دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گزینش دوستان

No image
گزینش دوستان

همنشینی با نیکان و بدان، تأثیر نیک و بد بر انسان می‌گذارد. از این رو، علاقه‌مندان به سلامت روح خویش، باید در گزینش دوستان و معاشران و مصاحبان دقت کنند تا دچار ندامت نشوند. به عبارت دیگر، آینه روح انسان، از دیگران «صورت» و «سیرت» می‌پذیرد. زندگی هم مجموعه‌ای از آشناییها و رفت و آمدهاست. برای پیمودن راه تا رسیدن به سرمنزل کمال، نیاز به «همراه» است. نقش همراه هم در انسان و رفتار و کردار و خصلتهای او روشن است. توصیه قرآن این است که: «کُونُوا مَعَ الصَّادِقِین» توبه/119؛ با صادقان و راستان باشید. تفسیر «صادقین» هر که باشد، این نکته روشن است که «صدق» یک ارزش مورد توجه قرآن است و برای رشد و تقویت صداقت در مؤمن، دستور می‌دهد که انس و همنشینی و رفاقت و همراهی خود را با «صادقان» قرار می‌دهد. از آنجا که الگوها در ساختن روحیه و شخصیت افراد مؤثرند، قرآن هم به الگوگیری از صالحان و نیکان دعوت می‌کند، هم الگوهای مناسب را یاد می‌کند و هم از ویژگی‌های مثبت آنان به نیکی نام می‌برد. شایسته‌ترین الگو، وجود مبارک حضرت رسول(ص) است و در کلام الهی از ایشان به عنوان «اسوه حسنه» نام برده شده است (احزاب/21). در جای دیگر از حضرت ابراهیم خلیل به عنوان اسوه یاد شده است و از جمله جنبه‌های الگویی او، پرستش خالصانه خدا، برائت و بیزاری از شرک و مشرکان و مرزبندی دقیق و جدی با کسانی که خدای یکتا را قبول ندارند، به شمار آمده است (ممتحنه/4). این نکته در زندگی مکتبی یک مؤمن بسیار مهم است که با چه کسانی طرح دوستی و همبستگی می‌ریزد و با چه کسانی قطع رابطه و رفاقت می‌کند. مگر می‌شود یک مسلمان با کافر دوست باشد؟ اگر مسلمان با الهام از توصیه قرآنی، در مورد رفقا و همنشینانش حساسیت نداشته باشد، گاهی ناخواسته در همین دام می‌افتد. از این رو، قرآن کریم می‌فرماید: مؤمنان راستین، هرگز با دشمنان خدا و رسول، طرح دوستی نمی‌ریزند و با آنان همدم و همراه نمی‌شوند: «لا تَجِدُ قَوْماً یؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الْآخِرِ یوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ...» مجادله/22، و این، گامی برای حفاظت از عقیده و پاسداری از «هویت مکتبی» است. پس باید اطرافیان را خوب نگریست و دوستان و معاشران را از بهترین ها برگزید؛ چون نشست و برخاست با صالحان و فاسدان، یا مطیعان و عاصیان، یا ابرار و اشرار، هر کدام به نوعی بر ما تأثیر مثبت یا منفی می‌گذارند؛ تأثیری که دامنه آن تا قیامت هم کشیده می‌شود و ندامت آن روز، جبران ناپذیر است. در قرآن، از حسرت و اندوه کسانی یاد شده است که راه خود را از پیامبران و اولیای الهی جدا کردند و با بدان همدم و دوست شدند. زمینه حسرت اخروی، در دوست‌گزینی‌های نسنجیده، در همین دنیا فراهم می‌شود. نشستن و حرف های پوچ و بی‌محتوا زدن و غیبت ها و مسخره کردن ها و شوخی‌های نامناسب، گرچه خواسته «دل» است، ولی دشمن «عقل» و «دین» است. انتخاب دوست شایسته و همدم پاک، گامی در جلوگیری از هرزگی ها و بیهودگی ها و عمرگذرانی های بی‌حاصل است. کسی که به «سعادت» خویش دل بسته است، دل به دوستان بی‌تعهد نمی‌بندد و می‌کوشد تا میان «دوست» و «دوست نما» تفاوت قائل شود. آرزوی اهل ایمان و دعای متعالی و خواسته قلبی آنان، این است که با «ابرار» باشند، چه در دنیا، چه در آخرت. حتی دعا می‌کنند که با نیکان بمیرند و محشور گردند: «وَ تَوَفَّنا مَعَ الأبرارِ» آل عمران/193. وقتی تا این حد، سعادت و شقاوت افراد بسته به معاشران و همراهان و همنشینان است، پس انتخاب دوست و شریک و همکار و همدرس و معلم و همسفر، بسیار مهم است؛ چون فضایل اخلاقی آنان به انسان سرایت می‌کند و اگر خدای ناکرده دارای رذایل باشند، انسان را هم آلوده می‌کنند. نسیمی که از بوستان و گلزار می‌گذرد، با خود عطر و رایحه دل‌انگیز می‌آورد. بادی هم که از مزبله و مرداب و لجنزار عبور می‌کند، بوی گند و تعفن با خود به همراه می‌آورد. دوستی با خوبان و بدان، عیناً همین حالت را دارد. وقتی قرآن کریم یاد می‌کند که خداوند متعال، حضرت ابراهیم را به دوستی خود برگزید: «وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلاً» نساء/125، به طور ضمنی به ما می‌آموزد که ما نیز انسان هایی ابراهیم‌گونه را به دوستی برگزینیم؛ یعنی انسان های موحد، خداشناس، مطیع فرمان حق، تسلیم به رضای الهی، مبارز با شرک و انحراف، مهاجر در راه خدا و وقتی قرآن از حضرت اسماعیل به نیکی و عظمت یاد می‌کند و او را «صادق الوعد» می‌شمارد (مریم/54)، به ما الهام می‌دهد که خوش‌قولی و وفای به عهد و پایبندی به قرارها و تعهدها را از اسماعیل بیاموزیم و چون توصیه می‌کند که همچون کسانی نباشیم که خدا را از یاد بردند، خدا هم آنان را از یاد خودشان غافل کرد و به تباهی افتادند: «وَلا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ» حشر/19، به ما درس می‌دهد که «یاد خدا» را پیوسته در ذهن و زندگی داشته باشیم و از آفریدگار سمیع و بصیر، غافل نشویم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی

پر بازدیدترین ها

دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

چگونگی آغاز خلقت در نهج البلاغه

«در این هنگام انبوه متراکمی از آب سر به بالا کشید و کف بر آورد، خداوند سبحان آن کف را در فضایی باز و تهی بالا برد و آسمان های هفت گانه را ساخت » از جملات امیر المؤمنین در این خطبه روشن می شود که ماده بنیادین خلقت آب بوده ، البته این آب همین آب معمولی در طبیعت که از دو عنصر اکسیژن و هیدروژن است نمی باشد و برخی نیز بر این اعتقاد هستند که مراد از آب همین آب معمولی می باشد و 98 درصد حیات از آب و 2 درصد از عناصر دیگر است.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
Powered by TayaCMS