دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
الهى! به تو پناه مى برم
الهى! به تو پناه مى برم

وَ مِنْ دُعاء كانَ يَدْعُو بِهِ امیرالمؤمنین علی عَلَيْهِ السَّلامُ كَثيراً:الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ يُصْبِحْ بى مَيِّتاً وَ لاسَقيماً، وَ لامَضْرُوباً عَلى عُرُوقى بِسُوء، وَ لامَأْخُوذاً بِاَسْوَأِ عَمَلى، وَ لامَقْطُوعاً دابِرى، وَ لامُرْتَدّاً عَنْ دينى، وَ لامُنْكِراً لِرَبّى، وَ لامُسْتَوْحِشاً مِنْ ايمانى،وَ لامُلْتَبِساً عَقْلى، وَ لامُعَذَّباً بِعَذابِ الاُْمَمِ مِنْ قَبْلى. اَصْبَحْتُ عَبْداً مَمْلُوكاً ظالِماً لِنَفْسى، لَكَ الْحُجَّةُ عَلَىَّ وَ لا حُجَّةَ لى، وَ لااَسْتَطيعُ اَنْ آخُذَ اِلاّ ما اَعْطَيْتَنى، وَ لااَتَّقِىَ اِلاّ ما وَقَيْتَنى.

اللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ اَنْ اَفْتَقِرَ فى غِناكَ، اَوْ اَضِلَّ فى هُداكَ،اَوْ اُضامَ فى سُلْطانِكَ، اَوْ اُضْطَهَـدَ وَ الاَْمْـرُ لَـكَ.

اللّهُمَّ اجْعَلْ نَفْسى اَوَّلَ كَريمَة تَنْتَزِعُها مِنْ كَرائِمى، وَ اَوَّلَ وَديعَة تَرْتَجِعُها مِنْ وَدائِع  ِ نِعَمِكَ عِنْدى.
اللّهُمَّ اِنّا نَعُوذُ بِكَ اَنْ نَذْهَبَ عَنْ قَوْلِكَ، اَوْ نُفْتَتَنَ عَنْ دينِكَ،اَوْ تَتايَعَ بِنا اَهْواؤُنا دُونَ الْهُدَى الَّذى جاءَ مِنْ عِنْدِكَ.

***
 ترجمه:
از دعاهاى امیرالمؤمنین علی علیه السلام که آن حضرت زياد مى خواند:       
سپاس خداى را كه مرده و بيمار به عرصه روزم درنياورده، و بدى و بيمارى بر رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده،
نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه بنده اى در اختيار مولايم و بر نفس خويش ستمكارم، تو را بر من حجّت است و مرا بر تو حجّت نيست، جز آنچه عطا كنى قدرت گرفتن ندارم، و توان حفظ خود را ندارم مگر تو مرا حفظ كنى.
الهى! به تو پناه مى برم از اينكه در بى نيازى تو فقير شوم، يا در هدايتت گمراه گردم،يا در سلطنتت مورد ستم واقع شوم، يا به خوارى نشينم و حال اينكه امر به دست توست.
بار خدايا! جانم را اوّل عضو با ارزشى از اعضاى با ارزشم قرار ده كه از من مى ستانى، و نخستين وديعـه از ودايـع نعمتت بر من كه بـاز مى گـردانى.
خداوندا! به تو پناه مى بريم از اينكه از گفته تو بيرون رويم، يا از دينت رو گردانده به گمراهى افتيم،
يا پيش از هدايتـى كه از جانب تو آمـده هواها و هوسـها به ما دسـت يابد.
منبع :نهج البلاغه، فرازي از خطبه 206.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS