دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آداب درمان جسم

در طب ابدان قبل از اینکه به اطباء رجوع نمائى به کسى اعتماد کن که به باطن نواقصى که در بدن‌ها پیدا مى‌شود عالم و دانا است، و امور خود را به او (جل جلاله) تفویض کن، و بر وى(جل جلاله) توکل نما
آداب درمان جسم
آداب درمان جسم

نگارنده: رضی‌الدین سیدبن طاووس(رحمة‌الله‌علیه)

مخاطب: پسر سید بن طاووس

موضوع: آداب درمان جسم

در طب ابدان قبل از اینکه به اطباء رجوع نمائى به کسى اعتماد کن که به باطن نواقصى که در بدن‌ها پیدا مى‌شود عالم و دانا است، و امور خود را به او (جل جلاله) تفویض کن، و بر وى(جل جلاله) توکل نما، و ملک او را به او(جل جلاله) تسلیم نما، که در این حال خواهى دید که او طبیب دردها و بى‌نیازکننده از اطبا است، و براى شفاى امراض و علاج بیماری‌ها آنچه را که در آداب تربت شریفه حسینى (علیه السّلام)، و ادعیه منیفه، و تعویذهاى معتبره که از عترت طاهره روایت شده است به‌جاى آور.

و هر گاه به اطباء احتیاج پیدا کردى به استخاره و مشورت از خداوند دواهائى که دستور می‌دهند استعمال کن، به طورى که در کتاب (فتح الابواب) شرح داده‌ام؛ زیرا که او (جل و علا) است که مقدار و مدت مرض و دواى لازم را می‌داند، اما طبیب فقط آنچه ظاهر است‌ می‌داند، و علم به آنچه مخفى و مستور است ندارد، و مقدار و حد مرض و مقدار لازم از دوا را به طورى که زیاده و نقصانى در آن نباشد نمی‌داند.

چنانچه مدت طول مرض را هم نداند، بلکه از روى حدس و ظن مداوا و معالجه می‌کند، و چه قدر از افراد بشر را که در اثر خطاء و غلط ظن خود کشته است.

همانا مکرر دیده‌ایم که شربت‌هائى به مریض داده‌اند که در اثر زیاد بودن از حد لازم موجب مرگ مریض شده است، و چه بسا در اثر خطاء در تشخیص، مرض سخت و طولانى شده، و در حقیقت مرده است اگر چه به صورت زنده است.

و مسلم است که این جسد و آنچه به آن احتیاج دارد همه ملک خداوند است، و حیات و بقاء آن براى او و براى طاعت و خدمت و تقرب جستن به او است(جل جلاله)، و امانتى است که به دست بنده او سپرده شده که فرداى قیامت به حساب آن رسیدگى خواهد شد.

پس اگر براى شفاى امراض در وقت استعمال دواء و مقدار و کیفیت استعمال آن از خداوند(جل جلاله) اذن گیرد از خطر اتلاف نفس ایمن خواهد بود.

و اگر در مشورت و استیذان از حضرتش سستى نمائى و به آن اعتنا نکنى، و در آنچه در دست تو امانت است تلف و هلاکى واقع شود گوئیا تو خود آن را تلف نموده، و آنچه را که به سبب آن اطاعت و بندگى می‌نمودى هلاک و ضایع کرده، پس خسارت و غرامت آن بر تو خواهد بود، و عذر موجه و صحیحى در پیشگاه حضرتش ندارى.[1]

پیام‌ها و نکته‌ها:

1-سالک می‌داند که امور طبیعی به وسیله اسباب ظاهری صورت می‌گیرد اما اگر اذن و مشیت الهی نباشد هیچ سببی را تاثیری نخواهد بود لذا سالک در کمک گرفتن از اسباب طبیعی به سبب اصلی توکل می‌جوید که آگاه به غیب و شهود است.

ای کرده دوا بخشی لطف تو به هــر دردی

من درد تو می‌خواهم دور از همه درمان‌ها[2]

2- زندگی و هر آنچه عاشق دارد برای معشوق است. او دنیا و زندگی در آن را برای طاعت و عبادت برگرفته است
  • [1] - منبع نامه: برنامه سعادت(ترجمه کشف المحجه لثمرة المهجه)؛ سید محمد باقر شهیدى گلپایگانى‌، تهران، مرتضوی، چاپ اول‌، صص170 - 171
  • [2] - سنائی غزنوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشتغال

اشتغال، بر وزن إفتعال از ماده‌ی"شغل" است که در لغت به معنای سرگرم شدن بوده[1] و هرگاه با "عن"[2] متعدی شود، متضمن معنای اعراض (رویگردان شدن) خواهد بود.
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

احکام منادا

این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
Powered by TayaCMS