4 تیر 1404, 13:37
یادداشت | حبیبالله اسداللهی
روز جمعه، تهران بهمثابه قلب تپندهی ایران اسلامی، روایتگر قصهای آشنا اما تازه بود. «بازگویی ایمان، مقاومت و پیوند ناگسستنی با ریشهها». آخرین جمعهی ماه ذیالحجه در سایهی تهدید مداوم ریزپرندهها و بیم حملات موشکی، رنگوبویی دیگر به خود گرفت.
فضای دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف که پیش از این، بیشتر محلی برای عبادت و شنیدن خطبه بود، اکنون مثل برخی از برهههای انقلاب اسلامی، نماد و نمایی است از پایداری و حماسهآفرینی ملی؛ از جسارت و امید باورمندی که با خوف و خطر درآمیخته است.
از وجوه آشکار و بارز این ماجرا، «حضور زنان، بهویژه مادران همراه با کودکان شیرخوار و نونهال» است. انواع پوشش، از چادر سنتی تا مانتوهای کوتاه و بلند کنار هم ایستادهاند. فقط صفوف نماز پر نیست؛ بلکه ترکیب نقش «مادر و کودک» شاهکاری از «حیات و امید در دل تهدید» را به تصویر میکشد.
این حضور فقط کنشی فردی از سر دینداری نیست؛ بلکه میشود لایههای پیچیدهای از فرهنگ، هویت و مقاومت اجتماعی را در آن دید. انگیزههای آمدن زنان چیزی است فراتر از ادای فریضه دینی؛ یعنی «اعلام همبستگی اجتماعی و نشاندادن ادامهی زندگی».
بیفزاییم بر آنها نماد «شفقت» و «حمایتگری» را. آنان اگرچه خود در خطرند، امنیت و آرامش را برای کودکان فراهم میکنند. این تضاد، قدرت و زیبایی چنین حضوری را دوچندان میکند. آوردن کودکان یعنی خلق پدیدهای بین نسلی؛ یعنی انتقال ناخودآگاه سرمایههای فرهنگی و دینی به نسلهای بعد.
این کودکان حتی اگر در آن لحظه، مفهوم خطر را درک نکنند، در معرض تجربهای جمعی قرار میگیرند که به بخشی از هویت جمعی و فردی آنان تبدیل و در ناخودآگاهشان حک میشود. پرشماری زنان در این حضور، پرتوی از همبستگی درونی اجتماعی است؛ درست در زمانی که رسانههای دشمن، تصویر جامعهی متفرق و مرعوب را القا و برجسته میکنند. این، لایهای عمیقتر از انسجام و نوعی سرمایهی اجتماعی پنهان است که در اوضاع بحرانی آشکار میشود.
در بسیاری از فرهنگها فضای عمومی بهویژه عرصههای گرهخورده با خطر و ناامنی، بهشدت مردانه ارزیابی میشود؛ اما این سطح از حضور زنان، کلیشههای سنتی را نیز به چالش میکشاند. این زنان خود را در نقش «محافظتشونده» نمیبینند؛ بنابراین مفهوم شجاعت و پایداری در بستری فراتر از جنسیت بازتعریف میشود.
هنگام تشدید و درشتی ناامنی، آن هم در سطح جنگ فعال، این حضور گسترده زنان و کودکان را نباید به رویدادی خبری تنزل داد؛ بلکه این پدیده «تظاهری اجتماعی» است. پدیدهای که به افراد کمک میکند به بینظمی و بیمعنایی برخاسته از ناامنی و خشونت جنگ، نظم و معنایی دوباره ببخشد.
چنین حضوری است که به افراد برای فرار از احساس تنهایی و انزوای برآمده از به نهایت رسیدن تهدید دشمن، کمک شایانی میکند. نجواهای امیدبخش زنان و کودکان در دل طوفان جنگ تحمیلی اسرائیل بر ایران، هنگام نمازجمعهی خشم و نصرت، تابلویی است زنده از پیچیدگیهای جامعه ایرانی که به بازشناسی تحلیلهای جامعهشناختی یاری میرساند.
متن این قصیده، با خط نستعلیق زیبا به سال 1301 ق. در دارالحکومه کرمانشاهان نگارش یافته است.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان