28 فروردین 1396, 5:44
صدقه و انفال از جمله موارد تأکید شده در قرآن کریم است که نتایج دنیوی و اخروی بسیاری برای آن نقل شده مشروط بر اینکه خالصانه، با رضایت قلبی و برای رضایت خداوند پرداخت شود. صدقه دادن در راه خدا مورد تایید اسلام است که دو شکل واجب و مستحب را شامل میشود. صدقه واجب بخشی از اموال شخصی است که با شرایطی خاص به افرادی داده میشود، از جمله زکات، خمس و فطریه. صدقه مستحب مقدار خاصی ندارد و صدقه دهنده میتواند هر مقدار از مال خود را که بخواهد در راه خدا به فقرا و نیازمندان ببخشد. انفاق و بخشش مال، برکت را در پی داشته، خیرات دنیوی و اخروی دیگری نیز برای صدقهدهنده به ارمغان دارد. صدقه در صورتی که بهدرستی هزینه شده و بهدست نیازمندان واقعی برسد، در زدودن فقر از جامعه نیز مؤثر است. دوری از بلا و مرگ بد، طول عمر، شفای مریض، دورکننده فقر از جامعه از دیگر برکات صدقه برای فرد بخشنده است. صدقه باید خالصانه و با رضایت قلبی و جهت رضایت خداوند پرداخت شود تا تأثیرات بیشمار خود را داشته باشد. ضمن اینکه صدقه باید به نیازمند واقعی داده شده و اجازه ندهیم احساسات انساندوستانه بر ما غلبه کرده و به کسانی کمک کنیم که نیازمند واقعی نبوده و از رأفت همنوعان خود سوء استفاده میکنند. صدقه کارکرد اقتصادی گستردهای دارد که در صورت درست پرداخت شدن در رفع بسیاری از نیازهای جامعه مؤثر واقع شده و کمکی است برای اینکه جامعه از رفاه نسبی برخوردار شود. مستحب است انسان زیاد صدقه بدهد، به ویژه در اوایل روز و اوایل شب همچنین مستحب است در صدقه دادن اقوام، نزدیکان و همسایگان را بر دیگران مقدم بداریم. صدقه به نوعی ارتقای معنویت فردی و اجتماعی و شکرگزاری از خالق هستی است که نعمتهایی در اختیارمان قرار داده و فرصتی است برای اینکه در اقدامی خیر و انساندوستانه شرکت کرده، توشهای برای آخرت خود ذخیره کنیم. صدقه ریسمانی برای رسیدن به معنویات دنیوی و دستیابی به برکات اخروی است و آثار پرداخت آن به خوبی در زندگی انسان قابل مشاهده است. سوره منافقون، آیه 10: وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاکُم مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِی إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَکُن مِّنَ الصَّالِحِینَ؛ و از آنچه روزى شما گردانیدهایم انفاق کنید پیش از آنکه یکى از شما را مرگ فرا رسد و بگوید پروردگارا چرا تا مدتى بیشتر [اجل] مرا به تأخیر نینداختى تا صدقه دهم و از نیکوکاران باشم. سوره توبه، آیه 75: وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ اللّهَ لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَکُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِینَ؛ از آنان کسانىاند که با خدا عهد کردهاند که اگر از کرم خویش به ما عطا کند قطعا صدقه خواهیم داد و از شایستگان خواهیم شد. سوره توبه، آیه 79: الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقَاتِ وَالَّذِینَ لاَ یَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛ کسانى که بر مؤمنانى که [افزون بر صدقه واجب] از روى میل صدقات [مستحب نیز] مىدهند عیب مىگیرند و [همچنین] از کسانى که [در انفاق] جز بهاندازه توانشان نمىیابند [عیبجویى مىکنند] و آنان را به ریشخند مىگیرند [بدانند که] خدا آنان را به ریشخند مىگیرد و براى ایشان عذابى پردرد خواهد بود. سوره نساء، آیه 114: لاَّ خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاَحٍ بَیْنَ النَّاسِ وَمَن یَفْعَلْ ذَلِکَ ابْتَغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْرًا عَظِیمًا؛ در بسیارى از رازگوییهاى ایشان خیرى نیست مگر کسى که [بدین وسیله] به صدقه یا کار پسندیده یا سازشى میان مردم فرمان دهد و هر کس براى طلب خشنودى خدا چنین کند به زودى او را پاداش بزرگى خواهیم داد. سوره احزاب، آیه 35: إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا؛ مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادتپیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان شکیبا و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقهدهنده و مردان و زنان روزهدار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانى که خدا را فراوان یاد مىکنند خدا براى [همه] آنان آمرزشى و پاداشى بزرگ فراهم ساخته است. سوره بقره، آیه 263: قَوْلٌ مَّعْرُوفٌ وَمَغْفِرَهٌ خَیْرٌ مِّن صَدَقَهٍ یَتْبَعُهَآ أَذًى وَاللّهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ؛ گفتارى پسندیده (در برابر نیازمندان) و گذشت (از اصرار و تندىِ آنان) بهتر از صدقهاى است که آزارى به دنبال آن باشد و خداوند بىنیاز بردبار است.امام على (ع): و صدقه السر فانها تکفر الخطیئه و صدقه العلانیه، فانها تدفع میته السوء، صدقه دادن نهانى گناه را پاک و صدقه دادن آشکار مرگ بد را بازدارد (نهج البلاغه، خطبه110). امام سجاد (ع): و حق الصدقه ان تعلم انها ذخرک عند ربک عزوجل و ودیعتک التى لاتحتاج الى الاشهاد علیها فاذا علمت ذلک کنتبما تستودعه سرا اوثق منک بما تستودعه علانیه و تعلم انها تدفع البلایا و الاسقام عنک فی الدنیا و تدفع عنک النار فی الآخره؛ حق صدقه این است که بدانى ذخیره و امانتى است که به خدا مىسپارى و نیازى به شاهد و گواه ندارد. اگر این حقیقت را دریافتى به صدقه پنهانى مطمئنتر خواهى شد تا صدقه علنى و مىفهمى که در دنیا بلاها و بیمارىها را دفع مىکند و در آخرت جلوگیر آتش است (تحف العقول).
هرگاه که ما کوتاهی کنیم فرصت از دستمان میرود. مولا علی(ع)میفرمایند: «الْفُرْصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیر؛6 فرصتهای خیر را غنیمت بشمارید! چرا که مانند ابر میگذرند.» ما در هر لحظه بدون اینکه کسی بفهمد و بدون اینکه تغییری در وضعیت جسمانی ما رخ دهد میتوانیم دل خود را متوجه به خدای متعال و اولیای الهی کنیم. این کار هیچ زحمتی ندارد و چون یاد محبوب است شیرین هم هست و برکات فراوانی را هم برای انسان به دنبال میآورد؛ بلاها را از انسان دفع و شیطان را از او دور میکند، نقصهایش برطرف شده و در کارهای خود موفق میشود. قرآن میفرماید: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِیرًا؛7 ذکر لزوماً ذکر زبانی نیست، بلکه اصل ذکرْ توجه قلبی است و لذا در آیه دیگری میفرماید: فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا؛ نمیفرماید «أو أکثر ذکراً» بلکه میفرماید «أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا». شدت به کیفیت ذکر است. هرچه توجه انسان در هنگام ذکر گفتن بیشتر باشد شدت آن بیشتر است. این کار از همه ما ساخته است. برخی افراد کمی که فراغت پیدا میکنند هزار جور فکر آشفته و غلط، سوءظن نسبت به دیگران، نقشهکشی برای دنیاو ... به ذهنشان میآید و اگر هیچ کدام از اینها نشد با جدول پرکردن، تماشای فیلم و ... سر خود را گرم میکنند. اما با اینکه یاد خدا و اولیای او آن همه برکت دارد لحظهای به یاد خدا نمیافتند. برای هر بار گفتن تسبیحات اربعه، خداوند درختی در بهشت برای گوینده آن میرویاند. ما در هر لحظه میتوانیم درختی برای خود در بهشت غرس کنیم، اما به راحتی این فرصتها را از دست میدهیم. همه گونه سخن از دهان ما خارج میشود، اما برای گفتن تسبیح تنبلی میکنیم. بزرگان ما به قرائت قرآن بسیار سفارش کردهاند وخود همیشه مقید به آن بودهاند. امام با آن اشتغالات فراوان، مقید بودند در شبانهروز چند مرتبه قرآن بخوانند. حال که فرصت داریم، تا میتوانیم باید قرآن بخوانیم. اگر میخواهی محبت خدا را جلب كنی در حركت خود و در اقدام به اعمال نیک عجله کن! در مقابل، مبادا مبتلا به تسویف شوی و امروزوفردا كنی به طوری که اصلا كار نیک ترك شود یا مبتلا به غفلت شوی كه نتیجه آن هم عملا ترك کار نیک است، علاوه بر اینكه دل تو هم قساوت پیدا میكند. اما اگر اهل غفلت نیستی و تصمیم به عمل هم داری مراقب باش كه در عمل سستی نكنی و با سرعت كار خیر را انجام دهی.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان