناپذیر و غیرقابل کتمان است که برای اثبات آن کافی است سری به نخستین مدرسه محل سکونتمان بزنیم و فقط با یک معلم و یک دانش‌آموز صحبت کنیم و لازم نیست به جایی دیگر برویم و با طیف‌های مختلف و متنوع دیگر هم سخن شویم.

در عصری جدیدی که اکنون بال زیرپای ما گشوده است، نسل نوینی در حال بالیدن است که بالضروره باید آنها را از حیث‌های مختلف متفاوت ارزیابی کنیم. نسل جدید، به معنای واقعی کلمه بازتاباننده روحیات عصر جدید است. بنابراین، اگر بخواهیم عصر جدید را خوب و درست بشناسیم، یکی از راه‌های ما، نگریستن به هویت وجودی نسل جدید است. اما فارغ از تلقی‌ها و تفسیرهای مختلفی که در این سالها درخصوص نسل جوان جریان داشته و هنوز هم جریان دارد، با در نظر گرفتن عوامل مختلف و مسائل گوناگون، شاید از «اضطراب» بتوان با عنوان یکی از اساسی‌ترین مشخصه‌های عصر جدید نام برد. واقع این است که آنچه عصر جدید بیش از هر چیز دیگری مشتمل بر آن است و بیش از هر چیز دیگری آن را از خود صادر می‌کند و بروز می‌دهد،‌یا خود اضطراب است یا آنچه که به پیش و پس از اضطراب مربوط می‌شود. نمی‌دانم آیا در بازاری که همیشه برای انکار گشوده‌ می‌شود و عده‌ای سوداگران همیشگی آن هستند،‌کسی وجود دارد که با قاطعیت بتواند اضطراب موجود در زندگی نوین و عصر جدید را نفی و انکار کند و از عهده برآید؟ با در نظر گرفتن متن تام و تمام زندگی جدید و آنچه در واحدهای هفتگی و مقیاس‌های ماهانه بر انسان امروز و فرزندان عصر جدید می‌گذرد، با گستردگی مسائل و تشتت موضوعی و ابهام‌های معنایی و آشفتگی‌های مفهومی و مصداقی، آیا می‌توان وجود دامنه‌دار اضطراب را در لحظه ها و آفات شرایط جدید نفی کرد؟ بعد از پذیرش این موضوع، نوبت به طرح مسئله اصلی می‌رسد و آن ناسازگاری و تقابل اضطراب و فرهنگ است. بی‌تردید،‌ میان آنچه فرهنگ محسوب می‌شود و آنچه اضطراب تلقی می‌شود، تقابل وجود دارد؛ تقابلی از نوع تضاد. اگر درست بیندیشیم و درست بنگریم و مبانی فرهنگ و مجاری اضطراب‌های نه چندان دور از چشم و نظر را درست در نظر بگیریم، خواهیم دید که هیچ یک از طرفین این معادله همدیگر را برنمی‌تابند. فرهنگ ـ از آن نوع که در تمدن‌هایی مانند ایران سراغ داریم ـ اضطراب را به رسمیت نمی‌شناسد و اضطراب از آن نوع که در دامن جهان امروز و زندگی نو زاده شده و بالیده شده، فرهنگ را جدی نمی‌گیرد. در نتیجه، میان دو عنصر قدیم و جدید زندگی ـ که همان فرهنگ و اضطراب باشد ـ چالشی بنیادین و مردافکن روی داده است که نزاعی خونین و پایان‌ناپذیر دارند. فرهنگ با اصالت‌های خویش جایی برای اضطراب و شاخه‌های دردناک آن باقی نمی‌گذارد و اضطراب همچون شمشیری آخته در برابر فرهنگ کشیده است و در هر فرصتی که می‌یابد، بر تن و قامت آن زخم می‌زند. در گفتار بعدی چند و چون این موضوع را بیشتر تشریح خواهیم کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
Powered by TayaCMS