دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بی‌نیازی از مردم

عزت مؤمن در احساس بی نیازی از مردم است.
بی‌نیازی از مردم
بی‌نیازی از مردم

بی‌نیازی از مردم

قال الجواد(ع): «عزُّ المؤمنِ غناهُ عَن النّاسِ» (بحار الانوار، ج72، ص109، باب49)

صفت استغناء و بی‌نیازی از مردم، از جمله فضائل اخلاقی است که باعث نزدیکی و قرب به پروردگار می‌شود؛ زیرا کسی که از دیگران قطع طمع ‌کند و تنها امیدش به خداوند ‌باشد، مسلماً خداوند چنین کسی را دوست می‌دارد و این خود، غنای حقیقی است.[1]هیچ چیزی بالاتر از عزّت و شرافت یک انسان نیست و انسان نباید آبرو و عزّت و شرافت خود را با درخواست کردن از دیگران از بین ببرد. حضرت على(ع) در این‌باره می‌فرمایند: آبروى تو، یخِ منجمد است و سؤال و خواهش، آن‌را قطره قطره می‌چکاند. پس، بنگر که آن‌را نزد چه کسى فرو مى‌چکانى.[2]

درویشی تنگ‌دست به در خانه مرد ثروتمندی رفت و گفت: شنیده‌ام مالی را در راه خدا نذر کرده‌ای که به درویشان بدهی، من نیز درویشم. مرد ثروتمند گفت: ولی من نذر کوران کرده‌ام و تو کور نیستی. درویش گفت: کور حقیقی من هستم که درگاه خداوند بخشنده را رها کرده‌ام و به در خانه گدایی چون تو آمده‌ام. درویش این را گفت و رفت. مرد ثروتمند مثأثّر شد و به‌دنبال درویش رفت، ولی هرچه تلاش کرد که چیزی به او بدهد درویش قبول نمی‌کرد. آری کسی که روی از در خانه خدا بگرداند، چگونه کور نباشد که چنین درگاهی را گم کرده است و چگونه کر نباشد که آیه «ألیس الله بکاف عبدَهُ» آیا خداوند به امور بنده‌اش کافی نیست؟ نشنیده باشد؟![3]

اگر انسان، در همه امور زندگیش به خداوند توکّل کند، در سایه چنین توکّلی عزّت و بی‌نیازی را به‌دست خواهد آورد. امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«إنّ الغِنى و العِزَّ یَجُولانِ، فإذا ظَفِرا بمَوضِعِ التَّوکُّلِ أوطَنا»

همانا بی‌نیازی و عزت در حال گردش هستند؛ وقتی که به موضع توکل برسند، سکنی (منزل) می‌گیرند.[4]

دو قرص نان اگر از گندم است یا از جو دو تای جامه گر از کهنـه است یا از نو

چهار گوشه دیـوار خود به خاطر جمع که کس نگوید از این جای خیز و آنجا رو

هزار بار نکوتر به نزد دانـایـــــان ز فر مملکت کیـقباد و کیـخسرو[5]

    پی نوشت:
  • [1]. نراقی، ملا احمد؛ معراج‌السعاده، تهران، یاسر و دهقان، 1366، ص308.
  • [2]. محمدی ری شهری، محمد؛ میزان‌الحکمه، قم، دارالحدیث، ویرایش دوم، ج 5 ص504، حدیث8304
  • [3]. نراقی، ملا احمد؛ پیشین، ص308.
  • [4]. کلینی، محمدبن‌یعقوب؛ کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365، چاپ چهارم، ج5،ص169
  • [5]. قمی، شیخ عباس؛ منتهی الآمال، تهران، مقدس، چاپ اول، 1378، ص 1219.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

سیاست و اخلاق از جمله موضوعاتی است که فصل خاصی از تاملات فکری و پژوهشهای فلسفی ارسطو را به خود اختصاص داده است.
سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال کننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد.
نسبیت گرایی توصیفی

نسبیت گرایی توصیفی

یکی از مهمترین مباحث فلسفه اخلاق که پیامدهای عملی فوق العاده مهمی برای افراد و جوامع دارد، این است که آیا احکام و ارزشهای اخلاقی مطلقند یا نسبی.

پر بازدیدترین ها

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال کننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد.
رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

سیاست و اخلاق از جمله موضوعاتی است که فصل خاصی از تاملات فکری و پژوهشهای فلسفی ارسطو را به خود اختصاص داده است.
نسبیت گرایی توصیفی

نسبیت گرایی توصیفی

یکی از مهمترین مباحث فلسفه اخلاق که پیامدهای عملی فوق العاده مهمی برای افراد و جوامع دارد، این است که آیا احکام و ارزشهای اخلاقی مطلقند یا نسبی.
Powered by TayaCMS