دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مواجهات ابن عربی با قاعده الواحد

از‌ ‌بررسی‌ ‌آثار‌ ‌محی‌ ‌الدین‌ابن‌عربی‌ ‌به‌ ‌نظر‌ ‌می‌رسد‌ ‌وی‌ ‌نگاه‌ ‌یکسانی‌ ‌به‌ ‌قاعده‌ ‌الواحد‌ ‌ندارد‌ ‌و‌ ‌به‌ ‌انحای‌ ‌مختلف‌ ‌با‌ ‌آن‌ ‌مواجه‌ ‌شده‌ ‌و‌ ‌اشکالاتی‌ ‌نیز‌ ‌به‌ ‌آن‌ وارد‌ ‌کرده‌ ‌که‌ ‌اکنون‌ ‌به‌ ‌طرح‌ ‌آنها‌ ‌و‌ ‌نوع‌ ‌مواجهه‌ ‌ابن‌ ‌عربی‌ ‌به‌ ‌این‌ ‌قاعده‌ ‌می‌پردازیم‌.
مواجهات ابن عربی با قاعده الواحد
مواجهات ابن عربی با قاعده الواحد
نویسنده: محمد‌ ‌کریمی‌ ‌حسین‌ آبادی

از‌ ‌بررسی‌ ‌آثار‌ ‌محی‌ ‌الدین‌ابن‌عربی‌ ‌به‌ ‌نظر‌ ‌می‌رسد‌ ‌وی‌ ‌نگاه‌ ‌یکسانی‌ ‌به‌ ‌قاعده‌ ‌الواحد‌ ‌ندارد‌ ‌و‌ ‌به‌ ‌انحای‌ ‌مختلف‌ ‌با‌ ‌آن‌ ‌مواجه‌ ‌شده‌ ‌و‌ ‌اشکالاتی‌ ‌نیز‌ ‌به‌ ‌آن‌ وارد‌ ‌کرده‌ ‌که‌ ‌اکنون‌ ‌به‌ ‌طرح‌ ‌آنها‌ ‌و‌ ‌نوع‌ ‌مواجهه‌ ‌ابن‌ ‌عربی‌ ‌به‌ ‌این‌ ‌قاعده‌ ‌می‌پردازیم‌.

‌ابن‌ ‌عربی‌ ‌قاعده‌ ‌الواحد‌ ‌را‌ ‌می‌ ‌پذیرد‌ ‌ولی‌ ‌معتقد‌ ‌است‌ ‌واحدی‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌هر‌ ‌جهت‌ ‌واحد‌ ‌بوده‌ ‌و‌ ‌هیچ‌ ‌جهت‌ ‌کثرتی‌ ‌نداشته‌ ‌باشد‌ ‌و‌ ‌در‌ ‌عین‌ ‌حال‌ ‌منشا‌ ‌چیز‌ ‌دیگری‌ ‌باشد،‌ ‌مصداق‌ ‌ندارد‌. ‌چرا‌ ‌که‌ ‌ذات‌ ‌خدا‌ ‌که‌ ‌واحدِ‌ ‌علی‌ ‌الاطلاق‌ ‌و‌ ‌بسیط‌ ‌محض‌ ‌است‌ ‌علت‌ ‌هیچ‌ ‌چیزی‌ ‌نیست‌ ‌و‌ ‌در‌ ‌مرحله‌ ‌اسما‌ ‌و‌ ‌صفات‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌خدا‌ ‌منشا‌ ‌عالم‌ ‌می‌باشد‌ ‌و‌ ‌در‌ ‌این‌ ‌مرحله‌ ‌نیز،‌ ‌در‌ ‌عین‌ ‌وحدت‌ ‌دارای‌ ‌کثرت‌ ‌است. ‌ پس‌ ‌قاعده‌ ‌الواحد‌ ‌به‌ ‌هیچ‌ ‌وجه‌ ‌مصداق‌ ‌و‌ ‌تحققی‌ ‌در‌ ‌خارج‌ ‌ندارد. ‌این‌ ‌رویکرد‌ ‌ابن‌ ‌عربی‌ ‌را‌ ‌اینگونه‌ می‌توان‌ ‌ترسیم‌ ‌کرد‌ ‌که‌ ‌اگر‌ ‌قاعده ‌الواحد‌ را‌ ‌بر‌ ‌اساس‌ ‌یک‌ ‌قیاس‌ ‌منطقی‌ ‌شکل‌ ‌اوّل‌ ‌تنظیم‌ ‌کنیم‌ ‌در‌ ‌قسمت‌ ‌کبرای‌ ‌قیاس‌ ‌اشکالی‌ ‌مشاهده‌ ‌نمی‌شود‌ ‌اما‌ ‌صغرای‌ ‌قیاس‌ ‌تحقق‌ ‌خارجی‌ ‌ندارد‌. خود‌ ‌ابن‌ ‌عربی‌ ‌در‌ ‌این‌ ‌خصوص‌ ‌می‌‌گوید: ‌از‌ ‌واحدی‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌جمیع‌ ‌جهات‌ ‌واحد‌ ‌باشد،‌ ‌غیر‌ ‌از‌ ‌واحد‌ ‌صادر‌ ‌نمی‌‌شود،‌ ‌ولی‌ ‌آیا‌ ‌کسی‌ ‌با‌ ‌این‌ ‌وصف‌ ‌وجود‌ ‌دارد؟‌ ‌این‌ ‌مسئله‌ ‌از‌ ‌نظر‌ ‌شخص‌ ‌منصف‌ ‌محل‌ ‌نظر‌ ‌است‌.‌آیا‌ ‌نمی‌بینی‌ ‌که‌ ‌تجلی‌ ‌از‌ ‌احدیه‌ ‌صحیح‌ ‌نیست‌ .... ‌و‌ ‌عقلاً‌ ‌از‌ ‌واحدی‌ ‌که‌ ‌جامع‌ ‌جهات‌ ‌متعدد‌ ‌نباشد‌ ‌اثری‌ ‌صادر‌ ‌نمی‌شود‌ ‌و‌ ‌کاش‌ ‌می‌دانستم‌ ‌که‌ ‌چگونه‌ ‌فهم‌ها‌ ‌این‌ ‌امر‌ ‌را‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌آفتاب‌ ‌آشکارتر‌ ‌است‌ ‌درنیافته‌اند‌ ‌و‌ ‌بدین‌ ‌قائل‌ ‌شده‌اند‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌واحد‌ ‌جز‌ ‌واحد‌ ‌صادر‌ ‌نمی‌شود‌ ‌و‌ ‌اینکه‌ ‌حق‌ ‌تعالی‌ ‌نیز‌ ‌واحد‌ ‌من‌ ‌جمیع‌ ‌الوجوه‌ ‌است‌ ‌،‌ ‌در‌ ‌حالی‌ ‌که‌ ‌خود‌ ‌می‌ ‌دانند‌ ‌که‌ ‌نسبتها‌ ‌نیز‌ ‌ازجمله، وجوه‌ ‌وجهات‌ ‌محسوب‌ ‌می‌شوند‌ ‌و‌ ‌صفات‌ ‌نیز‌ ‌در‌ ‌بعضی‌ ‌مذاهب‌ ‌از‌ ‌جمله‌ ‌وجوه‌ ‌حساب‌ ‌می‌ ‌شوند،‌ ‌پس‌ ‌کجا‌ ‌واحد‌ ‌من‌ ‌جمیع‌ ‌الجهات‌ ‌تحقق‌ ‌دارد؟‌ ‌البته‌ ‌از‌ ‌بیان‌ ‌فوق‌ ‌دو‌ ‌برداشت‌ ‌مختلف‌ ‌می‌توان‌ ‌داشت؛‌ ‌اوّل‌ ‌عدم‌ ‌پذیرش‌ ‌قاعده‌ ‌الواحد‌ ‌به‌ ‌طور‌ ‌کلی‌ ‌و‌ ‌دیگری‌ ‌پذیرش‌ ‌اصل‌ ‌قاعده‌ ‌و‌ ‌نفی‌ ‌تحقق‌ ‌صدور‌ ‌از‌ ‌موجود‌«‌واحد‌» و «‌احد‌» ‌من‌ ‌جمیع‌ ‌الوجوه‌ ‌یا‌ ‌همان‌ ‌هویت‌ ‌مطلقه‌ ‌بر‌ ‌اساس‌ ‌قاعده ‌«التجلی‌ ‌لا‌ ‌یصحّ‌ ‌من‌ ‌الاحدیه‌» برداشت‌؛‌ اول‌ ‌نیز‌ ‌یکی‌ ‌از‌ ‌رویکردهای‌ ‌ابن‌ ‌عربی‌ ‌به‌ ‌قاعده‌ ‌الواحد‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌ادامه‌ ‌بیان‌ ‌خواهد‌ ‌شد،‌ ‌اما‌ ‌براین‌ ‌اساس‌ ‌برداشت‌ ‌دوم‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌مقام‌ ‌ذات‌ ‌و‌ ‌حضرت‌ ‌احدیت،‌ ‌دیگر‌ ‌واحد‌ ‌من‌ ‌جمیع‌ ‌الوجوه،‌ ‌مفهومی‌ ‌بدون‌ ‌مصداق‌ ‌است،‌ ‌چرا‌ ‌که‌ ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌مرحله‌ ‌واحدیت‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌صفتها،‌ ‌جهات‌ ‌و‌ ‌نسبتها‌ ‌و‌ ‌تعیناتی‌ ‌را‌ ‌پذیرفته‌ ‌و‌ ‌به‌ ‌واسطه‌ ‌همانها‌ ‌متعددالوجوه‌ ‌شده‌ ‌است‌. ابن‌ ‌عربی‌ ‌از‌ ‌عدم‌ ‌امکان‌ ‌انتساب‌ ‌نسبتهای‌ ‌عقلی‌ ‌همچون‌ ‌علیت‌ ‌و‌ ‌شیئیت‌ ‌به‌ ‌احدیت‌،‌ ‌نتیجه‌ ‌می‌گیرد‌ ‌که‌ ‌این‌ ‌امر‌ ‌حاکی‌ ‌از‌ ‌ابسط‌ ‌بودن‌ ‌احدیت‌ ‌از‌ ‌واحدیت ‌می‌باشد‌ ‌و‌ ‌این‌ ‌خود‌ ‌دلیلی‌ ‌است‌ ‌بر‌ ‌اینکه‌ ‌واحد‌ ‌من‌ ‌جمیع‌ ‌الوجوه‌ ‌در‌ ‌ناحیه‌ ‌ظهور‌ ‌و‌ ‌علیت‌ ‌یافت‌ ‌نمی‌شود‌. ‌بدین‌ ‌جهت‌ ‌محی‌ ‌الدین‌ ‌رویکرد‌ ‌حکما‌ ‌در‌ ‌کنکاش‌ ‌و‌ ‌بحث‌ ‌پیرامون‌ ‌این‌ ‌قاعده‌ ‌را‌ ‌بی‌ ‌فایده‌ ‌دانسته‌ ‌و‌ ‌ایشان ‌را‌ ‌تخطئه‌ ‌می‌ ‌نماید‌.

برخی‌ ‌پژوهشگران‌ ‌معتقدند‌ ‌ابن‌ ‌عربی‌ ‌در‌ ‌جایی‌ ‌قاعده ‌الواحد‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌طور‌ ‌کلی‌ ‌رد‌ ‌نموده‌ ‌است‌ ‌چرا‌ ‌که‌ ‌هیچ‌ ‌مصداق‌ ‌و‌ ‌موضوعی‌ ‌در‌ ‌خارج‌ ‌ندارد‌ ‌و‌ ‌در‌ ‌توضیح‌ ‌این‌ ‌ادعا‌ ‌می‌ ‌گویند: فلاسفه‌ ‌قاعده‌ ‌الواحد‌ ‌را‌ ‌در‌ ‌بیان‌ ‌نظام‌ ‌طولی‌ ‌عالم‌ ‌و‌ ‌ترتب‌ ‌کثرت‌ ‌بر‌ ‌وحدت‌ ‌و‌ ‌نیز‌ ‌در‌ ‌بیان‌ ‌کیفیت‌ ‌افعال‌ ‌خداوند‌ ‌مورد‌ ‌بحث‌ ‌قرار‌ ‌داده‌اند. موضوع‌ ‌قاعده‌ ‌الواحد‌ ‌نیز‌ ‌واحدی‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌جمیع‌ ‌جهات‌ ‌واحد‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌آن‌ ‌هم‌ ‌جز‌ ‌خداوند‌ ‌هیچ‌ ‌نیست. ‌حتی‌ ‌عقل‌ ‌اول‌ ‌که‌ ‌بعد‌ ‌از‌ ‌خداوند،‌ ‌بسیط‌ ‌ترین‌ ‌موجودات‌ ‌می‌باشد‌ ‌نیز‌ ‌از‌ ‌هر‌ ‌جهت‌ ‌واحد‌ ‌نبوده‌ ‌و‌ ‌دارای‌ ‌جهات‌ ‌متعدد‌ ‌است. حال‌ ‌اگر‌ ‌عارفی‌ ‌به‌ ‌درجه‌ ‌و‌ ‌منزلتی‌ ‌برسد‌ ‌که‌ ‌واحدِ‌ ‌کثیر‌ ‌را‌ ‌شهود‌ ‌نماید،‌ ‌ملاحظه‌ ‌می‌‌کند‌ ‌که‌ ‌کثیرِ‌ ‌واحد‌ ‌از‌ ‌آن‌ صادر می‌شود‌ ‌یعنی‌ ‌از‌ ‌واحد،‌ ‌کثیر‌ ‌صادر‌ ‌می‌گردد‌. ‌وی‌ ‌سپس‌ ‌با‌ ‌لحاظ‌ ‌دو‌ ‌شرط‌ ‌یعنی‌،‌ ‌موضوعیت‌ ‌نداشتن‌ ‌قاعده‌ ‌الواحد‌ ‌در‌ ‌مورد‌ ‌خدا‌ ‌و‌ ‌واحد‌ ‌از‌ ‌جمیع‌ ‌جهات‌ ‌بودن‌ ‌خدا‌ ‌از‌ ‌نگاه‌ ‌فلاسفه، نتیجه‌ ‌می‌گیرد‌ ‌که‌ ‌اصل‌ ‌قاعده‌ ‌را‌ ‌می‌توان‌ ‌از‌ ‌نظر‌ ‌تحقق‌ ‌خارجی‌ ‌منکر‌ ‌شد‌.

مقاله

نویسنده محمد‌ ‌کریمی‌ ‌حسین‌ آبادی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
Powered by TayaCMS