دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سرنوشت قاتلان شهدای کربلا

No image
سرنوشت قاتلان شهدای کربلا

سرنوشت قاتلان شهداي كربلا

«عبیدالله بن زیاد» و «حصین بن نمیر»پس از آن که یزید به هلاکت رسید، عبیدالله بن زیاد، در شهر بصره، ضمن اعلام این خبر از مردم خواست که برای خود خلیفه‌ای برگزینند و مردم بصره نیز در اثر ترس و وحشتی که از او داشتند عبیدالله را به خلافت انتخاب کردند! اما مردم کوفه زیر بار او نرفتند و با او به مخالفت برخاستند. مردم بصره نیز به تدریج از اطراف او متفرق شدند و ابن زیاد از ترس جان خود، فرار را برقرار ترجیح داد و به طرف شام گریخت. ابن زیاد در شام لشکر عظیمی فراهم ساخت و با نیروی انبوه به جنگ سپاه مختار آمد و در کنار شهر «موصل» در نزدیکی رود «خازر» اردو زد و منتظر جنگجویان کوفه ماند. از طرف دیگر، سپاه کوفه به فرماندهی «ابراهیم اشتر» فرزند شجاع و رشید «مالک اشتر» فرا رسید و بین آنها جنگ سختی درگرفت و ابراهیم اشتر «ابن زیاد» را با ضربه‌ای به دو نیم کرد و دست‌ها و پاهای او را قطع کرد و جسدش را به آتش کشید و.. همچنین نقل کرده‌اند چون سرهای شهدای کربلا را نزد «ابن زیاد ملعون» بردند، آن ملعون سر مطهر حضرت سیدالشهداء(ع) را برداشته و بر ران خود گذاشت، قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر قبای ابن زیاد چکید و قبای آن سنگدل راسوراخ کرده و در زمین فرو رفت اما اثر آن بر ران ابن زیاد باقی ماند و هر چه اطبا درمان کردند آن زخم بهبود نیافت و از آن جا، کثافت و چرک بسیاری ظاهر می‌شد، چنان که (از بوی تعفن آن) هیچ کس طاقت ماندن در کنار ابن زیاد را نداشت و او نیز پیوسته نافه مشک به آن محل بسته بود اما با این وجود، بوی آن چرک بر مشک غلبه می‌کرد و به این درد نیز مبتلا بود تا روزی که به جهنم واصل شد.[1]

ابن اثیر نیز در این‌باره نوشته است: هنگامی که سپاه شام شکست خوردند، «ابراهیم بن اشتر» گفت: «من مردی را کشتم که به تنهایی در زیر پرچمی در کنار نهر خازر بود، بروید او را پیدا کنید، من از او بوی مشک استشمام کردم و او را به دو نیمه کردم، دستهای او در ناحیه شرق و پاهای او (بر اثر ضربه شمشیرم) در غرب نهر افتاد.» مردم جست و جو کرده و او را پیدا کردند و متوجه شدند که عبیدالله بن زیاد است که با شمشیر ابراهیم به دو نیم شده است. سپس سر او را از تنش جدا کردند و بدنش را سوزاندند.[2]

سرنوشت حصین بن نمیر

در این جنگ و درگیری یکی از افراد سپاه مختار به نام «شریک بن جدیر» به «حصین بن نمیر»، که از فرماندهان بزرگ سپاه عبیدالله بن زیاد بود، حمله کرد و گمان می‌کرد که او عبیدالله بن زیاد است از این رو به طرف او حمله ور شد. «شریک» فریاد زد که: «این شخص پلید را به قتل برسانید، یاران مختار نیز بر او حمله کردند و «حصین بن نمیر» را به هلاکت رساندند.»

«شر حبیل بن ذی الکلاع» یکی دیگر از فرماندهان سپاه شام بود که در این درگیری به هلاکت رسید و سفیان بن یزید مدعی قتل او بود. هنگامی که سپاه شام شکست خورد و فرار کردند، یاران ابراهیم نیز آنان را تعقیب کردند و چون قسمتی از نیروهای سپاه شام، خود را به داخل رودخانه انداختند تا بتوانند فرار کنند، بسیاری از آنها غرق شدند آن قدر که تعداد غرق شدگان بیش از کشته شدگان بود و سپاه مختار غنیمت‌های بسیاری از شامیان نصیبشان شد.

سربریده ابن زیاد در مقابل امام سجاد(ع)

مختار سرهای بریده لشکر شام و سر منحوس «ابن زیاد» و فرماندهان لشکر شام را باسی هزار دینار به حضور محمد بن حنفیه که در مکه بود فرستاد و محمد حنفیه از دیدن سرهای قاتلان خاندان حسین(ع) به سجده افتاد و شکرالهی را به جای آورد سپس آنها را به محضر امام سجاد(ع) فرستاد، هنگامی که سر بریده «ابن زیاد» و فرماندهان لشکر شام را به محضر امام سجاد(ع) فرستادند، آن حضرت مشغول خوردن غذا بودند و با دیدن این منظره مسرت آمیز به سجده افتاد و شکر خدای را به جا آورد و به یاد مجلس ابن زیاد افتاد که سرهای مبارک شهدای کربلاهمراه با سر مطهر امام حسین(ع) را در مقابل آن ملعون آوردند.[3]

سپس مختار را دعا کرد و فرمود: «روزی که سر مبارک پدرم مقابل ابن زیاد بود از خدا خواستم که روزی فرا رسد که من نیز شاهد سربریده او باشم.»[4](4) و به این ترتیب، ابن زیاد و حصین بن نمیر و سربازان آنها به عواقب شوم اعمال خود در این دنیا گرفتار شدند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
Powered by TayaCMS