دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق اسلامی و نکوهش غیبت و بدگویی

بخش وسیعی از تعالیم اسلامی را تعالیم و مقررات اخلاقی و اجتماعی تشکیل می‌دهد که کمتر در دیگر مکاتب می‌توان دید.
اخلاق اسلامی و نکوهش غیبت و بدگویی
اخلاق اسلامی و نکوهش غیبت و بدگویی
نویسنده: عارف یزدان شناس

بخش وسیعی از تعالیم اسلامی را تعالیم و مقررات اخلاقی و اجتماعی تشکیل می‌دهد که کمتر در دیگر مکاتب می‌توان دید. اسلام با دید اخلاقی سعی در تأمین سعادت و اهداف حیات اجتماعی مسلمانان دارد. بخش وسیعی از تعالیم اسلامی را تعالیم و مقررات اخلاقی و اجتماعی تشکیل می‌دهد که کمتر در دیگر مکاتب می‌توان دید. اسلام با دید اخلاقی سعی در تأمین سعادت و اهداف حیات اجتماعی مسلمانان دارد. مسلمانان را به انجام امور و اعمال نیکو چون احسان و نیکوکاری، تعاون، نوع دوستی و کمک به نیازمندان و دیگر فضایل اخلاقی دعوت کرده و از انجام رذایل و زشتی ها که باعث سقوط کل اجتماع از سعادت معنوی و دنیوی می‌شود باز می‌دارد. یکی از این رذایل اخلاقی که به شدت مذموم شمرده شده و در روایات و احادیث افراد را از آن بر حذر داشته اند، غیبت و بدگویی از دیگر مسلمانان است.‌

از نظر اسلام غیبت بر هر مسلمانی حرام و غیبت کننده گناهکار است. غیبت آن است که کسی را به صفتی یاد کنی که نزد حق آن غیبت نباشد، یا کسی را ذم کنی در حالی که اهل علم آن را بد می‌دانند، غیبت چنان انسان را محو می‌کند همان طوری که آتش هیزم و چوب را می‌خورد. امام صادق (ع) فرمود: "الغیبته حرام علی کل مسلم و انها لتا کل الحسنات کما تاکل النار الحطب ". غیبت کردن بر هر مسلمانی حرام است و همانا غیبت گناهی است که مانند آتشی که هیزم را می‌سوزاند کارهای ثواب و خیر را از بین می‌برد.

برای کلمه غیبت دو تعریف آمده است: اول اینکه انسان در غیاب و پشت سر کسی سخنانی بگوید که او دوست ندارد این سخنان درباره‌اش زده شود و هدف گوینده‌اش آن باشد که به آن شخص اهانت کند و او را تحقیر نماید. دوم: انسان مردم را متوجه غیبت شخصی بکند که او دوست ندارد درباره اش چنین کاری انجام شود و گوینده و انجام دهنده هدفش از این کار تحقیر و توهین شخص غیبت شده باشد.

ریشه و سبب غیبت گاهی حسد، زینت دادن کلام یا تسکین خشم و یا منافرت به آن شخص و امثال اینها می‌باشد که همه به سلامتی نفس ضرر می‌زند و او را در قیامت به عذاب می‌اندازد. عموماً غیبت با گناهان و زشتی های اخلاقی دیگر همراه است و موجبات گناهان دیگری در فرد و از آنجا به افراد دیگر می‌شود. غیبت با دروغ گویی و تهمت زدن به فرد غایب همراه می‌گردد و هم کسی که سخن گو و هم شنونده را دچار گناه می‌کند و برای رفع گناه باید از غیبت شونده حلالیت بطلبند. خداوند متعال به موسی (ع) وحی فرمود: شخص غیبت کننده هر گاه توبه کند آخرین فردی خواهد بود که به بهشت وارد شود و اگر موفق به توبه نگردد اولین فردی خواهد بود که وارد جهنم و دوزخ می‌شود. حرام و گناه بودن غیبت علاوه بر اینکه از مسائل غیر اخلاقی اجتماعی است بلکه از گناهان کبیره و هلاک کننده است چون صریحاً در آیات قرآنی در برابر آن آتش داده شده است.

خداوند متعال در قرآن به طور آشکار عمل غیبت را نکوهش کرده و غیبت کننده را به شخصی مانند می‌کند که گوشت برادرش را در حالت مردگی می‌خورد. "و لا یغتب بعضکم بعضاً ایحب احدکم ان یأکل لحم اخیه میتاً فکرهتموه... " رسول خدا‌(ص) فرموده‌اند: تمام خون، مال، آبرو و شخصیت مسلمان مورد احترام است. یعنی هیچ کس حق ندارد معترض مال، خون یا ناموس یا شخصیت فردی مسلمان شده و آنها را مورد تعرض قرار دهد و غیبت تعرض و بی احترامی به عرض و شخصیت انسان است و رسول خدا(ص) در این حدیث آبرو و عرض مسلمانان را در ردیف مال و خون او قرار داده است. بدین ترتیب عبادت تنها نماز و روزه نیست بلکه عمده عبادت در خود داری از عرض مردم و احترام به شخصیت آنها است.

مقاله

نویسنده عارف یزدان شناس

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS