دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جنس

No image
جنس

كلمات كليدي : جنس قريب، جنس بعيد، جنس متوسط

نویسنده : مهدي افضلي

جنس در لغت مفهومی را گویند که امور متعدد را شامل شود. این مفهوم نزد منطق‌دانان یکی دیگر از اقسام کلیات خمس است و در تعریف آن می‌گویند جنس عبارت است از مفهوم کلی که بر مصادیق مختلف‌الحقیقه به نحو ذاتی حمل می‌شود. از باب نمونه اگر از حقیقت اسب، شیر، انسان و مانند آن پرسش شود، آن‌چه لازم است در پاسخ بیان شود، چیزی است که میان این امور مشترک باشد و از ذاتیاتشان به شمار آید .چیزی‌که در پاسخ از چنین پرسشی بیان می‌شود، در عرف منطق‌دانان جنس نامیده می‌شود .از این رو، مفهوم حیوان که در پاسخ پرسش از چیستی این حقایق بیان می‌شود برای آن‌ها جنس است .این تعریف که از سوی منطق‌دانان بیان شده، با اندک تفاوتی همان تعریفی است که از سوی اهل لغت عرضه شده است .آن‌چه موجب شده است که تعریف منطقی از تعریف لغوی متمایز شود، علاوه بر این که تعریف لفظی شامل نوع و صنف نیز می‌شود قید "ذاتی" در تعریف منطقی است، به نظر منطق‌دانان به هر مفهومی که شامل امور متعدد شود، واژه جنس اطلاق نمی‌شود، بلکه صرفا بر مفهومی اطلاق می‌شود که حمل آن بر مصادیق مختلفش به نحو ذاتی باشد.

اقسام جنس

وقتی مجموعه‌ای‌ از کلیات را که بر یک حقیقت صادق‌اند، به نحو تصاعدی و از خاص به عام ملاحظه کنیم، سلسله‌ای‌ پدید می‌آید که باعث می‌شود جنس به قریب، بعید و متوسط تقسیم گردد. جنس قریب که آنرا جنس سافل نیز می‌نامند، کلی است که پایین‌تر از آن فقط نوع وجود داد .از باب نمونه وقتی کلمه حیوان را در نظر بگیریم، خواهیم دید در زیر مجموعه‌های آن مفهوم کلی که تعریف جنس برآن صادق باشد،‌ وجود ندارد؛ بلکه آن‌چه زیر مجموعه‌های آن به شمار می‌آیند، انواع مختلف می‌باشند؛ مانند انسان،‌ شتر،‌ شیر و امثال آن .ولی وقتی این سلسله را رو به بالا ملاحظه کنیم، کلیات وسیع‌تری یافت می‌شوند که تعریف جنس بر آن‌ها صادق است؛ حیوان در دایره کلی دیگری با عنوان «جسم نامی» می‌گنجد .بدین ترتیب قسم دیگری از جنس پدید می‌آید که آنرا جنس متوسط می‌نامند .در تعریف جنس متوسط می‌توان گفت کلی است که هم بالاتر از آن جنس یا اجناس دیگری وجود دارند و هم پایین‌تر از آن؛ برخلاف جنس قریب که فقط بالاتر از آن جنس است، ولی پایین‌تر از آن فقط نوع وجود دارد .سرانجام در سیر صعودی به جایی منتهی می‌شویم که بالاتر از آن مفهوم کلی دیگری وجود ندارد، این مفهوم عام را جنس بعید، جنس عالی و جنس الاجناس می‌نامند .با تطبیق آن‌چه که گفته شد در مثال مورد نظر، عام‌ترین مفهوم کلی که بر حیوان اطلاق می‌شود، مفهوم جوهر خواهد بود که جنس الاجناس و یکی از مقولات ده‌گانه است.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نیازی خطیر به نام هویت ملی

نیازی خطیر به نام هویت ملی

پژوهشکده تاریخ اسلام، نشست «هویت ملی در روند تاریخ از منظر روان شناسی»را با سخنرانی دکتر حسین مجتهدی برگزار کرد.
شگفت انگیز مثل عاشقی

شگفت انگیز مثل عاشقی

چه بسیار حلاج‌ها بر دار کردند به جرم او و چه بسیار مجنون‌ها که جان دادند با زمزمه اش و چه بسیار فرهادها در گور شدند از ترس فقدانش و چه بسیار زلیخاها پشت به دنیا کردند از غمش و چه بسیار شیرین‌ها به خواب ابدی رفتند با بیدادش و این طبیعت شگفت انگیز او بود که پود سرنوشت وفادارترین پیروانش را با تار رنج گره زند بر دار زمان.
آزاداندیشی

آزاداندیشی

رابطه میان سنت و مدرنیته یکی از دغدغه‌های اساسی روشنفکران ایران طی صد سال اخیر بوده است
موفقیت و موفقیت‌ها بخش اول

موفقیت و موفقیت‌ها بخش اول

موضوع این گفتگو چیزى نیست، جز موفقیت. استحضار دارید که مسئله موفقیت‌به‌صورت تقریبى هم در بین جوانها و هم در غیر جوانها موضوعیت دارد و در دوره‌کنونى به‌شدت بر این موضوعیت مقدار زیادى نیز افزوده شده است و کم نیستندکسانى‌که به موفقیت فکر مى‌کنند. نخستین سؤالى که قابلیت طرح دارد، این است که شما موفقیت به چه چیزى ‌مى‌گویید؟ موفقیت را چگونه تعریف مى‌کنید و نگاه‌تان به مسائل و زوایاى آن‌چگونه است؟
حرکت بین سنت و تجدد

حرکت بین سنت و تجدد

گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام والمسلمین علی باقری‌فر مدیر مسئول موسسه فرهنگی هنری دین پژوهشی بشرا

پر بازدیدترین ها

آزاداندیشی

آزاداندیشی

رابطه میان سنت و مدرنیته یکی از دغدغه‌های اساسی روشنفکران ایران طی صد سال اخیر بوده است
نیازی خطیر به نام هویت ملی

نیازی خطیر به نام هویت ملی

پژوهشکده تاریخ اسلام، نشست «هویت ملی در روند تاریخ از منظر روان شناسی»را با سخنرانی دکتر حسین مجتهدی برگزار کرد.
حرکت بین سنت و تجدد

حرکت بین سنت و تجدد

گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام والمسلمین علی باقری‌فر مدیر مسئول موسسه فرهنگی هنری دین پژوهشی بشرا
شگفت انگیز مثل عاشقی

شگفت انگیز مثل عاشقی

چه بسیار حلاج‌ها بر دار کردند به جرم او و چه بسیار مجنون‌ها که جان دادند با زمزمه اش و چه بسیار فرهادها در گور شدند از ترس فقدانش و چه بسیار زلیخاها پشت به دنیا کردند از غمش و چه بسیار شیرین‌ها به خواب ابدی رفتند با بیدادش و این طبیعت شگفت انگیز او بود که پود سرنوشت وفادارترین پیروانش را با تار رنج گره زند بر دار زمان.
Powered by TayaCMS