دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظامی بر مبنای محبت!

مردمسالاری دینی به مثابه قرارداد اجتماعی یا فراتر از آن؟
نظامی بر مبنای محبت!
نظامی بر مبنای محبت!
نویسنده: حجت الاسلام عبدالحسین خسروپناه

مردمسالاری دینی به مثابه قرارداد اجتماعی یا فراتر از آن؟

مردمسالاری؛ حق یا تکلیف؟

در مردمسالاری دینی اگرچه مردم رای می دهند و در انتخابات شرکت می کنند، ولی آن روحی که مبانی را ایجاد می کند، سبب می شود که ما معنایی کاملاً متفاوت با مدل های دیگر مردمسالاری داشته باشیم. مبانی «مردمسالاری دینی» عبارت است از خدامحوری، توسعه هستی از عالم ماده به عالم ملکوت و پیوند دین با نیازهای اجتماعی. با این مبانی است که مردم متدین یک جامعه برای حفظ ارزش ها و اهداف اسلامی در انتخابات شرکت می کنند. آن گاه شرکت مردم در انتخابات و تعیین حاکمان تنها یک حق تلقی نمی شود، بلکه به عنوان تکلیف معرفی می شود. به عبارت دیگر، مدل های مردمسالاری بیانگر یک رابطه عرَضی بین انسان ها است. شرکت در انتخابات درواقع یک حق است و می شود که کسی این حق را ادا کند. در مردمسالاری دینی اما هم این رابطه عرَضی بین انسان ها وجود دارد و هم رابطه ای طولی. رابطه عرضی یعنی مردم حق دارند که حاکم خود را انتخاب کنند. رابطه طولی نیز رابطه با خدا است. مردم «مکلف» هستند که مشارکت سیاسی داشته باشند و در تعیین و تحقق احکام و اهداف اسلامی نقش ایفا کنند، چون شرعاً مکلفند و این تکلیف است که رابطه بین انسان ها را تعیین می کند. بنابراین به یک معنی قرارداد اجتماعی اینجا شکل می گیرد. مثلاً مردم وقتی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کنند، گویی در حال بستن یک قرارداد اجتماعی با فرد منتخب هستند تا نیازهایشان را تامین کند. البته این نیازها باید در چهارچوب دین تعیین شود، زیرا رابطه طولی وجود دارد. این یک تفاوت اساسی میان مردمسالاری دینی با مدل های مختلف دموکراسی است.

در ولایت علاوه بر این نکته، مبنای مهمی دیگری که ما در حکومت اسلامی داریم، مسئله توحید در ولایت است. توضیح آنکه هیچ انسانی بر انسان دیگری ولایت ندارد و ولایت تنها از آن خدا است. اگر خداوند ولایتش را در دیگری تجلی داد، او دارای ولایت است و ولایتش تجلی ولایت الهی تلقی می شود. به اعتقاد شیعه، پیغمبر(ص) و ائمه(ع) از ولایت تکوینی، تشریعی، سیاسی و اجتماعی برخوردارند. در دایره خانواده هم پدر نسبت به فرزندان و همسرش یک ولایت نازله ای دارد.اما یک ولایت دیگری نیز فقه برای فقیه مشخص کرده که نه به آن معنی ولایت تکوینی، تشریعی، سیاسی و اجتماعی پیامبر و امام است و نه به معنی ولایت پدر نسبت به خانواده‌اش، بلکه ولایتی است که از آن به ولایت سیاسی ـ اجتماعی تعبیر می کنیم. این ولایت سیاسی ـ اجتماعی مطلقه است. در واقع از این جهت با ولایت معصوم تفاوت دارد که معصوم ولایت تکوینی و تشریعی هم دارد، اما فقیه چنان ولایتی ندارد. البته از آن جهت شبیه ولایت معصوم است که ولایت سیاسی ـ اجتماعی اش مطلقه است، یعنی می تواند موقتاً بر اساس ضوابط شرعی، احکام شرعی را تعطیل کند و این بر اساس رعایت مصلحت مسلمین و جامعه اسلامی است.این مبنای مهمی است به نام توحید در ولایت و زمامداری. قطعاً ولایت به نام زمامداری را خدا باید به فقیه یا حاکم اسلامی بدهد و مردم چنین ولایتی ندارند تا به حاکم اسلامی تفویض کنند.

قرارداد اجتماعی در غرب به این معنی است که مردم اختیارات سیاسی ـ اجتماعی شان را به حاکم تفویض می کنند. ما در نظام اسلامی چنین چیزی را نمی توانیم بپذیریم، چون توحید در ولایت این مقوله را افاضه کرده است به فقیه جامع الشرایط که همان امام و رهبر جامعه است.بنابراین در «مردمسالاری دینی» مشارکت سیاسی مردم در این جهت است. باید مصداق ولی اسلامی را که خدا به نصب عام تعیین کرده است، شناسایی کنند و با او در تحقق اهداف اسلامی مشارکت کنند. با این تفاسیر، مردمسالاری دینی با قراردادهای اجتماعی هابز و لاک و ... تفاوت دارد.

مردمسالاری دینی در برابر حاکم سالاری دینی است و نه در برابر دین سالاری مردمی. بعضی می پرسند آیا دین سالار است یا مردم؟ قطعاً دین ، خدا و احکام اسلام سالار هستند. این احکام هستند که سالارند و حاکم و مردم باید در تحقق آن مشارکت داشته باشند.

اما آیا حاکم سالار است بر مردم یا مردم بر او سالارند؟ باید گفت که مردم مخاطب اصلی و متعلق وظایف حاکم اسلامی هستند. یعنی حاکم اسلامی باید همه تلاشش را انجام دهد تا نیازهای شرعی مردم را تحقق بخشد.

محبت، وجه تمایز مردمسالاری دینی

باید تصریح کنیم که محبت و علاقه بین مردم و ولی، نشات گرفته از ولایت است. تفاوتی که شیعه و اهل سنت در مبحث ولایت دارند، این است که اهل سنت وقتی ولایت ائمه را مطرح می کنند ولایت را به معنی محبت می گیرند و نه زمامداری. شیعیان اما در نسبت امت و ولایت، ولایت را به معنی زمامداری محبت می دانند.درست است که زمامدار حاکم است، اما نه حاکم قهری و نه حاکمی که با سلطه و زور و استکبار بخواهد حکومت کند. در واقع محبت آن عنصری است که ولایت به معنی زمامداری را برای حاکم تعیین می کند تا با مردم و امت رابطه برقرار کند و حقوق آنها را رعایت کند و آن نخ تسبیحی است که این ارتباط را برقرار می کند. لذا وقتی حاکم اسلامی دستور جهاد می دهد، امت اسلامی صرفاً از باب ترس و ضمانت اجرایی و حقوقی به جهاد نمی روند که اگر نرفتند مجازات شوند، بلکه اصولاً امت اصل جهاد را با عنصر محبت مداری عمل می کنند. لذا با عشق و علاقه وارد میدان جنگ می شوند و برای رضای خدا خود را به خطر می اندازند و راه پیروزی را باز می کنند.

این عنصر محبت در واقع ریشه در عنصر ولایت دارد، محبتی که زائیده ولایت به معنی زمامداری است که یک رابطه دوسویه بین مردم و ولی است. لذا وقتی مردم گرفتاری داشته باشند، امام امت اسلامی خواب راحت ندارد و دائماً نگران است. از آن طرف امت اسلامی وقتی رهبرشان را می بینند، احساسات خود را با اشک و گریه شوق بروز می دهند. در جریان سفر اخیر رهبر انقلاب به قم دیدیم که وقتی اعلام می کردند که مثلاً رهبری قرار است ساعت 9 صبح تشریف بیاورند، مردم از شب تا صبح در خیابان ها منتظر رهبرشان ماندند. این شوقی است که از ولایت نشات می گیرد.در محبت گرایی و ولایتمداری بین امت و امام، هم مردمسالاری معنی پیدا می کند و هم دین داری و ولایتمداری که یکی از دستاوردهای آن 9 دی سال گذشته بود. حضور مردم در دفاع مقدس، حضور مردم در 22 بهمن و ... نیز همه در این چهارچوب قابل تبیین است. در حوزه تبیین و بررسی ریشه ها و علل وقوع انقلاب اسلامی ایران این نکته مهم است که به دلیل عدم شناخت کافی از ماهیت انقلاب اسلامی، تحلیل های غربی ناقص است. فوکو، تد اسکاچپل، نیکی کدی و دیگر اندیشمندانی که انقلاب اسلامی ایران را تئوری پردازی کرده اند، این رویداد را به درستی نفهمیده اند، چراکه اصلاً آنها رابطه امت و امام را نمی فهمند؛ رابطه ولایتمداری و محبت گرایی.بنابراین با فهم درست مردمسالاری دینی متوجه خواهند شد که چرا 22 بهمن سال 57 آن اتفاق افتاد و چرا مردم در هشت سال دفاع مقدس با دست خالی جنگیدند و اینکه چگونه در روز نهم دی شاهد حضور گسترده مردم در برابر فتنه گران بودیم.این رابطه که دقیقاً مردمسالاری دینی را معنی می کند، هم تکلیف است و هم حق،هم زمامداری است و هم محبت، هم حقوق امام است بر امت و هم حقوق امت است بر امام.

این ارکان، کارکردش این است که مردم اولاً یک رابطه عاطفی و معنوی و معرفتی پیدا می کنند که به واسطه آن متوجه می شوند که امام از امت چه می خواهد. مثل اصحاب امام حسین(ع) که امام چندین بار به آنها فرمود من حق خود را از شما برداشتم و شما می توانید هنگام شب از این محل بروید، اما آنها نه تنها امام(ع) را رها نکردند، بلکه تا آخرین نفس جنگیدند و مشتاقانه به شهادت رسیدند.

مقاله

نویسنده حجت الاسلام عبدالحسین خسروپناه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
Powered by TayaCMS