دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زنان حاضر در کربلا (9)

No image
زنان حاضر در کربلا (9)

كلمات كليدي : رباب بنت امرء القيس، شهربانويه، محسن بن حسين عليه السلام، عاتكه بنت زيد بن عمرو

نویسنده : سيد علي اكبر حسيني

رباب بنت امرء القیس

رباب دختر امرء القیس [1]-شاعر معروف عرب- بود. پدرش در روزگار خلیفه‌ی دوم از آیین مسیحیت دست کشید و به دین اسلام گروید و از سوی خلیفه عهده‌دار ریاست قبیله‌ی قضاعه شد. او پس از مسلمانی، سه دختر خود -حیاة، سلمی و رباب- را به ترتیب به امام علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام تزویج کرد.[2] رباب به همسری امام حسین علیه السلام در آمد و به لحاظ کمالات نفسانیه‌اش نزد آن حضرت علیه السلام منزلتی عظیم یافت و مورد علاقه‌ی شدید آن حضرت علیه السلام واقع شد به گونه‌ای که در برخی از منابع نقل شده امام حسین علیه السلام در توصیف علاقه بسیار خود به او چنین سروده است:

لعمرک انّنی لا حبّ داراً تکون بها سکینه و الرّباب

أحبّهما و أبذل جلّ مالی و لیس لعاتب عندی عتاب

به جانت سوگند! خانه‌ای را که سکینه و رباب در آن باشند دوست دارم. آن دو را دوست دارم و همه‌ی ثروتم را در این راه می‌بخشم و سرزنش ملامتگران در حقم به جا و شایسته نیست.»[3]

وی مادر سکینه و عبدالله بن حسین علیه السلام معروف به علی اصغر علیه السلام است[4] که در روز عاشورا در برابر دیدگانش در آغوش امام حسین علیه السلام به شهادت رسید.[5]

از حضور رباب در صحنه عاشورا در منابع و کتب تاریخی سخن چندانی به میان نیامده است. شاید جریان آخرین وداع اباعبدالله الحسین علیه السلام با اهل حرم را بتوان از معدود مواردی یاد کرد که از نام رباب در آن روز سخن به میان آمده است. بنا بر نقل برخی از منابع، امام حسین علیه السلام در آخرین وداعش به خواهران و دختران و دیگر زنان حرم از جمله رباب سفارش کردند که بعد از شهادت من پیراهن چاک نزنید و صورت خود را نخراشید و سخنان بیهوده بر زبان جاری نسازید.[6]

رباب پس از واقعه عاشورا، به مانند سایر بانوان اهل بیت علیه السلام به اسارت برده شد و همراه کاروان اسرا به کوفه و شام رفت. نقل شده در کوفه و در مجلس ابن‌زیاد رباب با دیدن سر مطهر امام حسین علیه السلام بی‌تاب شد، پس پیش رفت و آن را از میان طشت برداشت و بغل نمود و بوسید و آن گاه چنین سرود:

واحسیناً! فلا أنسی حسینا أقصدته أسنّة الاعداء

غادروه بکربلاء صریعاً لاسقی الله جانبی (الغیث بعده) کربلاء

«آه ای حسین علیه السلام! من هیچ‌گاه حسین علیه السلام را فراموش نخواهم کرد؛ دشمنان او را هدف نیزه‌های خود قرار دادند. آنان او را فریب دادند و جنازه‌اش را در کربلا به خاک افکندند؛ بعد از او خدا آن سرزمین را سیراب نکند.»[7]

پس از بازگشت اسرا به مدینه، عده‌ای از اشراف قریش از او خواستگاری کردند، ولی او نپذیرفت و گفت: «لا أتخذ حمواً بعد رسول الله(ص)؛ بعد از رسول خدا(ص) پدر شوهری را قبول نمی‌کنم.»[8] وی در سوگ اباعبدالله الحسین علیه السلام پیوسته گریان و عزادار بود[9] و اشعار سوزناکی را در رثای سید و سالار شهیدان علیه السلام سرود که در برخی از منابع ابیاتی از آن به ثبت رسیده است او در یکی از اشعارش در رثای امام حسین علیه السلام چنین سرود:

ان الذی کان نوراً یستضاء به بکربلاء قتیل غیر مدفون

سبط النبی جزاک الله صالحه عنا و حبیت خیر الموازین

قد کنت لی جبلا صعبا الوذ به و کنت تصحبنا بالرحم و الدین

من للیتامی و من للسائلین و من یغنی و یأوی الیه کل مسکین

و الله لا ابتغی صهراً بصهرکم حتی اغیب بین الرمل و الطین

«به راستی آن کس که نوری روشنی‌بخش بود [و مردم از پرتو آن نور بهره می‌گرفتند] در کربلا کشته شد و به خاک سپرده نشد. ای سبط پیامبر(ص)، خداوند از سوی ما به تو جزای نیک دهد و از تو خسران را دور گرداند. همانا تو برای من کوهی استوار بودی که به آن پناه می‌بردم و تو با ما به مهربانی و دینداری رفتار می‌کردی. دیگر چه کسی بعد از تو یتیمان و سائلان را دستگیری می‌کند و آنها را بی‌نیاز می‌کند؟ و کیست که مسکینان را پناه می‌دهد؟. به خدا قسم؛ پس از او هرگز همسری بر نخواهم گزید تا آن گاه که میان ریگ و گل پنهان شوم.»[10]

گفته شده پس از واقعه عاشورا، او هرگز زیر سایه و سقفی نرفت تا اینکه سرانجام پس از گذشت یک سال، بر اثر گریه و اندوه فراوان بر شهادت امام حسین علیه السلام بیمار شد و در سال شصت و دو هجری در شهر مدینه وفات کرد.[11]

بنا بر نقل برخی منابع، رباب پس از شهادت امام حسین علیه السلام یک سال کنار قبر حضرت علیه السلام اقامت کرد و به عزاداری پرداخت پس از پایان یک سال، در حالی که از آنجا دور می‌شد چنین گفت:

«الی الحول ثم اسم السلام علیکما و من یبک حولا کاملا فقد اعتذر

تا یک سال و سپس سلام بر شما باد که هر کس یک سال کامل گریه کند معذور خواهد بود.»[12]

همان‌گونه که پیداست سرودن این شعر با این سبک و سیاق از بانوی با فضیلتی چون رباب بسیار بعید به نظر می‌رسد از سوی دیگر اقامت یک ساله‌ی رباب در کربلا هم بسیار بعید به نظر می‌رسد؛ چرا که به اجماع همه مورخین و سیره‌نگاران، پس از واقعه جانگداز عاشورا، تمامی زنان و کودکان اهل بیت علیه السلام را از کربلا به کوفه انتقال دادند و کسی را در این سرزمین باقی نگذاشتند.

رباب در منابع تاریخی به فضل و کمال ستوده شده است. او از افضل زنان دوران خود بود[13] و از زیباترین و عاقل‌ترین آنان به شمار می‌رفت.[14]

مادر محسن بن حسین علیه السلام

او یکی از همسران و یا شاید یکی از کنیزان ام‌ولد امام حسین علیه السلام بود که در صحرای کربلا حضور داشت. در منابع و مصادر تاریخی نامی از او و پسرش محسن به ثبت نرسیده است؛ اما صاحب کتاب "معجم البلدان" بر این اعتقاد است که:

«هنگامی که اهل بیت امام حسین علیه السلام را به سوی شام به اسارت می‌بردند در طرف غربی«حلب» در کنار کوهی به نام«جوشن» یکی از همسران امام علیه السلام حمل خود را سقط کرد. در این کوه معدن مسی قرار داشت که اهالی آن جا از آن مس سرخ استخراج کرده به اطراف می‌فرستادند و از این طریق صاحب ثروت فراوانی می‌شدند. این بانو از کارگران آنجا آب و نان طلب کرد؛ اما آنان نه تنها از دادن آب و غذا به ایشان امتناع کردند بلکه لب به دشنام نیز گشودند. پس آن بانو با دلی دردمند در حق آنان نفرین کرد. از آن پس، معدن مس از کارآیی افتاد و دیگر سودی عاید صاحبانش نکرد.»[15]

عاتکه بنت زید بن عمرو

برخی از منابع هم از حضور یکی دیگر از همسران امام حسین علیه السلام به نام عاتکه بنت زید بن عمرو بن نفیل در واقعه کربلا سخن گفته‌اند. در این منابع آمده عاتکه در صحرای کربلا حضور داشت و پس از شهادت اباعبدالله علیه السلام او اول کسی بود که به عزاداری پرداخت. عاتکه در کربلا خاک بر سر خود می‌ریخت و بر قاتلان سید و سالار شهیدان علیه السلام لعن می‌فرستاد. او در یکی از مرثیه سرایی‌های خود درباره امام حسین علیه السلام چنین سرود:

واحسیناً! فلا نسیت حسینا أقصدته أسنّة الاعداء

غادروه بکربلاء صریعاً جادت المُزن فی ذریّ کربلاء

«آه ای حسین علیه السلام! من هیچ‌گاه حسین علیه السلام را فراموش نخواهم کرد دشمنان او را هدف نیزه‌های خود قرار دادند. دشمنان او را فریب دادند و جنازه‌اش را در کربلا به خاک افکندند، نیکوست که [در این مصیبت] ابرهای باران‌زا(کنایه از چشم است) در سرزمین کربلا باران خود را فرو ریزند.»[16]

عاتکه پس از واقعه عاشورا ازدواج نکرد. در یکی از این خواستگاری‌ها که از سوی مروان حکم انجام گرفت، او پس از دادن جواب رد به مروان، گفت: «ما کنت لاتخذ حماً بعد رسول الله؛ بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) پدر شوهری را قبول نمی‌کنم.»[17]

شهربانویه

شهربانویه از زنانی است که بنا بر نقل برخی از منابع در کربلا حضور داشت. البته او غیر از شهربانو، مادر امام سجاد علیه السلام است.

روایت شده که در روز عاشورا پسری از خاندان امام حسین علیه السلام جهت نبرد از خیمه‌گاه خارج شد؛ ولی ترس او را فرا گرفته بود؛ این پسر که در دو گوش او گویا دو گوشواره در حرکت بود به میدان آمد و پیوسته به راست و چپ خود می‌نگریست، در این هنگام یکی از سپاهیان کوفه به نام هانی بن ثبیت به سویش تاخت و با ضربت شمشیر او را از پای در آورد.[18] شهربانویه که ناظر این ماجرا بود با دیدن این صحنه چنان رعب و وحشت او را فرا گرفت که از شدت ترس قدرت تکلم خود را از دست داده بود.[19]

نقل شده او پس از شهادت امام حسین علیه السلام تن به اسارت دشمنان نداد پس خود را به فرات انداخت و غرق شد.[20]

مقاله

نویسنده سيد علي اكبر حسيني

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
Powered by TayaCMS