24 آبان 1393, 14:2
هماهنگ شدن شخص با رسوم و اخلاق زندگی اجتماعی را فرهنگ پذیری میگویند و دگرگونیهایی که در فرهنگ یک گروه به هنگام تماس با گروهی دیگر پدید میآید، را نیز با این واژه مطرح میکنند.
از تماس مستقیم و پیوسته افراد گروههایی که از فرهنگهای مختلف برخوردارند، فرهنگپذیری به وجود میآید. این تماسها موجبات دگرگونیهای بعدی را در گونههای اوّلیۀ فرهنگ یکی از دو گروه و یا هر دو فراهم میسازد. به خصوص هنگام مشخص ساختن مرحلۀ نوین فرهنگی در حیات گروه فروتر، که تحت تاثیر گروه فراتر قرار گرفته است و یا وقتی که فرهنگ یک گروه ضعیف در بطن فرهنگ گروهی قوی جای میگیرد، این اصطلاح به کار میآید.
الف- فرهنگپذیری یک سویه: مثل کودکی که تازه در جامعه و فرهنگی زاده میشود پدیدههای فرهنگی، ارزشهای اجتماعی، هنجارهای اجتماعی، آرمانها، آداب و عادات و بسیاری از خاصّههای فرهنگی از هر جهت او را در بر میگیرند و کودک به تدریج آنها را میآموزد و چون خود چیزی ندارد که به جامعه بدهد آن را فرهنگپذیری یک سویه میگویند.
ب- فرهنگپذیری دو سویه: وقتی شخصیت فرد قوام یابد، خاصّههای فرهنگی جامعه را در خود جمع میکند و شخصیت او براساس آن عناصر شکل میگیرد. بعد از گذشت زمان متمادی، هم او عناصری از فرهنگ خود را به جامعۀ مقصد منتقل میکند و هم جامعه عناصری را به او انتقال میدهد. این انتقال دو سویه در تبادل فرهنگی بین دو کشور نیز مشاهده میشود، وقتی دو فرهنگ با هم تبادلات تجاری یا اجتماعی دارند، در معرض تغییرات و تأثیرات فرهنگی هستند.
فردی که در روستا متولّد میشود و رفت و آمدی با محیط بیرون ندارد، تمام هنجارها و ارزشها و آداب و نمادهای روستا را میآموزد و با آن زندگی میکند. همین شخص اگر باقیماندۀ عمر خود را در شهر سپری کند، فرهنگ شهری نیز در او تأثیرگذار بوده و او شخصیتی دو فرهنگی خواهد بود.
اگر چه این شخص تمام ارزشهای شهر را نمیپذیرد و بعضی ارزشها و هنجارهای خود را نیز منتقل میکند؛ ولی هرگز به طور خالص فرهنگ شهر یا روستا در او یافت نمیشود و او از هر دو فرهنگ عناصری را میگیرد و عناصری را رها میکند و به عبارتی یک فرهنگ پذیری دو سویه دارد.
یعنی انتقال فرهنگ از جامعه خودی و نسل حاضر به نسل جدید که از طریق آموزش و نهادهای آموزشی رسمی و به طور آگاهانه (از طریق تربیت والدین و خانواده) و یا ناآگاهانه (از راه دیدن و شنیدن و برخورد با آموزههای فرهنگی) صورت میگیرد. ولی فرهنگپذیری انتقال عناصری از نظام فرهنگی دیگران و بیگانگان به افراد جامعه است که گاهی در برخورد دو فرهنگ، یکی از فرهنگها به دلیل محدودیت و ضعف فرهنگی، فرهنگ جامع دیگر را میپذیرد و هیچ تأثیری به آن فرهنگ نمیگذارد که در این صورت فرهنگپذیری یک سویه اتفاق میافتد؛ مثل پذیرش فرهنگ اسلام و ایران از سوی مغولها. و گاهی فرهنگپذیری دو سویه است که پارهای از عناصر فرهنگی جامعه میزبان را میپذیرند و پارهای از عناصر فرهنگ خود را نیز منتقل میکنند.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان