دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادب نگاهداشتن

No image
ادب نگاهداشتن

ادب نگاه داشتن از آداب سیر و سلوک نسبت به جناب مقدّس حضرت ربّ العزّة و خلفاى او است. ادب آنست که ممکن حدود امکانى خود را فراموش نکند و این با ارادت و محبّت فرق دارد. چه معناى ادب عبارت است از توجّه به خود که مبادا از حریم خود تجاوزى شده باشد و آنچه خلاف مقتضاى عبودیّت است از او سرزند. زیرا که ممکن در برابر واجب حدّ و حریم دارد و لازمه حفظ این ادب، رعایت مقتضیات عالم کثرت است. ولى ارادت و محبّت، انجذاب است به حضرت احدیّت و لازمه‌اش توجّه به وحدت است.

نسبت ارادت و ادب مانند نسبت واجب است به حرام در احکام، چه سالک در اتیان واجب توجّه به سوى محبوب دارد، و در اجتناب از حرام توجّه به حریم خود دارد تا مبادا از حدود امکانى و مقتضاى عبودیّت خود خارج شود. و در حقیقت بازگشت ادب به سوى اتّخاذ طریق معتدل بین خوف و رجاء است، و لازمه عدم رعایت ادب کثرت انبساط است که چون از حدّ گذرد مطلوب نخواهد بود.

مرحوم حاج میرزا على آقاى قاضى (رضوان الله علیه)

مقام انبساط و ارادتش غلبه داشت بر خوف ایشان، و همچنین مرحوم حاج شیخ محمّد بهارى (رحمة الله علیه) اینطور بود، در مقابل، حاج میرزا جواد آقاى ملکى تبریزى (رضوان الله علیه) مقام خوف ایشان غلبه داشت بر رجاء و انبساط، و این معنى از گوشه و کنار سخنانشان مشهود است. آن که انبساط او بیشتر باشد او را «خراباتى» گویند، و آن که خوف او افزون باشد او را «مناجاتى» نامند. ولى کمال در رعایت اعتدال است و آن عبارت است از حائز بودن کمال انبساط در عین کمال خوف که فقط در ائمّه طاهرین (صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین) موجود است.

آورده‌اند چون در نزد حضرت امام صادق (علیه السّلام) درباره ایشان غلوّ گفته شد آن حضرت فورا به خاک افتاد و جبین مبارکش را بر خاک ‌مالید.

مرتبه کامل ادب آنست که سالک در همه احوال خود را در محضر حضرت حقّ (سبحانه و تعالى) حاضر دانسته و در حال تکلّم و سکوت، در خوردن و خوابیدن، در سکون و حرکت و بالأخره در تمام حالات و سکنات و حرکات، ادب را ملحوظ دارد. و اگر سالک پیوسته توجّه به أسماء و صفات الهى داشته باشد، ادب و کوچکى بر او مشهود خواهد شد

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

الفاظ نیابت کننده از فاعل

"مفعول‌به" در نیابت از فاعل بر سایر الفاظ مقدم است و به عبارت دیگر با وجود "مفعول‌به" در کلام، نیابت سایر الفاظ صحیح نیست
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
Powered by TayaCMS