دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عوامل داخلی کودتای 28 مرداد 1332

No image
عوامل داخلی کودتای 28 مرداد 1332

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، كودتاي دوم مرداد، مصدق، اشرف پهلوي، آمريكا

نویسنده : طلعت ده پهلواني

کودتای 28 مرداد یکی از حوادث سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر ایران بود که در واقع، یکی از نقاط چرخش قدرت از یک حکومت با آرمان‌های ملی‌گرا به یک دولت دست‌نشانده استعماری و نمونه‌ای از تلاش استعمار خارجی به کمک استبداد داخلی است که توانست، به هدف‌های شوم خود دست یابد و سبب خسارت‌های جبران‌ناپذیری به سرزمین ایران شود. با توجه به اعتراض صریح دولت‌های استعماری، به‌ویژه آمریکا در اجرای این کودتا، به عوامل داخلی و بسترهای 28 مرداد 1332 می‌پردازیم:

عوامل داخلی کودتای 28 مرداد 1332

نظامیان

از جمله بازوهای اجرای کودتا و کانون‌های مهم مخالفت توطئه علیه دولت مصدق، نظامیان بودند که در کانون افسران بازنشسته به رهبری «فضل‌الله زاهدی» هدایت می‌شدند.[1] افسران شاه‌دوست و سلطنت‌طلب از طریق «کمیته نجات وطن» ـ که سرلشکر زاهدی در رأس آن بود و روزولت، فرمانده آمریکایی کودتا ـ افسرانی را که پست‌های حساس نظامی داشتند در اجرای کودتا با خود همگام کردند.[2]

از میان افسران و نظامیان، سرتیپ نادر باتمانقیلچ، «سرتیپ حسین آزموده»، «سرتیپ عباس فرزانگان»، «سرگرد پرویز خسروانی»، «هدایت‌الله گیلان‌شاه»، «منصورپور»، «سرتیپ عباس گرزن» و «سرهنگ امیری» از نظامیانی بودند که نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در کودتا داشتند.

سرهنگ عزیز امیررحیمی بعد از کودتا، کاملاً خود را در اختیار حکومت زاهدی قرار دارد؛ ولی شغل درخور وی به او داده نشد.[3] بیشتر عناصر نظامی و انتظامی که در دستگاه دولت مصدق بودند، دو دوزه (دوطرفه) بازی می‌کردند؛ ازجمله سرهنگ اشرفی، فرماندار نظامی تهران، سرتیپ مدبر، رئیس شهربانی و نادری، رئیس کارآگاهی شهربانی ظاهراً منتسب به دستگاه مصدق بودند؛ ولی در شروع کودتا، نقش بسیار حساسی ایفا کردند. از همه مهم‌تر سرتیپ تیمور بختیار، فرمانده منطقه کرمانشاه بود که از مخالفان سرسخت دولت ملی مصدق شمرده می‌شد؛ به همین علت پس از کوتای 28 مرداد، گروهی از نظامیان که در کودتا شرکت کرده بودند و نیز نقش فعالی داشتند، به سمت‌ها و پست‌های بالای نظامی رسیدند.[4]

نقش اشرف و زنان دربار در کودتا

اشرف پهلوی و شبکه ویژه او به‌عنوان یکی از محورهای اجرای کودتای 28 مرداد 1332 به‌شمار می‌رود. مهم‌ترین مأموریت اشرف پهلوی در پیروزی کودتا، هماهنگی بخشی از نیروهای کودتا به کمک اسدالله رشیدیان و رسانیدن یک نامه از مقامات انگلیسی- آمریکایی به محمدرضا پهلوی بوده است؛[5] البته این درحالی است که قبلاً دکتر مصدق، او را به خارج از کشور تبعید کرده بود و ورود او به ایران، منع قانونی داشت. اشرف از مصدق، نفرت داشت و وی را دشمن سلطنت می‌دانست.[6] او که همراه دیگر اعضای خانواده سلطنتی به انگیزش دکتر مصدق و دستور محمدرضا پهلوی به خارج از کشور تبعید شده بود، در تابستان 1332 به‌ منظور اجرای مأموریتی برای کودتا، به بهانه رسیدگی به مسائل مالی و شخصی، ده روز وارد ایران شد. کودتا با همکاری اشرف، شبکه وی و عوامل دیگر، موفق شد دولت مصدق را سرنگون کند.[7]

