دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

إبراهیم و «قلب سلیم»

می‌دانیم قلب در اصطلاح قرآن کریم به معنی روح و عقل است؛ بنابراین قلب سلیم به روح پاک و سالمی گفته می‌شود که از هرگونه شرک و شک و فساد خالی است.
إبراهیم و «قلب سلیم»
إبراهیم و «قلب سلیم»

نویسنده: سید جلال متقی موسوی

می‌دانیم قلب در اصطلاح قرآن کریم به معنی روح و عقل است؛ بنابراین قلب سلیم به روح پاک و سالمی گفته می‌شود که از هرگونه شرک و شک و فساد خالی است.

- قرآن مجید بعضی از قلوب را به عنوان «قاسیه» (قساوت‌مند) توصیف کرده (سوره مائده13)

- و گاه قلوبی را به عنوان ناپاک معرفی نموده (مائده-41)

- قلب‌هائی را بیمار معرفی می‌کند (بقره-6)

- و قلب‌هائی را مهر خورده و بسته (توبه-87)

و درمقابل آن‌ها «قلب سلیم» را مطرح می‌کند که هیچ‌یک از این عیوب در آن نیست، هم پاک است، و هم نرم و پرعطوفت، هم سالم است و هم انعطاف پذیر در مقابل حق.

این همان قلبی است که به عنوان «حرم خدا» در روایات توصیف شده، چنانکه در حدیثی از امام صادق‌(ع) می‌خوانیم:

«القلب حرم الله فلا تسکن حرم الله غیرالله»

«قلب حرم خداست غیر خدا را در حرم خدا ساکن مکن».[1]

این همان قلبی است که می‌تواند حقایق غیب را ببیند و به ملکوت عالم بالا نظر کند، چنانکه در حدیثی از پیامبر‌(ص) آمده است:

«لولا ان الشیطان یحوطون علی قلوب بنی‌آدم لنظروا الی‌الملکوت».

«اگر شیاطین قلوب فرزندان آدم را احاطه نکنند، آنان می‌توانند به جهان ملکوت نظر افکنند».[2]

در هر حال بهترین سرمایه برای نجات در قیامت همین «قلب سلیم» است و همان بود که حضرت ابراهیم‌(ع) با آن به بارگاه پروردگارش شتافت و فرمان رسالت را دریافت کرد.

این سخن را با حدیث دیگری پایان می‌دهیم:

«إنّ الله فی عباده آنیة و هوالقلب فأحبها إلیه «أصفاها» و «أصلبها» و «أرقها»: أصلبها فی دین أمه، و أصفاها من‌الذنوب، أرقها علی الاخوان»

«خداوند در میان بندگانش ظرف و پیمانه‌ای دارد به نام «دل» که از همه‌ی آن‌ها بهتر همان ظرفی است که صاف‌تر محکم‌تر و لطیف‌تر باشد: از همه محکم‌تر در دین خدا، از همه پاک‌تر از گناهان، از همه لطیف‌تر در مقابل برادران دینی»[3]

    پی نوشت:
  • [1] . بحارالانوار، جلد 70، ص 25
  • [2] . بحارالانوار، جلد 70 ،ص 59
  • [3] . بحارالانوار، جلد 70 ، ص 56
    روزنامه ی کیهان، پنجشنبه، 29 اردیبهشت 1384، سال شصت وسوم، شماره 18234

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS