دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ویژگی های اخلاقی اهل ایمان

یکی از صفات زشت و ناپسند اخلاقی «خودستایی» است. در قرآن کریم آیات متعددی در خصوص نهی از خودستایی آمده است، نظیر آیه شریفه: «فلاتزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی؛ پس خویشتن را پاک مشمارید. او به (حال) کسی که پرهیزگاری کرده داناتر است»(نجم:32).‌
ویژگی های اخلاقی اهل ایمان
ویژگی های اخلاقی اهل ایمان
نویسنده: علی خانی‌

یکی از صفات زشت و ناپسند اخلاقی «خودستایی» است. در قرآن کریم آیات متعددی در خصوص نهی از خودستایی آمده است، نظیر آیه شریفه: «فلاتزکوا انفسکم هو اعلم بمن اتقی؛ پس خویشتن را پاک مشمارید. او به (حال) کسی که پرهیزگاری کرده داناتر است»(نجم:32).‌

‌«لاتزکوا» از ماده «زکو» یعنی کنار زدن آنچه به حق و سزا نیست و خارج کردن آن از متن سالم و حقیقی، مانند ازاله رذایل از قلب و رفتار و نیز بیرون آوردن حقوق مردم از مال و دارایی خود؛ و هر گاه مفعول این ماده کلمه «انفس» باشد و این کلمه مضاف به ضمیر آن فعل شود، مانند آیه فوق: «فلاتزکوا انفسکم» به معنای تزکیه زبانی است بدون داشتن عمل و واقعیت، که مخالف حقیقت تزکیه است و این یکی از آفات و خطرهای زبان است که انسان خود را بزرگ و بی‌عیب و پاک ببیند. ‌

امام باقر(ع) در ذیل آیه صدر بحث، در نهی از خودستایی فرمودند: «لایفتخر احدکم بکثره صلاته و صیامه و زکاته و نسکه لان الله عز و جل اعلم بمن اتقی؛ هیچ کدام از شما به بسیاری نماز و روزه و زکات و عبادتهای دیگر افتخار نکند، زیرا خداوند پرهیزکاران را بهتر می‌شناسد». جمیل بن دراج می‌گوید از امام صادق(ع) درباره قول خداوند که می‌فرماید: «فلاتزکوا انفسکم» پرسیدم که منظور چیست؟ حضرت فرمودند: «سخن انسان به اینکه می‌گوید دیشب نماز خواندم و دیروز روزه گرفتم و مانند آن. سپس فرمودند: همانا گروهی از مردم بودند که شب را به صبح رسانیده و می‌گفتند: دیشب نماز خواندیم و دیروز روزه گرفتیم. پس علی(ع) فرمود: لکن من شب و روز را می‌خوابم و اگر در بین این دو هم فرصتی بیابم باز می‌خوابم».‌

در روایات نیز به شدت خودستایی مورد نهی و نکوهش واقع شده است. از رسول خدا (ص) روایت شده است: «من قال انی خیر الناس فهو شر الناس و من قال انی فی الجنه فهو فی النار؛ کسی که بگوید من بهترین انسانها هستم او بدترین انسانهاست و کسی که بگوید من در بهشت هستم او در دوزخ است». امیرالمومنین علی (ع) نیز خودستایی را «زشت ترین راستگویی» دانسته، می‌فرماید: «اقبح الصدق ثناء الرجل علی نفسه». حضرت در خطبه معروف همام درباره صفات ممتاز پرهیزکاران می‌فرماید: «پرهیزکاران هرگز از اعمال کم خود راضی نیستند و هیچ گاه اعمال زیاد خود را بزرگ نمی شمرند، آنها در همه حال خود را در برابر انجام وظایف متهم می‌شمرند و از اعمال خویش بیمناکند، هنگامی که کسی یکی از آنان را بستاید از آنچه در حق آنها می‌گوید، وحشت می‌کند و چنین می‌گوید: من به حال خود از دیگران آگاهترم و خدا نسبت به من از من آگاهتر است، پروردگارا، به این ستایشی که ستایشگران در حق من می‌کنند مرا مواخذه مکن و مرا از آنچه گمان می‌برند، نیز برتر قرار ده و آنچه را که آنها از خطاهای من نمی دانند بر من ببخش».‌

بر خلاف اهل دنیا که پیوسته به دنبال تعریف و تمجید از خود به واسطه خویش یا دیگران هستند، اهل ایمان از هر گونه ستایش پرهیز دارند. امام زین العابدین(ع) این خصلت را از نشانه‌های اهل ایمان بر شمرده و می‌فرماید: «المومن... ان زکی خاف مما یقولون و یستغفر الله لما لایعلمون؛ مومن را اگر بستایند از گفته آنها هراسناک است (که مبادا نزد خدا چنین نباشد) و از آنچه ستایشگران ندانند (از عیب‌های نهانی اش) از خدا آمرزش می‌طلبد». امیرالمومنین علی (ع) نیز در توصیف پرهیزکاران می‌فرمایند: «اذا زکی احد من المتقین خاف مما یقال له فیقول: انا اعلم بنفسی من غیری و ربی اعلم بنفسی منی اللهم لاتواخذنی بما یقولون و اجعلنی افضل مما بظنون؛ هر گاه سخن از پاکی یکی از مردمان باتقوا به میان آید او از آنچه درباره اش گویند می‌ترسد و می‌گوید: من خود آگاه ترم به حال خود از دیگران و پروردگارم آگاه تر است به حال من از خودم، بار خدایا مرا بر آنچه اینان می‌گویند مواخذه نفرما و مرا برتر از آنچه اینان گمان دارند قرار ده». ‌

در روایات علاوه بر نهی از خودستایی، توصیه شده است که انسان تحت تاثیر مدح و ستایش دیگران قرار نگیرد. از امیرالمومنین علی (ع) روایت شده: «احترسوا من سوره الاطراء و المدح فانّ لهما ریحا خبیثه فی القلب؛ خویشتن را نگه دارید از اینکه تحت تاثیر ثناخوانی و ستایش دیگران قرار گیرید زیرا این گونه مدح و ثناهایی که می‌شود یوی یدی در دل پدید آورد» علت و فلسفه نهی از خودستایی و تعریف نمودن از خود آن است که خودستایی موجب غرور و غفلت و بزرگنمایی در برابر خداست. انسان مخلص باید خود را در برابر خدا کوچک و حقیر بشمارد و در برابر عظمت نامتناهی الهی و نعمت‌های فراوان او خود را کمتر از همه بداند، زیرا انسان در برابر عظمت خدا و لطف بیش از اندازه او، هر چه کار نیک انجام دهد ناچیز است. از سوی دیگر، خودستایی مانع رشد و پیشرفت و عامل رکود است؛ زیرا خودستایی بیانگر اعتقاد انسان به کمال خویش است و همین اعتقاد باعث سقوط خواهد شد، چرا که رمز تکامل، اعتراف به تقصیر و پذیرش نقص‌ها و ضعف هاست. بر همین اساس، امیرمومنان علی (ع) فرمودند: «من مدح نفسه فقد ذبحها؛ کسی که خود را بستاید و تعریف کند، خود را ذبح و نابود کرده است». ‌

خودستایی، ثمره و میوه درخت خبیثه عجب و خودبینی است و ثمره خودبینی هلاکت است. کسانی که به جای خدابینی و خدامحوری به خودبینی و خودمحوری روی می‌آورند قطعا گرفتار خودستایی خواهند شد. پیغمبر
اکرم (ص) می‌فرمایند: «روزی حضرت موسی (ع) نشسته بود. شیطان با کلاهی که دارای چندین رنگ بود پیش او آمد. همین که به موسی (ع) نزدیک شد، کلاه از سر برداشته و در مقابلش ایستاد. حضرت موسی (ع) پرسید: تو کیستی؟ جواب داد: شیطان هستم. حضرت گفت: تویی شیطان. خدا تو را همسایه کسی نکند. شیطان گفت: من آمدم عرض سلامی به شما بکنم چون در نزد خدا مقام و مرتبه ای دارید. حضرت موسی گفت: بگو ببینم کدام گناه است که هر گاه از آدمی سر بزند تو قدرت بر او پیدا می‌کنی و به تسخیر تو درمی آید؟ شیطان گفت: عجب، و زمانی که از خودش راضی شود و کارهایش را بزرگ و زیاد شمارد و گناه او در نظرش کوچک آید». ‌

از این رو، امامان معصوم (ع) همواره خود را در برابر عظمت خدا کوچک و ناچیز می‌شمردند و به ضعف و تقصیر خود اعتراف می‌کردند، چنانکه این مطلب در دعاهای آنان به روشنی دیده می‌شود. در بخشی از دعای کمیل آمده است: «و قد اتیتک یا الهی بعد تقصیری و اسرافی علی نفسی معتذرا نادما منکسرا مستقیلامستغفرا منیبا مقرا مذعنا؛ ای خدای من، پس از تقصیر و اسرافی که به خود نمودم به سوی تو آمده ام، در حالی که عذرخواه، پشیمان، شکست خورده، گذشت خواه، آمرزش جو، التماس کننده، اعتراف کننده و دل سپرده هستم».

مقاله

نویسنده علی خانی‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
Powered by TayaCMS