دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نه هر جوینده، یابنده است

و از دوراندیشی، عزم و اراده است و از اسباب نامرادی، سستی است. هر جوینده‌ای، یابنده نیست...»
نه هر جوینده، یابنده است
نه هر جوینده، یابنده است
نویسنده: رضا جاودان

امیرالمومنین علی علیه السلام در وصیت خویش به امام حسن مجتبی علیه السلام می‌فرمایند:

«و من الحزم العزم و من سبب الحرمان التوانی لیس کل طالب یصیب ...؛

و از دوراندیشی، عزم و اراده است و از اسباب نامرادی، سستی است. هر جوینده‌ای، یابنده نیست...»

در توضیح این روایت باید گفت: گاهی انسان به گمان اینکه در آینده وقت بیشتر و فرصت بهتری برای انجام کارها و تحقق مقاصد خود خواهد داشت، فرصت فراهم شده را از دست می‌دهد. معمولا در این مورد، تسویف و عدم تدبیر دقیق باعث می‌شود که آدمی از نعمت و خیری که خداوند متعال برای او مقدّر فرموده است محروم گردد. شیطان دائماً وسوسه می‌کند که دیر نمی‌شود، در آینده امکانات بیشتری فراهم خواهد شد و این کار را بهتر می‌توان انجام داد و.... برای اینکه انسان در دام این وسوسه‌های شیطانی نیفتد، امیرالمومنین علی(ع) هشدار می‌دهند که احتیاط  همیشه در این نیست که کار را تاخیر بیندازید و صبر کنید؛ بلکه گاهی احتیاط اقتضا می‌کند که آدمی کارها را زودتر انجام دهد؛ چون ممکن است در آینده همین فرصت هم از دست برود. «من الحزم العزم»؛ حزم، دوراندیشی و احتیاط کردن، همیشه اقتضا نمی‌کند که کار را به تاخیر بیندازیم؛ بلکه گاهی باید آن را هر چه سریع‌تر انجام دهیم. همیشه این گونه نیست که اگر آدمی کاری را به تاخیر بیندازد، به نفعش باشد؛ بلکه باید در صورتی کار را به تاخیر اندازد که مطمئن شود با تاخیر، امکانات بیشتری فراهم و کار به شکل بهتری انجام خواهد شد. حضرت در فراز بعدی می‌فرمایند:

«لیس کل طالب یصیب و لاکل راکب یووب»؛

ترجمه ساده و ابتدایی این سخن این است که چنین نیست که هر کس در صدد نیل به هدف و مقصدی برآید، حتماً به هدفش برسد؛ هر جوینده‌ای، یابنده نیست و چنین نیست که هر غایبی که در سفر است، حتماً برگردد. ممکن است کسانی به سفر بروند و دیگر باز نگردند. اما این کلام، مفهوم دیگری را در دل خود نهفته دارد. برای اینکه به آن مفهوم و معنا دست یابیم باید چند نکته معلوم گردد: اول آنکه تعبیر مذکور در چه مقام و موردی گفته می‌شود. واضح است فردی که به سفر می‌رود گاه برمی گردد و گاهی هم بر نمی‌گردد. همین طور وقتی شخصی در پی هدفی است گاهی به آن می‌رسد و گاهی هم به آن نمی‌رسد. پس ذکر این مطلب در اینجا برای تبیین چه هدفی است؟ حضرت چه چیزی را می‌خواهند به مخاطب تفهیم کنند و چه حکمتی را می‌خواهند بیاموزند؟

برخی از مفسران و شارحان در مقام توضیح این سخن گفته‌اند که آدمی گاهی در اثر خامی و تازه کار بودن خیال می‌کند که در هر راهی قدم بگذارد و برای هر کاری اقدام نماید، حتماً موفق می‌شود و چون با این توقع وارد کار و میدان عمل شده است، اگر موفق نشود ناامید و سرخورده می‌گردد. این وضعیت، باعث می‌شود که جرات اقدام به هیچ کاری را پیدا نکند و با خود بگوید: در فلان مورد وارد عمل شدم، به نتیجه نرسید؛ پس معلوم می‌شود که من هیچ گاه موفق نمی‌شوم و به تعبیر عوام من شانس ندارم و به هر دری بزنم به رویم بسته می‌شود. در اینجا برای جلوگیری از یاس و ناامیدی که از رهگذر ناکامی‌ها بر زندگی انسان سایه می‌افکند، می‌فرماید: این گونه نیست که هر کس هر اقدامی کند، حتماً به هدفش برسد تا اگر به هدفِ خود نرسیدید تعجب کنید و خود را ناتوان شمارید. طبیعت کار دنیا به گونه‌ای است که گاهی انسان اقدام می‌کند و به نتیجه می‌رسد و گاهی نیز به نتیجه نمی‌رسد. انسان نباید آن قدر به نتیجه کار دل ببندد که اگر موفق نشد، ناامید و سرخورده گردد. باید اقدام نماید و امیدوار باشد که به نتیجه می‌رسد؛ ولی متوجه باشد که ممکن هم هست نتیجه ندهد. وعده موفقیت به نفس دادن باعث می‌شود که اگر موفق نشد، مایوس و سرخورده شود. نظیر اینکه گاهی آدمی مسیری را انتخاب می‌کند و صد در صد مطمئن و خاطر جمع است که مسیری صاف، هموار و مستقیم است که هیچ دست اندازی ندارد؛ در این حال اگر مختصر پستی و بلندی و دست اندازی پیش بیاید، چون خلاف انتظار وی بوده و برای آن برنامه ریزی نکرده است، ممکن است در اثر همین اندک گودی به زمین بخورد و پایش بشکند. اما اگر در ذهنش تصور راهی پر از دست انداز و فراز و نشیب نقش بسته باشد، اگر به گودی و دست اندازی برخورد نماید، می‌تواند خودش را کنترل کند؛ چون در ذهنش وجود چنین حوادثی را پیش بینی کرده و برای مواجهه با آن خود را آماده ساخته و برنامه ریزی نموده است. در امور زندگی نیز وضعیت به همین شکل ترسیم می‌گردد. اگر انسان این گونه تصور کند که به هر کاری که اقدام می‌نماید، حتماً باید موفق شود، اگر در یک یا چند مورد موفق نشد مایوس و ناامید شده، سرخوردگی پیدا می‌کند و چه بسا اصلا از زندگی هم دلسرد گردد. بسیاری از افرادی که به پوچ گرایی و افکار باطل از این نوع گرفتار شده‌اند، به خاطر همین ذهنیت نابجا بوده است که در همه موارد انتظار موفقیت داشته‌اند. چون به امیدهای خامی دل بسته بودند که به آنها نرسیدند، دچار سرخوردگی شدند و به آشفتگی روحی و روانی مبتلاگردیدند. اما وقتی انسان توجه داشته باشد و بداند که در هر کار حتماً به نتیجه نمی رسد، دیگر از فعالیت‌های خود ناامید و ناراحت نمی‌شود؛ چون از قبل توجه دارد که همیشه اسباب، ما را به نتیجه نمی‌رسانند. توجه به این مطلب، باعث می‌شود که اگر در کاری موفقیت حاصل نشد، شخص از کار و زندگی خود دلسرد و ناامید نشود؛ چرا که:

«لیس کل طالب یصیب و لاکل راکب یووب».

مقاله

نویسنده رضا جاودان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
Powered by TayaCMS