دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادله حسن و قبح عقلی افعال

No image
ادله حسن و قبح عقلی افعال

كلمات كليدي : حسن و قبح عقلي، حسن و قبح شرعي

نویسنده : سيد ايوب هاشمي – جابر توحيدي اقدم

امامیه و معتزله که طرف‌دار حسن و قبح عقلی افعال اختیاری هستند دلایل متعددی بر مدعای خود اقامه کرده‌اند از جمله:

1- همه ما انسان‌ها با صرف‌نظر از تعالیم شرعی و دینی به روشنی درمی‌یابیم که برخی از افعال زشت و بد هستند و بعضی نیکو و خوب؛ مانند حسن عدل و راستگویی و قبح ستم و دروغ‌گویی، و در این مسأله بین پیروان ادیان آسمانی و منکران آن هیچ اختلافی نیست. بدین ترتیب روشن می‌گردد که درک کننده حسن و قبح افعال، عقل عملی انسان‌ها است، که در پیروان شرایع و منکران آن مشترک است.[1]

2- انکار حسن و قبح عقلی افعال، انکار حسن و قبح شرعی نیز هست؛ زیرا اگر ما حسن و قبح افعال را نشناسیم حکم به قبح دروغ گویی و حسن راست‌گویی نمی‌کنیم، بنابراین نمی‌توانیم به راستی و مطابق با واقع بودن وعده و وعید‌های خداوند حکم کنیم و وجود بهشت و ثواب نیکوکاران و جهنم و عقاب بدکاران را باور کنیم.چرا که ممکن است این اخبار دروغ باشد و دروغ بودن آنها نزد شارع مقدس، نیکو بوده است.[2]اما اگر حسن و قبح افعال را عقلی بدانیم،هیچ‌گونه نتیجۀ نادرستی را همراه نخواهد داشت؛ چون صدق کلام خداوند متوقف بر قبح عقلی کذب است و با اثبات کلام خداوند صدق آن نیز ضرورتاٌ اثبات می‌شود.

به بیان دیگر چنان چه حسن و قبح عقلی را نپذیریم اگر پیامبری بگوید: دروغ‌گویی قبیح و زشت است، نمی‌توان این سخنش را باور کرد زیرا چه بسا دروغ می‌گوید و حتی پیامبری او را نیز نمی‌توان باور کرد، چون بر اساس نفی حسن و قبح عقلی، خلاف حکمت بر خداوند ناپسند نیست و تصدیق دروغ‌گو نیز قبیح نیست و بعید نیست کسی به دروغ ادعای پیامبری کند و خداوند معجزات را بر دست او جاری سازد و او را تصدیق کند. او نیز بسیاری چیزها را که خدا منع نکرده برای مردم حرام کرده و چیزهایی که به آن امر نکرده را واجب گرداند. پس با نفی حسن و قبح عقلی همه این احتمالات ممکن است.[3]

3- اگر حسن و قبح عقلی صحیح نباشد لازمه‌اش آن است که بتوان عکس قضیه را نیز در موارد حسن و قبح شرعی جایز دانست؛ یعنی اگر ستم کردن شرعاٌ قبیح است می‌تواند حسن و نیکو نیز باشد؛ زیرا ذاتاٌ قبیح نیست تا نتوان آن را حسن دانست، بلکه می‌توان به وسیله اعتبار کننده و شارع جایگاهش را عوض کرد و ظلم را نیکو و عدل را زشت شمرد، با این که در همه این موارد، خردمندان به ثبات این امور حکم می‌کنند؛ پس روشن می‌شود که حسن عدل و احسان و زشتی ستم‌گری و بدکاری و... به دست اعتبار کننده نیست و اگر شارع مقدس هم در این موارد حکم کند حکمش در واقع ارشاد و راهنمایی به آنچه حکم می‌کند، می‌باشد نه این که حکمی جدید و بی‌سابقه جعل باشد.[4]

مقاله

نویسنده سيد ايوب هاشمي – جابر توحيدي اقدم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS