دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خاندان اشتری

No image
خاندان اشتری

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، اشتري، احمد، هادي، گيلان، ميرزا كوچك خان، خاندان، وزير مشاور

نویسنده : سيد مرتضي مير تبار

از خاندان‌های سرشناس معاصر ایران، خاندان اشتری است که اشخاص معروفی از این خانواده در دستگاه نظامی و دولتی مشغول به کار بودند که معروف‌ترین‌شان احمد اشتری و هادی اشتری بود که در ادامه به این دو شخصیت پرداخته می‌شود. البته اشخاص دیگری نیز از این خاندان در دستگاه حکومتی حضور داشتند؛ اما چون از اهمیت بالایی برخوردار نبودند، از ذکر آن‌ها خوداری می‌شود.

احمد اشتری

احمد اشتری در سال 1260 به دنیا آمد و پدرش میرزا مهدی جوشقانی بود. اشتری تحصیلات مقدماتی را از زادگاه خویش شروع کرده،‌ سپس به تحصیل و یادگیری ادبیات فارسی و عربی و فلسفه و منطق پرداخت. وی علاقه‌ی زیادی به ریاضیات داشت، به همین دلیل دروس پایه را تمام کرده و به یادگیری ریاضیات و علم هیئت پرداخت. پس از مدتی برای ادامه‌ی تحصیل به تهران رفت و وارد مدرسه‌ی علوم سیاسی شد و پله‌های ترقی را یکی یکی بالا رفت تا این‌که در زمان مشروطیت وارد وزارت عدلیه شد و منشی محکمه‌ی جزا گردید.[1] در زمان استبداد صغیر در باغ‌شاه محکمه‌ای تشکیل شده بود، برای رسیدگی به اتهامات مشروطه‌خواهان و به قول درباریان آشوبگران که در آن محاکمه، اشتری از طرف وزارت عدلیه مأمور بازجویی مشروطه‌خواهان بود.[2] اشتری در طول مدت محکمه، وظیفه‌ی خود را به خوبی انجام داد و پس از اتمام کار و بازگشت به عدلیه به عضویت محاکم جزائی و حقوقی منصوب شد. احمد اشتری در سال 1292 به وزارت امورخارجه رفته به مدعی العمومی محاکمات قضائی منصوب شد و پس از گذشت مدتی دوباره به وزارت عدلیه بازگشت.[3] وی در سال 1298 از طرف وثوق‌الدوله مأموریت پیدا کرده که به رشت رفته با میرزا کوچک خان مذاکره و مصالحه کند. اشتری حکم را گرفته به سمت رشت حرکت کرد و در بدو ورود به ملاقات میرزا کوچک‌خان رفته با او مذاکراتی را انجام داد. اشتری زبان نرم و کلام شیرینی داشت و از هر گونه خشونت در کلام و عمل دوری می‌کرد و به همین دلیل وی فرد مناسبی برای مذاکره با کوچک‌خان به شمار می‌رفت. مذاکرات بین دو طرف انجام شد و اشتری به پیشنهاد محترمین رشت و سفارش صدرالاشراف رئیس دادگستری رشت، به حکومت رشت منصوب گردید و از طرف وثوق‌الدوله رئیس‌الوزرا حکم حکومت او در رشت به او ابلاغ شد. اشتری در زمان مذاکره با میرزا کوچک‌خان با وی مصالحاتی انجام داده بود که وقت عمل به آن‌ها رسیده بود و به همین منظور از کوچک‌خان دعوت کرد که به رشت آمده و زمام حکومت را در دست بگیرد. کوچک‌خان نیز همین کار را کرد و با اعضای کابینه و افراد خود به طرف رشت حرکت کرد. میرزا کوچک‌خان پس از رسیدن به رشت سعی کرد، افراد نالایق و آشوب‌گر و هم‌چنین خائنین به مردم را که در پست‌های مختلف استقرار داشتند، از سر راه بردارد. پس بلافاصله صدرالاشراف رئیس عدلیه، میرزا عیسی‌خان صدیق اعلم رئیس معارف، محسن اتابکی رئیس پست و تلگراف، سرهنگ مختاری رئیس نظمیه و عده‌ی زیادی از بزرگان و مفت‌خوران گیلان را دستگیر کرده به زندان انداخت. اشتری نزد میرزا کوچک‌خان شفاعت می‌کند و موجب آزادی رکن‌الدین مختاری و محسن‌خان پسر اتابک می‌شود؛[4] اما قوای قزال تسلیم او نشده، در نتیجه آشوبی به پا شد و زد و خورد سختی بین قوای کوچک‌خان و قزال در داخل شهر شروع شد. با ادامه‌ی این درگیری، اشتری احساس خطر کرد و رشت را ترک کرده، به تهران رفت و چون دولت وثوق‌الدوله را رو به نابودی دید، به سمت سید ضیاء‌الدین مدیر روزنامه‌ی رعد روی آورد و طرح الفت و دوستی با او چید و جزء کارکنان وی شد. وی جزء کاندیداهای طبقات تحصیل کرده، پایتخت محسوب می‌شد[5] که نام او در کنار اشخاصی، هم‌چون مصدق و بازرگان ذکر گردیده است.[6] بعد از اتمام کودتا و روی کار آمدن سید ضیاء، احمد اشتری به معاونت وزارت عدلیه منصوب گردید. پس از معاونت در وزارت عدلیه، معاون تهران و شهرهای اطرافش شد. اشتری در دوران حکومت رضاشاه پست‌های زیادی را بر عهده گرفت؛ از جمله: ریاست وزارت مالیه، ریاست اداره‌‌ی محاکمات، مدت زیادی نیز عضو دیوان محاسبات کشور بود. او معاونی داشت، به نام سهیلی که برای خوب جلوه دادن خود رئیسان خود را بدنام می‌کرد که این عمل‌کرد شامل اشتری نیز شد.[7] وی بعد از بازنشستگی نیز در جلسات علی امینی، نخست وزیر سابق شرکت می‌کرد[8] و در نهایت در سال 1334 در سن 74 سالگی در گذشت.

هادی اشتری

هادی اشتری در سال 1277 متولد شد. پدرش میرزا مهدی جوقانی و برادر بزرگش احمد اشتری می‌باشد.[9] اشتری تحصیلات ابتدائی و متوسطه را به صورت معمول گذراند. او نیز همانند برادر بزرگش به ریاضیات علاقه‌مند بود و به همین دلیل دروس پایه مثل صرف و نحو عربی و ادبیات فارسی را به پایان رساند و به ریاضیات و هندسه روی آورد. وی مدتی نیز به شغل آموزگاری پرداخت تا این‌که به خدمت دولت درآمده، در وزارت فرهنگ مشغول به کار شد. پس از اتمام دوره‌اش در آن وزارت به ریاست معارف منصوب شد و در مدت کوتاهی، چند پست مهم را مثل ریاست وزارت دارائی عوض کرد تا اینکه در پست مدیر کل بازرسی کشور ماندگار شده سال‌ها خدمت کرد.[10] پس از چندی معاون وزارت کشاورزی شد تا اینکه در سال 1330 به مدت چند ماه استاندار تهران شد و از آن‌جا انتقال یافته، به استانداری گیلان منصوب شد. اشتری برای مردم گیلان بسیار مفید واقع شد، به تمام شکایات و اعتراضات مردم رسیدگی می‌کرد و به همین دلیل همه از وی راضی بودند و برخی درصدد پرونده‌سازی و حذف او بودند.[11] چون وی مزاحم چپاول‌گری و خراب‌کاری‌های آن‌ها بوده است. در دولت مصدق که لایحه تصویه کارمندان دولت مطرح شد، نام هادی اشتری جزء افراد بند الف که افراد شایسته و به درد بخور دولت را شامل می‌شد، قرار گرفت.[12] پس از چند سال که در گیلان مشغول ریاست بود، در سال 1340 در کابینه‌ی علی امینی[13] به عنوان وزیر مشاور منصوب شد[14] و بعد از عزلش از وزارت، غالبا در جلساتی که در منزل دکتر علی امینی برگزار می‌شد، شرکت می‌کرد[15] و چون مردی تیزهوش و مورد اطمینان بود، در تمام کارهای دولت از او استفاده می‌شد و همیشه مورد احترام مردم و مورد حمایت شاه و دربار منحله بود[16] و در سن 80 سالگی در گذشت.

مقاله

نویسنده سيد مرتضي مير تبار
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
Powered by TayaCMS