دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حرف ردع

معنای لغوی "ردع" (منع کردن و بازداشتن) در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که متکلم با حرف مخصوص (کلّا) از کلام سابق بر آن، بازداشته و منع میکند. البته باید دقت داشت که با توجه به قید "حرف مخصوص" در تعریف اصطلاحی، معنای لغوی اعمّ از معنای اصطلاحی بوده و شامل منع کردن و بازداشتن به غیر حرف مخصوص نیز میشود.
No image
حرف ردع

نویسنده: سهيله خائفي

كلمات كليدي : ردع، زجر، "كلّا"، "حقّاً"، "ألا"‌ي استفتاحيه

"رَدع" بر وزن "فَعْل" مصدر از ماده "ردع" و در لغت به معنای بازداشتن و منع کردن است.[1] "ردع" در اصطلاح نحو عبارت است از منع کردن و باز داشتن از کلام سابق با حرف مخصوص بعد از آن و حرف ردع، حرفی است که بر این معنا دلالت داشته و عبارت است از: "کلّا". [2] به عنوان مثال شخصی که به عبارت "زیدٌ یکرمک" خطاب شده با کاربرد لفظ "کلّا"، کلام سابق (وقوع اکرام زید) را منع کرده و میرساند که واقع آنگونه که متکلم گفته نیست.

وجه نامگذاری[3]

معنای لغوی "ردع" (منع کردن و بازداشتن) در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که متکلم با حرف مخصوص (کلّا) از کلام سابق بر آن، بازداشته و منع میکند. البته باید دقت داشت که با توجه به قید "حرف مخصوص" در تعریف اصطلاحی، معنای لغوی اعمّ از معنای اصطلاحی بوده و شامل منع کردن و بازداشتن به غیر حرف مخصوص[4] نیز میشود.

جایگاه "حرف ردع"

در میان عالمان نحو در تبیین مبحث "حرف ردع" دو رویکرد مشاهده میشود؛ بعضی[5] در باب "حرف" ضمن بررسی سایر حروف به بیان حرف ردع و مباحث آن پرداخته و در مقابل بعضی[6] حرف ردع را در ضمن عنوان کلی "ادات" در کنار سایر ادات، مورد بررسی قرار دادهاند. از عنوان بحث (حرف ردع) به "ادات ردع و زجر"[7] و "حرف ردع و انکار"[8] نیز تعبیر شده است. ذکر این نکته قابل توجه است که ابن هشام در "مغنی اللبیب" در ضمن بررسی مفردات، حرف ردع (کلّا) را به صورت جداگانه بیان کرده و به بررسی آن پرداخته است.

کاربرد "کلّا" در غیر معنای ردع

دو رویکرد در کاربرد "کلّا" در غیر معنای ردع مشاهده میشود؛[9] بعضی معنای ردع را تنها معنای "کلّا" دانسته و در مقابل بعضی، معانی دیگری غیر از ردع را برای آن قائل شدهاند؛ این معانی عبارتند از:[10]

1. معنای "ألا"ی استفتاحیه؛[11] مانند: «کَلاَّ إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ»؛[12] در این آیه شریفه معنای "ألا"ی استفتاحیه برای "کلّا" احتمال داده شده است.

2. معنای "حقّاً"؛ مانند: «کَلاَّ إِنَّ الإِنسَانَ لَیَطْغَى»؛[13] در این آیه شریفه احتمال معنای "حقاً" برای "کلّا" داده شده است.

3. حرف جواب به منزله "نعم"؛ مانند: «وَمَا هِیَ إِلاَّ ذِکْرَى لِلْبَشَرِ کَلاَّ وَ الْقَمَر»[14]؛ بعضی "کلّا" در این آیه شریفه را بر حرف جواب به منزله "نعم" حمل کردهاند.

حکم کاربرد "کلّا" در معنای ردع

با پذیرش کاربرد "کلّا" در غیر معنای ردع، حکم کاربرد آن در معنای ردع بر سه گونه است:[15]

الف. رجحان معنای ردع

در صورت امکان معنای دیگری غیر از ردع در "کلّا"[16] معنای ردع به جهت غالب بودن آن رجحان دارد؛ مانند:«وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِّیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا کَلَّا سَیَکْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ»؛[17]در این آیه شریفه "کلّا" میتواند به معنای ردع یا استفتاح باشد، ولی معنای ردع به جهت غالب بودن، رجحان دارد.[18]

ب. امتناع معنای ردع

در مواردی امکان رد و منع کلام قبل از "کلّا" وجود ندارد از این رو معنای ردع در "کلّا" ممکن نیست؛ مانند: «وَ مَا هِیَ إِلَّا ذِکْرَى لِلْبَشَرِ کَلَّا وَ الْقَمَرِ»؛[19] در این آیه شریفه عبارت قبل از "کلّا" (مَا هِیَ إِلَّا ذِکْرَى لِلْبَشَرِ) قابل انکار و منع نبوده از این رو "کلّا" به معنای ردع نخواهد بود .[20]

ج. تعیّن معنای ردع یا استفتاح

در مواردی تنها یکی از دو معنای ردع یا استفتاح در "کلّا" ممکن است؛ مانند: «قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَکْتُ کَلَّا إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا»؛[21] در این آیه شریفه هر دو معنای ردع (منع کلام سابق) و استفتاح (تاکید مضمون جمله) در "کلّا" ممکن است. [22]

نکاتی پیرامون "حرف ردع"

1. در میان عالمان نحو در نوع لفظ "کلّا" دو رویکرد مشاهده میشود[23]؛ بعضی آن را لفظ مرکب از "کاف" تشبیه و"لا"ی نافیه دانسته و در مقابل بعضی آن را لفظ بسیط می‌دانند.[24]

2. در صورتی که "کلّا" به معنای "حقّاً" باشد، عالمان نحو آن را حرف می‌دانند اگر چه بعضی از آنان در این صورت اسم بودن آن را نیز جایز دانسته‌اند که در این صورت "کلّا" اسم مبنی خواهد بود.[25]

3. در صورتی که "کلّا" به معنای ردع باشد وقف بر آن جایز بوده اما در صورتی که به معنای "حقّاً" باشد نمی‌توان برآن وقف کرد.[26]

"حرف ردع" در قرآن و حدیث

1. آیه «لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحًا فِیمَا تَرَکْتُ کَلاَّ إِنَّهَا کَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا»،[27] (شاید در آنچه ترک کردم [و کوتاهی نمودم] عمل صالحی انجام دهم. [ولی به او می‌گویند:] چنین نیست این سخنی است که او به زبان می‌گوید ]و اگر باز گردد کارش همچون گذشته است[. ). در این آیه شریفه "کَلاّ" حرف ردع بوده و بر منع کلام سابق (انجام عمل صالح ) دلالت داشته و می‌رساند که واقع آنگونه که متکلم ادعا کرده نیست.[28]

2. حدیث «لمّا قَتَل الخَوارج فَقیلَ لَه: یا امیرالمؤمنین هلک القوم بأجمعهم قال علیه السلام:کَلاَّ وَ اَللَّهِ إِنَّهُمْ نُطَفٌ فِی أَصْلاَبِ اَلرِّجَالِ وَ قَرَارَاتِ اَلنِّسَاءِ.»،[29] (در پایان جنگ با خوارج شخصی گفت: ای امیرالمومنین! خوارج همه نابود شدند فرمود: نه، سوگند به خدا هرگز! آنها نطفه‌هایی در پشت پدران و رحم مادران وجود خواهند داشت). در این حدیث شریف "کَلاّ" حرف ردع بوده و بر منع کلام سابق (هلاکت تمامی خوارج) دلالت دارد و می‌رساند که واقع آنگونه که گفته شده نیست.

مقاله

جایگاه در درختواره نحو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
Powered by TayaCMS