دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ارث غایب مفقودالاثر

No image
ارث غایب مفقودالاثر

كلمات كليدي : اهليت تمتّع، حمل، جنين، غايب مفقودالاثر، نكاح منقطع، خنثي، ارث

نویسنده : محمد حسين رامين

ارث در لغت به معنای انتقال غیر قراردادی چیزی، از شخص به دیگری است[1]و همچنین به معنای بقیه‌ و باقی‌مانده‌ی چیزی نیز می‌باشد.[2] در اصطلاح حقوقی مقصود از آن، انتقال مالکیت اموال میت، پس از فوت به ورّاث او می‌باشد.[3] قانون‌گذار در کلام خود کسی را که ارث می‌برد وارث، و متوفی را مورّث، و اموال و دارائی متوفی در حین فوت وی را، ترکه می‌نامد.[4]

به موجب ماده‌ی 1011 ق.م هرگاه کسی مدت نسبتاً طولانی در اقامتگاه خود حاضر نباشد و از او به هیچ‌وجه خبری در دست نباشد، غایب مفقودالاثر نامیده می‌شود. قانون‌گذار احکام مربوط به اداره‌ی اموال چنین شخصی را در مواد 1011 الی 1030 ق.م و همچنین مواد 126 الی 161 ق.ا.ح بیان نموده است. لیکن در مورد ارث بردن چنین شخصی باید گفت، تا زمانی که حکم موت فرضی غایب، صادر نشده است، حیات وی استصحاب می‌شود، یعنی زنده فرض می‌شود و می‌تواند از مورّث خود ارث ببرد.[5]

تامین سهم الارث غایب مفقودالاثر

به استناد ماده‌ی 879 ق.م اگر میان ورثه‌ی متوفی، غایب مفقودالاثری باشد، سهم الارث او باید، تا روشن شدن قطعی وضعیت وی، تأمین و حفظ گردد. در صورتی که محقق گردد غایب، قبل از مورّث مرده است، سهم او به سایر وراث بر می‌گردد و الا به خود او می‌رسد و در صورتی که معلوم شود پس از مرگ مورّث، مرده است، به ورثه‌ی او خواهد رسید.[6]

اداره‌ی سهم‌الارث غایب مفقودالاثر

به استناد مواد 151و 303 و 321 ق.ا.ح و 1012 ق.م، هر‌گاه بین ورثه متوفی، شخص غایبی باشد که قبلاً برای اداره‌‌ی اموال خود کسی را معین نکرده باشد و کسی هم نباشد که قانوناً حق تصدی اموال وی را داشته باشد، دادگاه برای او امینی معین کرده و سهم‌الارث غایب را به او می سپارد. بعد از صدور حکم موت فرضی غایب، یا معلوم شدن موت حقیقی یا زنده بودن وی، سمت امین زائل می‌شود. (م 135 ق.ا.ح)

مقاله

نویسنده محمد حسين رامين
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
Powered by TayaCMS