دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ولید بن عبدالملک

No image
ولید بن عبدالملک

كلمات كليدي : تاريخ، امويان، وليدبن عبدالملك، عمر بن عبد العزيز، اندلس، مسجد شام، مسجد نبوي

نویسنده : محسن محمدزاده

بر اساس گزارشات تاریخی می‌توان حدس زد که ولید بن‌ عبدالملک ‌بن‌مروان به سال 50 قمری و بنا به نقلی سال 47 قمری در زمان حکومت معاویه در مدینه متولد شد.[1] کنیه‌اش ابوالعباس و مادرش ولاده دختر عباس‌ بن ‌جزء بن حارث عبسى بود.[2]

او لهجه مغلوط داشت(به عربی خوب سخن نمی‌گفت) و هنگام غضب بى‌خود می‌شد و از نتیجه کار غافل می‌ماند[3] و در خونریزى بی‌باک بود و او جبارى لجوج و ستمگرى نابکار بود.[4] او به کم خردى و نادانى معروف بود و مى‌گفت: شایسته نیست خلیفه را قسم دهند، و نباید او را بدروغ‌گویى نسبت دهند، و نباید کسى او را به نامش بخواند، و بر آن عقوبت کرد.[5] چهارده پسر از او ماند. یکى یزید بن ‌ولید ناقص که مدت پنج ماه حکومت کرد و درگذشت، دیگرى ابراهیم بن ‌الولید که دو ماه حکومت کرد و بعد خود را از خلافت خلع کرد و با مروان بن ‌ولید بیعت کرد. [6]

قبل از خلافت

درباره زندگی ولید بن ‌عبدالملک در قبل از خلافتش اطلاعات زیادی در دست نیست فقط درباره شرکت ولید در چند جنگ در دوران خلافت پدرش عبدالملک اخباری رسیده از جمله:

در سال 77 قمری ولید بن‌ عبدالملک در نبرد با قوای روم شرکت کرد و از رومیان تعداد زیادی را کشت و بازگشت.[7]

در جریان خیانت عبدالملک به عمرو بن ‌سعید، یکی از فرماندهان و متنفذین اموی، و ترور او، ولید از کسانی بود که برای کشتن او تلاش زیادی کرد و در جریان این توطئه زخمی شد.[8]

دوران خلافت

وقتی عبدالملک، مشرف به مرگ شد، ولید و سلیمان را فراخواند و به ولید گفت: فرزندم بشنو، موقع مرگ من فرا رسیده است، خدعه‌ها و نیرنگ‌ها ، رنگ خود را از دست داده‌اند، و قضاى الهى فرود آمده است. در این هنگام ولید گریه کرد، عبدالملک به او گفت: دو چشم خود را همچون کنیز فرزند مرده بر من تر مگردان. [9] پس از مرگ، مرا بشویید، کفنم کنید و بر من نماز بخوانید. عمر بن ‌عبدالعزیز را فراخوانید تا مرا در گور گذارد. تو به سوى مردم برو در حالى که پوست پلنگ بر تن کرده‌اى، بر منبر بنشین و مردم را به بیعت خود فرا خوان. هر کس از بیعت با تو خوددارى کرد او را با شمشیر بترسان،[10] در مورد دوست و کسى که نزدیک توست سختگیر باش و در مورد کسى که از تو دور است، آسان بگیر. در مورد حجاج خوش گمان باش، او کسى است که مى‌تواند فتنه‌ها را کنار زند و شرایط را براى خلافت تو آماده سازد.[11]

ولید پس از مرگ عبدالملک و دفن پدر در همان روز به مسجد بزرگ دمشق رفت و مردم پیش او آمدند و با او بیعت کردند.[12]

ولید بالاى منبر رفت و مرگ پدرش را اعلام کرد و گفت: اى مردم بر شما باد به فرمان بردن و همراهى با جماعت. اگر کسی مخالفت کند سر از تن او جدا می کنم و هر کس خاموش بماند با اجل خویش بمیرد. سپس از منبر پایین آمد[13] اولین اقدام او آن بود که هر خانه‌اى را که بین قصر عبدالملک تا قبر او بود ویران ساخت. چنان که هیچ گونه بلندى بر پاى نماند. پس از آن‌نامه‌هایى را به گوشه و کنار سرزمین‌ها فرستاد و از آنان براى خود درخواست بیعت کرد.[14]

مدینه و عمارت مسجد پیامبر

ولید در سال چهارم حکومت خود، به سال 87 قمری، هشام بن اسماعیل المخزومى را از امارت مدینه عزل کرد و عمر بن عبدالعزیز را به جاى او گماشت[15] و به عمر دستور داد که هشام را از کارهایش بازدارد، چون هشام روش بد در پیش گرفته، در احکام بیداد کرده و بر آل پیامبر ستم ورزیده بود، پس چون عمر به مدینه رسید، هشام به اوگفت: جز از على‌بن‌الحسین(ع) بیم ندارم. در همین حال امام على‌بن‌الحسین(ع) بر او گذشت و سلام کرد. پس هشام به او گفت: الله اعلم حیث یجعل رسالاته،[16] خداى بهتر داند، رسالت خویش را کجا قرار دهد. ولید از مردم مدینه سپاهى خواست و به عمر نوشت و او هم دو هزار مرد از آنان بیرون فرستاد.[17] همچنین بدو نامه نوشت که مسجد را توسعه دهد و خانه‌هاى همسران پیامبر(ع) را داخل آن نماید، سپس نماینده‌اى بسوى پادشاه روم به قسطنطنیه فرستاد تا کارگرانى که در کار ساختمان مهارت داشته باشند نزد وى گسیل دارد و او درخواست وى را اجابت کرد و کسانى را بسوى او فرستاد که منظور وى را درباره مساجد مزبور تکمیل کردند.[18] همچنین ولید سى هزار دینار نزد خالد بن عبدالله قسرى فرماندار مکه فرستاد و آن‌ها را بصورت تخته‌هاى نازک پهن درآوردند و بر در کعبه و ستون‌هاى داخلى و ارکان کعبه و ناودان زدند و ولید نخستین کسى در اسلام بود که کعبه را زرنگار کرد.[19]

مسجد دمشق

ولیدبن‌ عبدالملک مسجد بنى‌امیه را در دمشق بنا کرد. گویند که او چهارصد صندوق که هر صندوق چهارصد هزار دینار بود صرف بناى آن نمود و از جمله کارگران دوازده هزار مرمر تراش بوده‌اند و گویند ششصد زنجیر طلا، جهت آویختن قندیل از سقف آن آویزان بود. تا جایی که دیدگان را خیره مى‌ساخت. پس عمر بن عبدالعزیز آن‌ها را فرود آورد و به بیت المال بازگردانید.[20]

چون ولیدبن ‌عبدالملک آهنگ افزودن در بناى مسجد نمود فرمان داد تا کنیسه نصارا را خراب کنند. این کنیسه چسبیده به مسجد بود و ماریوحنا نام داشت و کنیسه را داخل در مسجد کردند. گویند که عبدالملک خواسته بود که کنیسه را به او واگذارند؛ ولى آنان نپذیرفتند. ولید بن‌عبدالملک چهل هزار دینار عوض داد باز هم امتناع کردند، این بود که آن را خراب کرد و چیزى هم به آنان نداد.[21]

فتح اندلس

در زمان خلافت عبدالملک‌بن‌ مروان، موسى‌ بن‌ نصیر با کمک عبدالعزیز، برادر عبدالملک‌ فرمانده سپاه فتوحات در آفریقا شد[22] وقتى که عبدالعزیز، موسى بن نصیر را حاکم گردانید حسان‌ بن‌ نعمان- نماینده عبدالملک- را بر کنار کرد. عبدالملک از موضوع آگاه و ناراحت شد و از رأى و نظر عبدالعزیز بیزارى جست و تصمیم گرفت تا موسى را بر کنار کند، اما مصمم شد رأى عبد العزیز را در مورد موسى باطل نگرداند.[23] موسی خود را به آفریقا رسانده، سپس نیزه‌اى خواست و به دست عبدالله پسرش داد و وى را فرمانده جنگ کرد. این جنگ به عنوان جنگ بزرگان و اشراف خوانده شد.[24] این اولین جنگى بود که در دریاى افریقا صورت گرفت.[25] عبدالله در جنگ به منطقه صقلیه رسید و شهرى را که در آن منطقه بود فتح کرد، از این روى همراهان عبدالله به مقدار زیادى غنیمت دست یافتند. مسلمانان همراه وى را از حدود 900 تا هزار نفر گفته‌اند. پس از آن عبدالله برگشت.[26]

بعد از مرگ عبدالملک و پس از بیعت مردم با ولید، ولید عده‌اى را براى گرفتن بیعت به سوى موسى فرستاد و موسی بیعت کرد، سپس ولید او را در مقامش نگاه‌ داشت.[27]

طارق بن زیاد فرمانده موسی از دریا گذشت و وارد سرزمین اندلس شد و شهر طلیطله را فتح کرد و در آن‌ جا سفره‌ای یافت که اهل کتاب گفتند از آن سلیمان‌بن‌ داود بوده و بعضى از پادشاهان عرب، به هنگام چیره شدن بر بنى اسرائیل، از بیت المقدس آن را بدان‌ جا بردند و آن آمیزه‌اى بود از طلا و نقره با سه طوق از مروارید و یاقوت و زبرجد. موسى بن نصیر همراه با جنگجویان خود از طلیطله بیرون رفت، همه شهرها را یکى پس از دیگری فتح کرد تا این که اندلس نیز تحت فرمان وى در آمد.[28]

فتوحات درشرق

حجاج، یزیدبن‌ مهلب را از خراسان عزل کرده و قتیبةبن مسلم باهلى را که عامل او در رى بود والى خراسان قرار داد.[29]

قتیبه از رى ره سپار شد تا به مرو آمد،[30] سپس قتیبه رهسپار بخارا شد و آن را فتح کرد و چندین شهر آن را گشود.[31] سپس حجاج لشگری به فرماندهی محمد بن قاسم پسر عموی خود، به سوی ماوراالنهر فرستاد[32] و او پیش رفت و به هیچ سرزمینى نمى‌رسید، مگر آن‌که بر آن غالب مى‌شد و بر شهرى عبور نمى‌کرد، مگر آن‌که آن را به صلح یا بزور مى‌گرفت و از رود سند عبور کرد و بسوى سهبان رهسپار شد و آن را فتح کرد،[33] تا این‌ که او به هند رسید و آنجا را فتح کرد[34] و محمد مژده فتح را به حجاج نوشت‌.[35]

مرگ حجاج

مرگ حجاج در سال 95 در سن 54 سالگی بود.[36] او بیست سال ‌امیر عراق و حجاز بود و از بزرگان و اشراف صد و بیست هزار نفررا گرفت و در حبس خود کشت، به غیر از توده مردم و آن‌ها که در میدان‌هاى نبرد کشته شدند.[37]در زندان او پنجاه هزار مرد و سى هزار زن مردند و پیش از مرگ او پسرش محمد بن حجاج و برادرش محمد بن یوسف در یک شب مردند.[38]

سخن از بعضى روشهاى ولید

ولیدبن عبدالملک به نزد مردم شام از همه خلیفگان بهتر بود.[39] نخستین کسى بود که بیمارستان براى بیماران، و مهمانخانه ساخت، و نخستین کسی بود که براى کوران و بینوایان و جذامیان مقررى خوار و بار برقرار کرد،[40] و نخستین کس بود که خوراک دادن در ماه رمضان را در مساجد مقرر داشت،[41] و نخستین کس بود که اشخاص را فقط به واسطه گمان می‌گرفت و با آن دو، مردان را می‌کشت، و در حکومت او در سال 94 زمین لرزه‌هایى اتفاق افتاد که هر چیز را ویران ساخت و چهل روز ادامه داشت.[42] نخستین کس که بر مسجد نبوی افزود عمر بود، که از ستون‌هایى که امروز مقصوره‌اند، تا دیوار سمت قبله را بر آن افزوده، سپس عثمان سمت قبله را تا جاى امروز(زمان مولف) گسترش داد، سپس ولید بر آن افزود، نه براى خدا، بلکه چون خانه حسن بن حسن بن على در آن‌جا ‌بود، و در آن به مسجد باز مى‌شد و هنگام برگزارى نماز از آن بیرون مى‌آمد. پس آن را با سنگ نقاشى شده بساخت، و عمربن ‌عبدالعزیز مأمور ساختمان بود. [43]

مرگ ولید

ولید مى‌خواست برادر خود سلیمان را خلع کند و براى پسرش عبدالعزیز بیعت بگیرد.[44] سلیمان تن به خلع خود نمى‌داد. ولید به عمال خود نامه نوشت تا مردم را بدین امر دعوت کنند.[45] جز حجاج و قتیبه و برخى از خواص او، هیچ کس او را اجابت ننمود.[46] تا روزى سلیمان را نزد خود فراخواند و سلیمان در آمدن درنگ کرد. ولید تصمیم گرفت که نزد او رود و خلعش کند ولى قبل از رسیدن به آن‌جا، مرگ اورا در بر گرفت.[47] چون ولید مرد در همان روز با سلیمان‌بن ‌عبدالملک بیعت کردند واین امر در رمله واقع شد.[48]

مقاله

نویسنده محسن محمدزاده

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
Powered by TayaCMS