تحریک ایل‌ها و عشایر

شگفت‌آورترین کار مأموران سیا برای به‌ثمر رسانیدن کودتای 28 مرداد، این بود که آنها به هر کاری دست می‌زدند تا شاه را بر اریکه قدرت بنشانند. یکی از مأموران سیا، «جو-گودوین» از همکاران نزدیک «کرمیت روزولت» رهبر آمریکایی کودتاست. وی محرمانه، سراغ محمدناصر، خسرو و محمدحسین‌خان قشقایی، فرزندان صولت قشقایی رفت و آنان را برای شرکت در آشوب علیه مصدق تحریک کرد.

طراحان استعمارگر کودتا می‌خواستند در این میان از آنان به‌نفع شاه و ضد مصدق بهره‌برداری کنند که در این راه نه‌تنها موفق نشدند، بلکه این ایل‌ها در شمار مخالفان کودتا و مقابله با دولت مصدق قرار نگرفتند و در ضدیت با شاه و زاهدی برای همکاری با حزب توده نیز حاضر شدند.[8]

برادران رشیدیان

باید توجه داشت که برادران رشیدیان (اسدالله، سیف‌الله و قدرت‌الله) در کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 نقش عمده‌ای ایفا کردند و در حالی که همه از فضل‌الله زاهدی به‌عنوان عامل اصلی کودتا نام می‌بردند، این سه برادر، صاحب چندین بانک و شرکت‌ بزرگ تجاری بودند و در شهرک‌سازی با شاه و برادرانش همکاری می‌کردند؛ به‌گونه‌ای‌ که در شهرک گلساردشت، با بنیاد پهلوی 20 درصد مشارکت داشتند.[9] درواقع، برادران رشیدیان، عوامل عمده بریتانیا در ایران بودند که انگلیسی‌ها از طریق آنها تلاش‌های خود را برای نفاق‌افکنی بین سران جبهه ملی آغاز کرده بودند.

برادران رشیدیان‌ برای دخالت دادن اشرف پهلوی در کودتا، در خرداد 1332 وارد فرانسه شدند و با او ملاقات کردند. این ملاقات، نتیجه مثبتی داشت و اشرف پس از مدتی، برای کودتا به ایران آمد.[10]

اراذل و اوباش

از دیگر عوامل اجرایی بسیار مهم کودتا همین اراذل و چماقدارانی بودند که با تحریک افراد ساده و بازاری، تظاهراتی را در کوچه‌ها و خیابان‌ها به راه می‌انداختند و به طرفداری از شاه و دولت زاهدی، اغتشاش‌هایی را به راه می‌انداختند.[11]

شعبان جعفری، معروف به «شعبان بی‌مخ» سردسته اوباش جنوب شهر تهران، حسین اسماعیل‌پور، معروف به «رمضون یخی»، محمود مسگر و مرحوم طیب حاج‌رضایی در سبزه‌میدان و خیابان ارگ، پس از بستن بازار، در دسته‌های سی‌چهل نفری به بانک‌ها و وزارتخانه‌ها حمله و عکس‌های شاه را به در و دیوار می‌چسباندند و بعد، سراغ روزنامه‌های طرفدار دولت مصدق، توده‌ای‌ها و اداره‌ها می‌رفتند و آنجاها را آتش زده، زمینه را برای دخالت کودتاگران آماده می‌کردند[12] تا جایی که پس از ورود شاه نیز برای مراسم استقبال، پیش‌قدم بودند و او را تا کاخ همراهی کردند.[13]

مطبوعات و رسانه‌ها

ازجمله ابزارهای بسیار مهم برای زمینه‌سازی کودتا و آماده‌سازی افکار عمومی برای پذیرش کودتا، مطبوعات بود که از آنها به‌عنوان «عوامل ویژه» یاد می‌شود. حمله‌های مطبوعات به مصدق، ابعاد جدید و خطرناکی می‌یافت و وی را نه‌تنها به داشتن ارتباط‌‌های کمونیستی و نقشه برای برانداختن تاج و تخت سلطنت، بلکه به داشتن پیوندهای خانوادگی با یهودیت و هواداری از انگلستان هم متهم می‌کردند.[14] طی روزهای دهه سوم مرداد 1332، نشریه‌های حزب توده؛ «شهباز» و «به سوی آینده» ـ که شاخص‌ترین نشریه‌های اندیشه‌شان بود ـ به‌راحتی وقوع کودتا را هشدار می‌داد. شبکه نظامی حزب توده نیز از وقایع، آگاهی کامل داشت.[15]

مخالفت‌های آیت‌الله کاشانی

ملی‌شدن صنعت نفت، مدیون آیت‌الله کاشانی است. تا زمانی ‌که این روحانی بزرگ از مصدق حمایت می‌کرد، وی از پشتیبانی مردم برخوردار بود؛ اما وقتی آیت‌الله کاشانی دید که مصدق به راه‌های دیگر رفته است، از او روی برتافت و ملت نیز به ایشان تأسی کردند.[16]

به‌تدریج بین این دو، اختلاف ریشه‌داری روی داد؛ به‌گونه‌ای‌ که وقتی دکتر مصدق تقاضا کرد که لایحه اختیارات او برای 6 ماه تمدید شود، این ‌بار کاشانی در مقام ریاست مجلس، نامه‌های تندی نوشت و این اختیارات را خلاف قانون اساسی اعلام داشت و به مصدق اعتراض کرد.[17]

در واقعه نهم اسفند 1331 که شاه می‌خواست از کشور خارج شود، با مخالفت دسته‌های زیادی ازجمله کاشانی روبه‌رو شد. این بار آیت‌الله کاشانی و بهبهانی با هم توافق کردند، از خروج شاه جلوگیری کنند و طی نامه‌ای به شاه، خروج وی را از کشور، امری بزرگ برشمردند و او را از این مسافرت منع کردند. وقتی شاه از مسافرت خود انصراف داد، مصدق از دربار رفت و برای انحلال مجلس به همه‌پرسی روی آورد. کاشانی و دوستان نزدیک مصدق؛ از قبیل: حائری‌زاده، مکی و دکتر بقایی با مخالفان مصدق، همکاری کردند و کاشانی، نامه تندی به مصدق نوشت[18] که متن آن چنین است:

«... حضرت نخست‌وزیر، دکتر مصدق دام اقباله؛ عرض می‌شود اگرچه امکانی برای عرایضم نماند؛ ولی صلاح دین و ملت برای این خادم اسلام، بالاتر از احساسات شخصی است و علی‌رغم غرض‌ورزی‌های تبلیغاتی، شما، خودتان بهتر از هرکس می‌دانید که همّ و غمّ، در نگهداری دولت جناب‌عالی است و خودتان به بقای آن مایل نیستید. از تجربیات روی کار آمدن قوام و لج‌بازی‌های اخیر، بر من مسلم است که می‌خواهید، مانند سی‌ام تیرماه، یک بار دیگر ملت را تنها گذاشته و قهرمانانه بروید. ترس مرا در عدم اجرای رفراندوم نشنیدید... .»

مصدق که دیگر هیچ‌گونه رابطه‌ای با دوستان نزدیک خود و به‌خصوص آیت‌الله کاشانی نداشت، جوابی بسیارسرد به این شرح به آیت‌الله کاشانی داد: «این‌جانب مستظهر به پشتیبانی ملت ایران هستم و السلام... .»

طبیعی بود که با این روابط سرد، همکاری مصدق و کاشانی پایان یافته بود. کاشانی با زاهدی و مخالفان دکتر مصدق، همکاری نزدیکی داشت و در واقعه کودتای 28 مرداد، نقش داخلی مهمی در سقوط مصدق داشت.[19]

عوامل داخلی دیگر کودتای 28 مرداد

از دیگر عوامل داخلی کودتای 28 مرداد، گروهی از سیاستمداران معروف ایرانی و هوادار انگلیس بودند؛ ازجمله این افراد «سیدضیاءالدین طباطبایی» بود که انگلیسی‌ها تلاش می‌کردند زمینه‌های نخست‌وزیری او را فراهم کنند. آنها حتی پیش از آنکه مصدق، زمام امور را به دست گیرد، شاه را برای نخست‌وزیری سیدضیاءالدین، زیر فشار گذاشته بودند. شاه ظاهراً با این امر موافق بود و گویا در همان موقع که مجلس، مصدق را برای نخست‌وزیری معرفی کرد، با سیدضیاءالدین در این باره درحال گفت‌وگو بود.[20]

از دیگر این افراد، «جمال امامی» بود که رهبری فراکسیون طرفدار انگلیس را در مجلس برعهده داشت؛ در واقع، تلاش‌های جمال امامی و فراکسیون هوادارش برای مختل ساختن مجلس بود.[21]

مقاله

نویسنده طلعت ده پهلواني
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مرز رفاقت و خصومت

مرز رفاقت و خصومت

وجود دوست برای انسان یک ضرورت است و آدمی می‌باید در زندگی برای خود دوستانی برگزیند و از آن‌ها در امور دینی و دنیایی‌اش استفاده کند و باید با آن‌ها صمیمی باشد.
No image

مقابله با فساد اداری

یکی از بیماری‌ها و معضلات جوامع کنونی، موضوع فساد است.
سلوک فردی و اجتماعی حاکمان

سلوک فردی و اجتماعی حاکمان

در شماره‌های پیشین درمورد ماهیت حکومت و اهداف آن که عبارت بودند از تامین عدالت، امنیت، رفاه و تربیت در جامعه، صحبت به میان آمد در این شماره به تبیین رفتار مطلوب حاکمان در زمینه شخصی و اجتماعی باتوجه به خطبه‌ها و نامه‌های امیرالمومنین(ع) در نهج البلاغه پرداخته شده است.
زیارت عاشورا؛ قرب آمیز و قیام انگیز / قسمت پنجم

زیارت عاشورا؛ قرب آمیز و قیام انگیز / قسمت پنجم

بسم الله الرحمن الرحیم: هذا ما اوصی به الحسین بن علی بن ابیطالب الی اخیه محمد المعروف با بن الحنفیه.....
هدف نهایی هنر؛ رسیدن به رستگاری

هدف نهایی هنر؛ رسیدن به رستگاری

هنر دینی یک سفر تمثیلی از عالم محسوس به عالم روحانی است

پر بازدیدترین ها

راهکارهای پیشگیری از وقوع جرم

راهکارهای پیشگیری از وقوع جرم

آن گونه که واضح است امنیت اقتصادی و اجتماعی از مباحث عمده در زندگی امروزین می‌باشد.
جایگاه پدر و مادر در خانواده

جایگاه پدر و مادر در خانواده

از آنجا که اصل وجود هر انسانی از پدر و مادر است ، ‌می توان گفت درمیان پیوندهای خویشاوندی ، هیچ کس به اندازه پدر و مادر به انسان نزدیک نیست . همچنانکه هیچ کس به اندازه آنها ، با انسان مهربان نیست . پدر و مادر بعد از خداوند ، حق حیات بر گردن فرزند دارند .
رساله حقوق امام سجاد(ع)

رساله حقوق امام سجاد(ع)

اشاره: برخی محققان میراث علمی امام سجاد(ع) را به سه بخش تقسیم کرده‌اند: روایات، ادعیه (به‌ویژه در صحیفه سجادیه)و رساله حقوق.
عدالت علوی از دیدگاه نهج البلاغه

عدالت علوی از دیدگاه نهج البلاغه

حضرت علی (ع) فرموده‌اند؛ «دوام دولتها وابسته به عدالت گستری است»
Powered by TayaCMS