دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام خمینی

No image
امام خمینی

وى درباره شناخت از امام و خاطرات خود از ایشان نیز مى نویسد:

«کسانى هستند که در هر بعدى از ابعاد روحى خود ممتازند. مثال روشن تر براى این موضوع حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) است. چون استاد بزرگوارمان حضرت امام فرزند آقا امیرمؤمنان(علیه السلام) بود و فرزند باید شباهتى به پدر داشته باشد، این روحیه را از پدر بزرگوارش به ارث برده بود. ما روحیه هاى مختلف را که غالباً در یک فرد جمع نمى شود در ایشان مى دیدیم و هر روحیه در جاى خود درکمال وجود داشت. مثلاً هنگامى که ایشان در مدرسه فیضیه درس اخلاق مى فرمودند نصایحشان براى ساختن یک فرد... آنچنان مؤثر بود که گویى ایشان یک استاد اخلاق و مرد زاهد و عابد و.. زمان است.... وقتى فقه و اصول براى ما بیان مى کرد چنان قوى بود که گویى شیخ بزرگوار انصارى یا مرحوم آقاى حاج شیخ عبدالکریم حائرى است... همین شخصیّت وقتى وارد مسایل عرفانى و فلسفى مى شد، عرفان نظرى او یک عرفان عظیمى است که اگر ایشان وارد کثرات نمى شد و عرفان را تعقیب مى کرد، از محى الدّین ]ابن عربى[ هم بالاتر بود... از طرف دیگر همین شخصیّت زاهد عارف یا فقیهى که سالیانى در مدرسه زندگى کرد. یا فیلسوف و عارفى که درس خداشناسى مى داد وقتى که انقلاب را از پانزده خرداد (1341 هـ .ق.) شروع کرد، مانند شیر غرید هیچ ابایى از هیچ مسأله اى نداشت و تا آخر نهضت را گرفت. بعد از پیروزى انقلاى هم دیدیم که در اداره مملکت بسیار هوشیار بود».([63])

آیت الله سبحانى با شناخت عمیق از استادش، نقش او در تحقّق موازین اسلامى را به خوبى ترسیم مى کند و مى نویسد:

«کسانى که در فقه اسلام وارد نیستند، صد سال است که مى گویند رابطه بین جهان متغیر و فقه لازم است. فقه ما ثابت است در حالى که جهان متغیر است، چگونه مى تواند ثابت متغیر را اداره کند.

امام این وهم را شکست و گفت: فقه اسلام در عین حالى که قوانین ثابتى دارد، با حفظ ثبات قوانین، حالت پویایى دارد و مى تواند در تمام ابعاد پاسخگوى همه نیازهاى جامعه کنونى و آینده باشد. امام این معادله را که تصور مى شد غیر ممکن است، ممکن کرده، به واقعیت رساند. ایشان عملاً ثابت کرد که ایدئولوژى اسلامى پاسخگوى تمام نیازهاى بشر است. روزگارى یکى از سفراى کشورهاى عربى به قم آمد و با ما صحبت کرد، گفت، ثبت الامام السّیّد روح الله الموسوى الخمینى بِانَّ الاسلام دین للماضى و للحال و للمستقبل.»([64])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS