دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آداب احترام به واردان در مجالس

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که به شما گفته شود: مجلس را وسعت بخشید، وسعت بخشید.
آداب احترام به واردان در مجالس
آداب احترام به واردان در مجالس

آداب احترام به واردان در مجالس

قال الله تعالی: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا» مجادله/11.

در قرآن مجید کرارا در کنار مسائل مهم، به آداب معاشرت از جمله آداب اسلامى مجالس اشاراتى شده است: آداب تحیت و ورود به مجلس، آداب دعوت به طعام، آداب سخن گفتن با پیامبر(ص) و آداب جا دادن به تازه‌واردان به خصوص افراد با فضیلت و پیشگام در ایمان و علم. این بیان به خوبى نشان مى‌دهد که قرآن براى هر موضوعى در جاى خود اهمیت و ارزش ویژه‌ای قائل است و هرگز اجازه نمى‌دهد آداب انسانى به‌خاطر بى‌اعتنایى افراد زیر پا گذارده شود.

قرآن کریم خطاب به مؤمنان می‌فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ...»[1]

«اى کسانى که ایمان آورده‌اید! هنگامى که به شما گفته شود مجلس را وسعت بخشید (و به تازه واردها جا دهید) وسعت بخشید، خداوند (بهشت را) براى شما وسعت مى‌بخشد...»

یکى از آداب مجلس این است که وقتى تازه واردى داخل مى‌شود، حاضران جمع و جورتر بنشینند و براى او جا باز کنند؛ مبادا شخص تازه وارد سرگردان، و احیانا خسته و شرمنده شود. این موضوع یکى از وسائل تحکیم پیوندهاى محبت و دوستى است‌؛ چون گاهى مجلس آن چنان مملو است که بدون برخاستن بعضى، جا براى دیگران پیدا نمى‌شود و یا اگر جایى پیدا شود، مناسب حال آنها نیست؛ لذا در ادامه‌ی آیه مى‌افزاید:

«وَ إِذا قِیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا...»[2]

« و هنگامى که به شما گفته شود برخیزید، برخیزید...»

به این معنا که هنگام برخاستن علت‌جویی نکنید و ناراحت نشوید؛ چرا که گاهی تازه‌واردها از شما براى نشستن سزاوارترند؛ به خاطر خستگى مفرط، کهولت سن، یا به دلیل احترام خاصى که دارند و جهات دیگر. اینجاست که باید حاضران ایثار کنند و این ادب اسلامى را رعایت نمایند. همان‌طورکه در شأن نزول آیه مطرح شده، پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) به جمعى از کسانى که نزدیک او نشسته بودند دستور داد جاى خود را به جمعى از تازه‌واردان بدهند که از مجاهدان جنگ بدر بودند و از نظر علم و فضیلت بر دیگران برترى داشتند.

اشاره‌ی قرآن به اینست که اطاعت از این دستورات، رسیدن به یک هدف مقدس الهى و احترام به پیشگامان در ایمان و علم بوده است‌؛ پس اینکه گروهى این آداب را با طیب خاطر و از صمیم دل انجام مى‌دهند و گروهی دیگر با کراهت و ناخشنودى و یا براى ریا و تظاهر، در پایان آیه مى‌افزاید: «خداوند به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است.»‌

در کتب احادیث نیز صدها روایت درباره‌ی آداب معاشرت با دیگران از پیامبر گرامی اسلام و ائمه‌ی معصومین: نقل شده و نشان مى‌دهد که اسلام تا چه حد در این مسائل حساس، باریک‌بین و حتى سختگیر است. طرز نشستن، سخن گفتن، تبسم کردن، مزاح نمودن، اطعام کردن، نامه نوشتن، نگاه کردن به دوستان و... از جمله نکته‌های ریز و حساسی است که در روایات مورد توجه قرار گرفته و دستورهایى در هر زمینه داده شده است.[3]

امام صادق(ع) از امیر مؤمنان على(ع) نقل می‌کنند که فرمودند:

«لِیَجْتَمِعْ فِی قَلْبِکَ الِافْتِقَارُ إِلَى النَّاسِ وَ الِاسْتِغْنَاءُ عَنْهُمْ یَکُونُ افْتِقَارُکَ إِلَیْهِمْ فِی لِینِ کَلَامِکَ وَ حُسْنِ سِیرَتِکَ وَ یَکُونُ اسْتِغْنَاؤُکَ عَنْهُمْ فِی نَزَاهَةِ عِرْضِکَ وَ بَقَاءِ عِزِّک‌»[4]

«باید در قلب تو نیاز به مردم و بى نیازى از آنها جمع باشد نیازت در نرمى سخن، و حسن سلوک تجلى کند، و بى‌نیازیت در حفظ آبرو و عزت نفس.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS