دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مبارزه با هوای نفس

No image
مبارزه با هوای نفس

مبارزه با هوای نفس دو بخش دارد که این دو بخش را باید در کنار هم انجام دهیم:

1-     ترک شهوات 2- صبر در ناملایمات.

امام صادق (علیه السلام) به یکی از اصحاب خود فرمود: «من به حق به شما می‌گویم که شما به آنچه می‌خواهید (نهایتاً لقاءالله) نمی‌رسید مگر به ترک آنچه میل و شهوت دارید و به چیزهایی که آرزو دارید نمی‌رسید مگر با صبر کردن در برابر ناملایمات؛ بِحَقٍّ أَقُولُ‌ لَکُمْ‌ إِنَّکُمْ‌ لَا تُصِیبُونَ‌ مَا تُرِیدُونَ إِلَّا بِتَرْکِ مَا تَشْتَهُونَ وَ لَا تَنَالُونَ مَا تَأْمُلُونَ إِلَّا بِالصَّبْرِ عَلَى مَا تَکْرَهُونَ»(تحف العقول/ص305 و امالی مفید/208) بعضی از آدم‌های مذهبی حاضرند شهوت و گناه را ترک کنند ولی حاضر نیستند در بلا و مصیبت صبر کنند. بعضی‌ها نیز حاضر هستند در بلا صبر کنند ولی حاضر نیستند گناه را ترک کنند. در صورتی که این دو باید با هم باشد تا نتیجه بدهد. چون انسان با دو بال می‌تواند پرواز کند، یکی اینکه وقتی هوسی به سراغش آمد، آن را ترک کند و گناه را کنار بگذارد و دیگر اینکه وقتی بلایی بر سرش آمد صبر کند. از حاج آقای دولابی(ره) می‌پرسیدند که به ما دستورالعمل بدهید، ایشان می‌فرمود که دستورالعمل نمی‌خواهد فقط «بروید و راضی باشید!» چون مردم معمولاً رضایت را کم دارند. همان کارهای خوبی که انجام می‌دهیم و مراقبتی که در ترک معصیت انجام می‌دهیم اگر با چاشنیِ «رضایت» همراه باشد، به ما کمک خواهد کرد با این دو بال بالاخره از زمین جدا شویم و پرواز را آغاز کنیم.... گاهی اوقات انسان مشکل دارد ولی باز هم پیش خودش و خدای خودش لبخند می‌زند و این هم مبارزه با هوای نفس محسوب می‌شود و رضایت خدا را به دنبال دارد. امام حسین(علیه السلام) در سخت‌ترین بلاهای روز عاشورا و آن موقعی که حضرت علی اصغر(علیه السلام) روی دست‌های حضرت جان می‌داد، خون علی اصغرش را به آسمان پرتاب می‌کرد و می‌فرمود: خدایا من این بلا را تحمل می‌کنم و راضی هستم چون می دانم خدا می‌بیند (هونٌ‌ عَلَیَّ‌ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ‌ اللَّه؛ لهوف/ص117) «راضِیَةً مَرْضِیَّةً» به این می‌گویند.نفس اماره اگر چه دشمن اصلی روح ملکوتی است اما وجودش برای رشد روح ضروری است زیرا بدون ضدیت و مبارزه رشد روح ملکوتی امکان پذیر نمی باشد. خواسته های نفس اماره را می توان به توکسین میکربی تشبیه کرد. اگر قوی و به مقدار زیاد باشد برای روح ملکوتی مضر و حتی کشنده است. اما اگر ضعیف شده و به مقدار کم باشد روح را در مقابل نفس اماره واکسینه می کند و موجب می شود که روح ملکوتی بتواند انگیزش های نفس اماره را به تدریج مهار کند.از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: «راه رسیدن به راحتی چیست؟ حضرت فرمود: در مخالفت با هوای نفس است. پرسیدند: چه موقع عبد به راحتی می‌رسد؟ حضرت فرمود: اولین روزی که وارد بهشت می‌شود؛ قِیلَ لَهُ: أَیْنَ طَرِیقُ‌ الرَّاحَةِ؟ فَقَالَ: فِی خِلَافِ الْهَوَى. قِیلَ: فَمَتَى یَجِدُ عَبْدٌ الرَّاحَةَ؟ فَقَالَ ع عِنْدَ أَوَّلِ یَوْمٍ یَصِیرُ فِی الْجَنَّة»(تحف العقول/ص370) یعنی مبارزه با نفس دائمی است و تا آخر عمر ادامه دارد. مبارزه با نفس اماره یک فرآیند طولانی است و به پشتکار زیاد احتیاج دارد. برای حفظ پشتکار و نگه داشتن انگیزه لازم دیدار با اشخاص معنوی و مقدسین چه در حیات و چه در ممات، خدمت به خلق و انفاق، مطالعه متون معنوی و الهی،عبادت و ... عوامل تقویتی مفیدی هستند.حربه های اصلی روح ملکوتی در مقابل نفس اماره ایمان قوی و اراده راسخ و اخلاق اصیل است. به کار بستن اخلاق اصیل و اصول الهی مواد غذایی لازم برای رشد ارگانیزم روحی روانی فراهم می آورد. تنها در گرماگرم این مبارزه درونی است که شخص متوجه می شود که بدون کمک خدا هیچ نتیجه دائمی ِ قابل توجهی عایدش نمی شود.

و همچنین متوجه می شود که اراده اش به تنهایی بدون حمایت و نور خدا قادر به انجام کاری نیست.با ایمان به خدای حقیقی است که می توان نور او را که حاوی هدایت و انرژی است جذب کرد وگرنه بدون آن سرکوب مداوم انگیزش های نفس اماره موجب وازدگی، ایجاد عقده و دیگر مشکلات روانی می شود. نظر خدا بر ما، اثرات روانی زیانبار ناشی از این سرکوب ها را خنثی می کند.تا وقتی انسان در این دنیا زندگی می‌کند باید مدام با هوای نفس خودش مخالفت کند، چه در مراحل ابتدایی باشد و چه در مدارج و مراتب بالا باشد. یعنی عرفا و بزرگان ما هم تا آخر عمر مبارزه با نفس می‌کردند، البته در سطح خودشان. 

 

رابطه ظاهر و باطن اعمال

بر اساس آموزه‌های دینی، هر عبادت به اندازه اقبال و حضور قلبی و به عبارتی، به اندازه حركت درونی مورد قبول واقع می‌شود و به سوی خدای متعال صعود می‌كند. چهره اصلی اعمال، یعنی حركت‌های درونی هیچ وقت بدون حركت‌های ظاهری و صوری تحقق نمی‌یابد. همه اعمال ما عبارتند از یك سلسله حركت‌های درونی و چهره اصلی هر عملی جز یك حركت درونی، چیز دیگری نیست و حركات ظاهری در هر عملی، وسیله و طریق تحقق بخشیدن به حركت درونی بوده و در هر عملی نسبت بین حركت درونی و بین حركت ظاهری، همانند نسبت بین روح و بدن است. همانطور که روح انسان بدون بدن مادی تكوین نمی‌یابد و عینیت پیدا نمی‌كند، همین طور حركت درونی در هر عملی بدون حركت ظاهری عینیت نمی‌یابد و به طوری كه بدن بی روح هیچ وقت انسان نامیده نمی‌شود و آثار وجودی انسان برآن مترتب نمی‌گردد، همان طور حركت ظاهری در هر عملی بدون حركت درونی، هیچ وقت عمل نامیده نمی‌شود و آثار وجودی عمل بر آن مترتب نمی‌شود.حركت درونی در نماز كه چهره اصلی نماز است، بدون حركت ظاهری یا صورت نماز، تكوین نمی‌یابد و عینیت پیدا نمی‌كند. همچنین، حركت درونی هر عبادتی بدون حركت ظاهری آن، عینیت نمی‌یابد و نیز حركت درونی هر عمل دیگری چه خوب باشد و چه بد باشد، بدون حركت ظاهر آن به تحقق نمی‌رسد. آیات و روایاتی كه در خصوص اخلاق عبادات و اعمال عبودی هست و آیات و روایاتی كه در خصوص ریا در عبادات است، و نیزآیات و روایاتی كه در خصوص اقبال قلبی و حضور قلبی در مقام عبودیت آمده است، همه بر همین حقیقت ناظرند.كسی كه نماز می‌خواند و فاقد اخلاص است صورت ظاهر و حركت ظاهری او، صورت ظاهر نماز و حركت ظاهری نماز است و لكن حركت درونی او، حركت درونی نماز نیست و حركت درونی دیگری است. به همین جهت،نماز او نماز نمی‌باشد و آثار نماز بر آن مترتب نمی‌گردد و كسی كه صورت نماز را انجام نمی‌دهد، حركت درونی نماز را نمی‌تواند انجام بدهد و آنجا كه اقبال قلبی و حضور قلبی در نماز وجود ندارد، آن حركت درونی كه باید در نماز وجود داشته باشد وجود ندارد اگر چه صورت ظاهر و حركت ظاهری نماز به جای خود كامل باشد.

اشراق

مقاله

جمع آوری و تدوین رسول غفارپور

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
Powered by TayaCMS