دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فارسی دری

No image
فارسی دری

كلمات كليدي : فارسي، دري، زبان رسمي، دوره¬ي اسلامي، فارسي دري، نثر، ادبيات فارسي

نویسنده : رقیه ابراهیمی

فارسی دری(far.si‌_ ye .da.ri) یا نوین، زبانی است که امروزه زبان رسمی کشور ایران، و نیز کشورهای افغانستان و تاجیکستان است. این زبان که از اوایل دوره‌ی اسلامی به وجود آمده است، از زبان‌های ایرانی نو و دنباله‌ی زبان "فارسی میانه" می‌باشد و از آن زمان تاکنون به عنوان زبان رسمی و اداری همه‌ی ایرانیان است. در دوره‌‌ی اسلامی و در دستگاه ساسانیان اگرچه زبان اداری "فارسی میانه" بود اما در گفتگوی روزانه‌ی افراد زبان دری به کار می‌رفت.[1]

«وجه تسمیه‌ی این زبان به دری تعلق آن به دربار شاهان است، زیرا این قاعده از قدیم معمول بوده است که زبان مورد تکلم در دربار و دستگاه دولتی و مراکز پادشاهی را "دری" می‌گفتند. یعنی منصوب به در مثلا ابن‌الندیم از قول ابن‌المقطع گفته است که در دوره‌ی ساسانیان لغت معمول در شهرهای مداین را دری می‌گفتند. "المقدسی" نیز می‌گوید: زبانهایی از این قبیل را از آن جهت دری گویند که زبانی است که نامه‌های پادشاه بدان نوشته می‌شود و عریضه‌هایی که به او تقدیم می‌دارند با آن زبان است و اشتقاق آن از در است و آن به معنی باب است. یعنی آنکه زبان دری زبانی است که اهل باب(یعنی اهل درگاه پادشاه) بدان سخن می‌گویند»[2]

گویش‌ دری دنباله‌ی پهلوی ساسانی است و در آن عناصری از پهلوی اشکانی هم دیده می‌شود و از نظر زبان‌شناسی دنباله‌ی فارسی میانه است که آن نیز دنباله‌ی فارسی باستان می‌باشد.

«نوشته‌اند که "طاهریان را در پارسی و لغت دری اعتقادی نبودی" اما یعقوب لیث به شعر و ادب عربی توجهی نمی‌کرد و می‌گفت چیزی که من در نمی‌یابم چرا باید گفته شود. همین علاقه‌ی یعقوب لیث به زبان دری و عدم توجه به تازی سبب شد که لهجه‌ی دری به عنوان زبان رسمی و ادبی تلقی شود و سروردن شعر به زبان دری آغاز گردد».[3]

اگرچه در سده‌های نخستین اسلامی لهجه‌های محلی گوناگونی در ایران یافت می‌شد ولی رفته رفته فارسی دری به عنوان زبان مشترک برای ارتباط میان مردمان نواحی مختلف ایران گسترش یافت تا جایی که در حدود سده‌ی سوم هجری در سراسر ایران دو زبان کاربرد داشت، یکی زبان دری که زبان توده‌ی مردم بود و تنها در گفتگوها از آن استفاده می‌کردند و دیگری عربی که رسانه‌ی دین و حکومت و علم بود.

زبان دری کم‌کم با عناصری که از لهجه‌های دیگر جذب کرده بود به ویژه با واژگان بی‌شماری که از زبان عربی گرفته بود، غنی شد و کم‌کم به عنوان زبان فرهنگی فراگیر گشت. پادشاهان سامانی تاثیر زیادی در گسترش زبان فارسی و ارتقای آن به یک زبان نوشتاری ادبی داشتند و در روزگار غزنویان فارسی دری، زبان ادبی کشور شد و در زمان شاهان سلجوقی این زبان در کارهای اداری و دیوانی جای زبان عربی را گرفت و تا جایی گسترش یافت که در زمانی، بعد از زبان عربی دومین زبان بزرگ دنیای اسلام شد که محدوده‌ی آن از هند تا آسیای صغیر بود و نه تنها در ایران و آسیای میانه بلکه در میان بسیاری از اقوام شرق نزدیک و میانه در مناطقی مثل هند، آسیای صغیر، افغانستان و آذربایجان زبان رسمی و ادبی شد.[4]

«تا اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری اثر قابل توجهی به زبان فارسی دری و به خط عربی در زمینه‌ی علمی و یا ادبی نوشته نشده است. بدین جهت زبان‌شناسان، "دوره‌ی فارسی دری" را از قرن چهارم هجری مقارن با قرن دهم میلادی به حساب می‌آورند و آن را دوران هزارساله‌ی فارسی دری می‌خوانند. علت وجود وقفه‌ای چنین طولانی(حدود سه قرن) در پدید آمدن آثار علمی و ادبی به زبان فارسی جدید، ‌تحولات سیاسی و اجتماعی ایران بود. زیرا پس از استیلای تازیان بر ایران همانند کشورهای دیگری که به وسیله‌ی مسلمانان فتح شده بود، اهتمام فرمان‌روایان غالب بر رواج زبان و استفاده از آن به عنوان زبان رابط بین دستگاه خلافت و نواحی تحت تسلط ایشان بود. به همین جهت در زمان حکومت حجاج‌بن یوسف(41 – 95 هجری) دفتر و دیوان در ولایت عراق از فارسی به زبان عربی منتقل شد».[5]

زبان فارسی دری، بعد از آنکه حکومت‌های مستقل ایرانی در خراسان و ماوراءالنهر بوجود آمد جنبه‌ی درباری و اداری یافت و زبان شعر و نثر آن نواحی شد و اندک اندک شاعران و نویسندگانی بدین زبان شروع به شاعری و نویسندگی کردند و چندی نگذشت که استادان مسلمی مانند رودکی، دقیقی، فردوسی، کسایی و دیگران در قرن چهارم ظهور کردند و بدین لهجه آثار گران‌بها پدید آوردند و کتابهای بزرگ به نثر در همین لهجه بوجود آمد و منتشر شد و بعد از آنکه در نواحی دیگر ایران شاعران و نویسندگانی خواستند به پارسی شعر گویند و کتاب بنویسند، از همین لهجه‌ی آماده و مهیا که صورت یک زبان رسمی یافته بود، استفاده کردند و با مطالعه‌ی دواوین و کتبی که بدان لهجه فراهم آمده بود خود را آماده‌ی گویندگی و نویسندگی بدان لهجه ساختند.

پیداست که لهجه‌ی دری بعد از آنکه به عنوان یک لهجه‌ی رسمی، سیاسی و ادبی در همه‌ی ایران انتشار یافت به همان وضع اصلی و ابتدایی خود باقی نماند و شعرای نواحی مرکز و مغرب و شمال و جنوب ایران هر یک به مقداری از مفردات و ترکیبات لهجات محلی خود را در آن وارد کردند و از طرفی دیگر بنا به علل و جهاتی تأثیر زبان عربی در آن به همان نحو که از آغاز غلبه اسلام شروع شده بود، ادامه یافت و به تدریج بسیاری از ترکیبات و مفردات و برخی از اصول صرف و اشتقاق زبان عربی در آن راه جست و لهجه‌ای که در قرون متأخر معمول شده است از این راه پدید آمد.[6]

برخی از ویژگی‌های زبان فارسی دری

· صامت‌های فارسی دری همان صامت‌های فارسی میانه‌اند که تا امروزه همچنان کاربرد خود را نگه‌داشته‌اند.

· برخی اصوات فارسی میانه مانند(واو معدوله) در دوره‌ی جدید اصلا تلفظ نمی‌شوند؛ مثل: خواهر.

· برخی اصوات نیز به اصوات دیگری تبدیل می‌شوند؛ مثل: "یام" و "بوت" به "جام" و "بود" در فارسی دری.

· گاهی یک واج یا برخی واجهای یک واژه‌ی فارسی میانه حذف می‌شود؛ مثل دشخوار که در دری دشوار تلفظ می‌شود.

· در ساختار دستوری نیز تغییراتی اندک پدید آمد؛ مثلا در فارسی میانه، ماضی افعال متعدی با ضمایر ملکی و افعال لازم یا مضارع با "بودن" صرف می‌شد اما در فارسی کنونی، ماضی افعال متعدی مانند افعال لازم صرف می‌شود.

· در زمینه‌ی واژگان نیز تغییراتی در آن رخ می‌دهد. بسیاری از واژگان فارسی دری به زبان‌ها و لهجه‌های شمالی یا شرق ایران تعلق دارند. فارسی دری واژه‌های زیادی را از زبان‌ پارتی و لهجه‌های وابسته و نیز از زبان سغدی وام گرفته است.

عمده‌ترین تفاوتی که در گویش‌های گوناگون فارسی در نواحی مختلف دیده می‌شود مربوط به اصوات و واژگان است که اصطلاحا آن را(تفاوت‌های لهجه‌ای) می‌خوانند. این تفاوت‌ها نتیجه‌ی تأثیر زبان محلی دوره‌ی میانه در فارسی دری یا نوین است.

· در فارسی دری شمار فراوانی واژگان عربی راه یافته که با گذشت زمان در زبان ادبی رو به افزایش است.

· فارسی نوین از همان آغاز، زبانی آمیخته بر پایه‌ی لهجه‌ی پارسی بوده است که دارای نشانه‌هایی متمایز از دیگر لهجه‌های ایرانی است که واژگان عرب در آنها رسوخ کرده است.[7]

"از نظر صرف" یا "ساخت کلمات" نیز در فارسی جدید تغییراتی رخ داده است؛ نظیر ساخت صفت عالی یا فعل مستقبل و یا به کار بردن افعال مرکب اسمی؛ مانند: خواب کردن به جای "خفتن"، زخم زدن به جای "خستن"، گلایه کردن به جای "گرزشن".

در ساخت نحوی و روابط همنشینی زبان فارسی جدید نیز تغییراتی پدید آمده است مانند تغییر جای تک‌واژه‌های نفی، نهی، استمرار، شناسه‌ها و غیره.[8]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
Powered by TayaCMS