دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعتراض

No image
اعتراض

كلمات كليدي : اعتراض، حشو، علم معانی، علم بدیع، اطناب، حشو ملیح، حشو زائد، حشو متوسط

اصطلاحی است از مباحث اطناب در علم معانی، و همچنین در علم بدیع. اعتراض یا حشو آن است که در میانِ سخن لفظی یا عبارتی آورند که در سیاقِ اصلی سخن به آن نیازی نباشد. مانند:

غیر از هنر که تاجِ سرِ آفرینش است

بنیادِ هیچ ســلطنتی جاودانه نیست

در این بیت عبارتِ «که تاجِ سرِ آفرینش است» حشو است که در میانِ سخنِ اصلی آمده است.

انواع حشو:

1- حشو ملیح: حشوی است که در آن نکته‌ای لطیف باشد، و بر زیبایی سخن بیفزاید، مانندِ عبارتِ «که از کار برده دست و دلم»، در این بیت:

به غیرِ عشق که از کار برده دست و دلم

نمـــی‌رود دل و دســتم به هیچ کــارِ دگر

(صائب)

و فقط همین گونه از حشو را در شمارِ صنایعِ علم بدیع می‌توان آورد.

2- حشوِ متوسّط: حشوی است که بر زیبایی سخن چیزی نیفزاید، امّا آوردنِ آنعیب محسوب نشود، مانندِ عبارتِ «ای سروِ گل اندام» در این بیت:

با چنین شکل و شمایل که تو داری باشد

همه کس را به تو ای سروِ گل اندام طمع

3- حشوِ قبیح: حشوی است که به کلّی زاید باشد، و از زیبایی سخن بکاهد. بنابراین حشوِ قبیح از عیوبِ سخن به شمار می‌آید. مانندِ کلمۀ «مُسَتَّر» در این بیت:

از بس که بارِ منّتِ تو بر تنم نشست

در زیـــــرِ مـــنّتِ تو نهـــان و مُسَتَّرم

(کمالی)

که با وجودِ کلمۀ «نهان»، ذکرِ «مستّر» زاید و خالی از فایده است.

نوعی از حشو قبیح آن است که دو واژۀ هم‌معنی را در یک عبارت آورند، چنان‌که ذکرِ یکی زاید باشد، مانند «نهان» و «مُسَتَّر» در بیتِ مذکور.

نوع دیگر حشو قبیح آن است که دو واژه در کلام آید، که هم معنی نباشد، امّا معنی یکی از دیگری گرفته شود، مانند:

گفتم هوسِ ساعدِ دستش نکنم

اکنون که به گردنم درآمد چه کنم

در این بیت، از ذکرِ «ساعد»، مفهومِ «دست» فهمیده می‌شود، زیرا «ساعد» به «دست» اختصاص دارد، و در عضوی دیگر متصوّر نیست.

در اعتراض ممکن است مقاصد بسیاری، همچون تنزیه، دعا، تنبیه، تأکید، مطابقه و استعطاف، بیانِ سبب، و مدح منظور باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

احکام منادا

این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
No image

عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول"

این نوشتار ابتدا به تعریف "مصدر صریح" و "مصدر مؤول" اشاره داشته و در ادامه به بررسی عوامل مؤثر در کاربرد "مصدر مؤول" می‌پردازد و در پایان برخی فرقهای میان مصدر صریح و مؤول بیان می‌شود.
No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
Powered by TayaCMS