دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امان از عدل الهی

... و اى فرزندم محمد، بدان که اگر خداوند (جل جلاله) با ما به عدل خود رفتار نماید هرگز براى ما بقائى نخواهد بود و کار ما به هلاکت و دمار خواهد کشید؛ زیرا که وفاى به حق حضرتش ننموده، و در حضور جنابش به آن اندازه که از دیگران رعایت کنیم رعایت نمى‌نمائیم،
امان از عدل الهی
امان از عدل الهی

نگارنده: رضی‌الدین سیدبن طاووس(رحمة‌الله‌علیه)

مخاطب: پسر سید بن طاووس

موضوع: امان از عدل الهی

... و اى فرزندم محمد، بدان که اگر خداوند (جل جلاله) با ما به عدل خود رفتار نماید هرگز براى ما بقائى نخواهد بود و کار ما به هلاکت و دمار خواهد کشید؛ زیرا که وفاى به حق حضرتش ننموده، و در حضور جنابش به آن اندازه که از دیگران رعایت کنیم رعایت نمى‌نمائیم، و به قدرى که از بندگان او که سر تا پا به وى محتاجند تعظیم و تجلیل مى‌نمائیم تجلیل و تعظیم او نمى‌کنیم، و در آن حال هم نیستیم که بیش از بندگان ذلیلش از او (جل جلاله) تعظیم و تکریم نمائیم و چه بسا که به آنان متوجه و مشغول شده و از او (جل جلاله) اعراض نمائیم، و به ظاهر و زبان به او متوجه شده و به باطن و قلب به غیر او متوجه هستیم.

پس اگر روح ما را قبض نماید، و آنچه به ما احسان فرموده و عنایت نموده است از ما سلب نماید، و نان و آب ما را قطع کند، و در گرداب غضبش قرارمان دهد، هر آینه ـ به حق خودش قسم ـ مستحق آن هستیم.

چگونه چنین نباشد؟ و حال آن‌که با عقل و سایر قواى خود که از مواهب او است آن‌گونه بهره برده‌ایم که خود را در معرض مؤاخذه و سخط و غضب او (جل جلاله) در آورده‌ایم و قدم در ساحت قدس حضرتش نهاده‌ایم در حالتى که به حرمت و عظمت او (جل جلاله) استخفاف‌کننده هستیم.

پس بر حذر باش از اینکه این امور را خوار و حقیر شمرده و به آنها اهمیت ندهى، که کار جاهلان و غافلان است، و هرگز بایشان تاسى مکن و از آنان پیروى منما که خداوند (جل جلاله) می‌فرماید:

« و لن ینفعکم الیوم اذ ظلمتم انکم فى العذاب مشترکون» (زخرف/ 38) [1]

ولى امروز دیگر این حرف‌ها ]آرزوی دوری از رفیق سوء[ سودى به حالتان ندارد، چون ستم کردید، و همه شما در عذاب شریکید.

پیام‌ها و نکته‌ها:

1- سالک آنچه را که خالق یکتا ارزانی داشته است در راه وصال او به کار می‌گیرد. بدینسان هر چه دارد توشه راه است:

جاهلان را در چــــــراگه دام هســت و دانه نی

عاشقان را باز در ره دانه هست و دام و نیست[2]

2- باید پناه برد به فضل الهی و عرضه داشت آنچه گناه می‌کنم از روی جهل و غفلت است نه به جهت کوچک شمردن عظمت و سلطه او.

  • [1] - منبع نامه: برنامه سعادت(ترجمه کشف المحجه لثمرة المهجه)؛ سید محمد باقر شهیدى گلپایگانى‌، تهران، مرتضوی، چاپ اول‌، بی‌تا، ص127 (با تصرفی اندک در ترجمه)
  • [2] - سنائی غزنوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

احکام منادا

این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
No image

اصل در فاعل

این نوشتار به بررسی چند اصل در فاعل پرداخته و در ضمن هر اصل از امکان مخالفت با آن و موارد مخالفت در صورت امکان، بحث می‌کند.
No image

ادات تحضیض

"تحضیض" مصدر باب "تفعیل" از ماده‌ی "حضّ" و در لغت به معنای تشویق و ترغیب به همراه مبالغه و تأکید در آن است. در اصطلاح نحو "تحضیض" عبارت است از ترغیب قوی و شدید بر انجام یا ترک عملی و "ادات تحضیض"، حروفی هستند که این معنا را افاده می‌دهند.
Powered by TayaCMS