دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسن و قبح ذاتی و عقلی

No image
حسن و قبح ذاتی و عقلی

كلمات كليدي : حسن و قبح ذاتي و عقلي، خوبي و بدي ذاتي ، خوبي و بدي عقلي، امر و نهي الهي

نویسنده : احمد دبيري

این بحث سابقه ای دیرینه دارد و از زمان سقراط تاکنون مطرح بوده است. افلاطون گفتگوی استادش سقراط را با فردی به نام اثیفرون بدین گونه مطرح می‌کند: اثیفرون مدعی است که فرمان خداوند است که عمل را خوب می‌سازد؛ سقراط از او می پرسد « آیا چون خدا به چیزی امر کرده است آن چیز خوب است یا این که چون آن چیز خوب است خدا به آن فرمان داده است؟».[1] در این معما سقراط ما را با دو جهان بینی مواجه می‌کند. در یک بینش خدا و انسانی وجود دارد و قواعد مطلق و ثابت اخلاقی. در این عالم خداوند به انسان ها فرمان می‌دهد تا از این قواعد اخلاقی تبعیت کنند؛ زیرا آن‌ها جدای از خداوند قواعدی مطلق و ذاتا صادقند. در بینش دوم تنها خداوند و انسان وجود دارد و قواعد مطلق و ثابت اخلاقی‌ای وجود ندارد. در این عالم این خداوند است که به کارهایی فرمان می‌دهد و این کارها خوبند چون خداوند به آن ها فرمان داده است. نظریه حسن و قبح عقلی دیدگاه اول را می‌پذیرد. اما قبل از هرچیز لازم است یادآور شویم که عقلی دانستن حسن و قبح مربوط به فهم ما و عالم اثبات است در حالی که ذاتی دانستن آن مربوط به عالم واقع و عینیّت خارجی است. به عبارت دیگر یکبار در عالم واقع و ثبوت بحثی وجود شناختی مطرح است که آیا حسن و قبح ذاتی است یا الهی و بار دوم بحثی معرفت شناختی مطرح است که آیا از طریق عقل می توان به حسن وقبح اشیا و افعال پی برد یا نه.

طرفداران حسن و قبح ذاتی معتقدند که خوبی و بدی امور در ذات آن‌ها نهفته است و از همین روست که خداوند به آنها امر و نهی می‌کند. از نظر این گروه قطعا ظلم بد است نه به دلیل آن که خداوند به آن فرمان داده است بلکه به دلیل این که ظلم خود ذاتا بد است. همچنین عدالت جدای از فرمان الهی نسبت به آن، امری است که اخلاقا خوب است. یکی از دلایل آنان این است که در غیر این صورت باید مدعی شد تنها از طریق شناخت امر و نهی خداوند است که می‌توان خوبی و بدی افعال و صفات انسانی را تشخیص داد؛ زیرا بدون امر و نهی خدا خوبی و بدی وجود ندارد و لذا تنها راه تشخیص حسن و قبح امور مراجعه به اوامر و نواهی الهی است. اما روشن است که بدون امر و نهی خداوند نیز می توان خوبی و بدی دست کم برخی از افعال یا صفات را تشخیص داد. بیشتر افراد خوبی عدالت، درستکاری، وفای به عهد و بدی ظلم، خیانت و پیمان شکنی را می‌پذیرند و همین خود بیانگر آن است که چنین صفات و افعالی از خوبی و بدی ذاتی برخور دارند[2].

این دسته در مقام اثبات که بحثی معرفت شناختی است نیز معتقدند که معرفت اخلاقی معرفتی مستقل است که از مبادی عقلی ای جدای از اوامر و نواهی خداوند سرچشمه می گیرند. البته در این خصوص دو دیدگاه افراطی و معتدل وجود دارد. دیدگاه افراطی معتقد است که اخلاق در کشف بسیاری از گزاره های اخلاقی کاملا مستقل است و بیشتر گزاره های اخلاقی می‌توانند مکشوف عقل قرار گیرند. دیدگاه معتدل عقل و درک عقلی را در کشف برخی از گزاه های اخلاقی کافی می‌داند. دسته اول که شامل معتزله در جهان اسلام و طرفداران قانون طبیعی آکویناس از مسیحیت می‌گردد، بیش از انداره به عقل و خرد آدمی تکیه کرده‌اند و در واقع سهم اساسی در این باره را برای عقل محفوظ داشته‌اند. توماس آکویناس معتقد است عقل در موارد بسیاری می‌تواند تطابق چیزی با خوب و یا عدم تطابق آن با بد را در یابد و در پاره ای از موارد نیازمند هدایت وحی است.[3] همچنین غالبا در جهان اسلام معتزلیان[4] را به عنوان عقل‌گرایان افراطی معرفی می‌کنند. از نظر معتزله انسان تنها از طریق عقل خویش، قادر به شناخت خیر یا شر اخلاقى است هرچند عقل در آگاه ساختن ما نسبت به هر چیزى که شرّ است و هر چیزى که لازم است، کافى نیست اما نقش اساسی را داراست.

دسته دوم بر این باورند که برای شناخت دست کم بخش کثیری از ارزش‌های اخلاقی نیازمند به دین هستیم. بر طبق این نظر که مورد ادعای غالب علمای شیعه است حسن و قبح افعال ذاتی است اما شناخت آنها عقلی و نقلی است. عقلی و نقلی بودن ارزش‌ها به این معناست که می توان از طریق عقل، کلی ترین و اصلی ترین ارزش ها را شناخت در حالی که ارزش‌های فرعی با توجه به فرامین الهی قابل شناخت‌اند. این گروه معتقدند که عقل و تجربه و روش‌های حسی، عقلی و تجربی در کشف همه خوبی‌ها و بدی‌ها دچار نارسایی‌های است که در بسیاری از موارد نیازمند یاری عامل متعالی تری به نام دین می‌باشد. نمی‌توان شناخت اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین ارزش‌ها را از شرع انتظار داشت؛ زیرا حجیت شرع نیز از طریق عقل به اثبات می‌رسد. و لی تنها پس از اثبات حجیت شرع است که به دلیل نقص ما در شناخت از خود و نیازهای واقعی خود و نقص در شناخت راه‌های رسیدن به کمال مطلوب، به دین و راهنمایی‌های آن نیازمندیم. در این صورت تشخیص حسن و قبح بسیاری از امور و هم‌چنین پیدا نمودن مصادیق عدل و ظلم، واز طرف دیگر یافتن حکم صحیح در موارد تعارض، از عهده عقل بشری خارج است.[5]

پرسش دیگری که مرتبط با این موضوع است این است که اگر عقل بر امری حکم کند، حکم شرع هم هست یا نه؟ در صورتی که چنین ملازمه‌ای ثابت شود می‌توان مواردی را که عقل دارای حکم مستقلی است را با این ملاک، شرعی نیز دانست. در واقع در این صورت باید ملتزم شد که حکم عقل با حکم شرع مطابقت دارد. البته باید خاطر نشان ساخت که از نظر این گروه اعتبار و حجیت حکم عقل یا درک عقل مشروط به این است که این درک و حکم درکی یقینی و قطعی باشد و حتی ظنون عقلی و عقلانی در این باره به کلی فاقد اعتبار است.[6] با این حال گرچه قاعده ملازمه بین حکم عقل و شرع را هم بپذیریم، اما قواعدی را که می‌توان به کمک عقل درک کرد بسیار محدودند. از این نظر عقل تنها می‌تواند مفاهیمی کلی نظیر «خوبی عدل و بدی ظلم» یا « قبح تکلیف به ما لایطاق» و « وجوب شکر منعم» را به دست آورد و این که عدل در هر موردی چه اقتضایی دارد و در هر موردی چه نوع رفتاری عادلانه است برای عقل روشن نیست و فی نفسه نمی‌تواند آن‌ها را تشخیص دهد. دلیل مسئله نیز این است که عقل عادی بشری نمی‌تواند بر تاثیرات و نتایج دنیوی و اخروی همه کارها احاطه داشته. از نظر این گروه باز هم وحی است که دستورات اخلاقی را در هر مورد خاصی و با شرایط و لوازمش تبیین می‌کند و عقل به تنهای از عهده چنین کاری بر نمی‌آید. به عنوان مثال تنها شریعت وحیانى مى‌تواند به ما خبر دهد که نماز خواندن در پنج نوبت در هر روز، آن هم به شکل خاص، در تکامل نفس انسانی تاثیرگذار است.

مقاله

نویسنده احمد دبيري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

نیازی خطیر به نام هویت ملی

نیازی خطیر به نام هویت ملی

پژوهشکده تاریخ اسلام، نشست «هویت ملی در روند تاریخ از منظر روان شناسی»را با سخنرانی دکتر حسین مجتهدی برگزار کرد.
شگفت انگیز مثل عاشقی

شگفت انگیز مثل عاشقی

چه بسیار حلاج‌ها بر دار کردند به جرم او و چه بسیار مجنون‌ها که جان دادند با زمزمه اش و چه بسیار فرهادها در گور شدند از ترس فقدانش و چه بسیار زلیخاها پشت به دنیا کردند از غمش و چه بسیار شیرین‌ها به خواب ابدی رفتند با بیدادش و این طبیعت شگفت انگیز او بود که پود سرنوشت وفادارترین پیروانش را با تار رنج گره زند بر دار زمان.
آزاداندیشی

آزاداندیشی

رابطه میان سنت و مدرنیته یکی از دغدغه‌های اساسی روشنفکران ایران طی صد سال اخیر بوده است
موفقیت و موفقیت‌ها بخش اول

موفقیت و موفقیت‌ها بخش اول

موضوع این گفتگو چیزى نیست، جز موفقیت. استحضار دارید که مسئله موفقیت‌به‌صورت تقریبى هم در بین جوانها و هم در غیر جوانها موضوعیت دارد و در دوره‌کنونى به‌شدت بر این موضوعیت مقدار زیادى نیز افزوده شده است و کم نیستندکسانى‌که به موفقیت فکر مى‌کنند. نخستین سؤالى که قابلیت طرح دارد، این است که شما موفقیت به چه چیزى ‌مى‌گویید؟ موفقیت را چگونه تعریف مى‌کنید و نگاه‌تان به مسائل و زوایاى آن‌چگونه است؟
حرکت بین سنت و تجدد

حرکت بین سنت و تجدد

گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام والمسلمین علی باقری‌فر مدیر مسئول موسسه فرهنگی هنری دین پژوهشی بشرا

پر بازدیدترین ها

توحش عقیده

توحش عقیده

گفت وگو با محسن حکیمی درباره پروژه قرآن سوزی و اسلام هراسی در امریکا
موفقیت و موفقیت‌ها بخش اول

موفقیت و موفقیت‌ها بخش اول

موضوع این گفتگو چیزى نیست، جز موفقیت. استحضار دارید که مسئله موفقیت‌به‌صورت تقریبى هم در بین جوانها و هم در غیر جوانها موضوعیت دارد و در دوره‌کنونى به‌شدت بر این موضوعیت مقدار زیادى نیز افزوده شده است و کم نیستندکسانى‌که به موفقیت فکر مى‌کنند. نخستین سؤالى که قابلیت طرح دارد، این است که شما موفقیت به چه چیزى ‌مى‌گویید؟ موفقیت را چگونه تعریف مى‌کنید و نگاه‌تان به مسائل و زوایاى آن‌چگونه است؟
بیرون آمدن از زندان حال

بیرون آمدن از زندان حال

تربیت فلسفی باعث می‌شود تا نگاه جوانان به مسائل هستی و جاودانگی و ابدیت دگرگون شود. با تربیت فلسفی رویکرد آنان به زندگی متفاوت می‌شود.
No image

دیگران را ببخشید تا سالم بمانید

براى سلامت خودتان هم که شده از هم اکنون دست از لجاجت بردارید.هیچ کس نمى‌تواند بگوید بخشیدن آسان است بویژه اگر فردى عمیقا شما را آزرده کرده باشد بخشیدنش بسیارمشکل خواهد بود. اما باید بدانیم بخشش امکان‌پذیر است و به‌طور معجزه آسایى براى سلامت روح وجسم مفید مى‌باشد...
دین در یک فراخوان جهانی

دین در یک فراخوان جهانی

سلسله مباحث جام جم درباره عوامل توهین به مقدسات اسلامی ـ 5
Powered by TayaCMS