دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امراض بی درد روح

خدا نکند انسان به امراض بی درد مبتلا گردد، مرضهایی که درد دارد انسان را وادار می کند که در مقام علاج برآید، به دکتر و بیمارستان مراجعه کند، لیکن مرضی که بی درد است و احساس نمی شود بسیار خطرناک می باشد وقتی انسان خبردار می گردد که کار از کارگذشته است .
امراض بی درد روح
امراض بی درد روح

نویسنده : حضرت امام خمینی (ره)

خدا نکند انسان به امراض بی درد مبتلا گردد، مرضهایی که درد دارد انسان را وادار می کند که در مقام علاج برآید، به دکتر و بیمارستان مراجعه کند، لیکن مرضی که بی درد است و احساس نمی شود بسیار خطرناک می باشد وقتی انسان خبردار می گردد که کار از کارگذشته است . مرضهای روانی اگر درد داشت باز جای شکر بود بالاخره انسان را به معالجه و درمان وا می داشت ولی چه توان کرد که این امراض خطرناک ، درد ندارد، مرض ‍ غرور و خودخواهی بی درد است ، معاصی دیگر بدون ایجاد درد، قلب و روح را فاسد می سازد. این مرضها نه تنها درد ندارد بلکه ظاهر لذتبخشی نیز دارد، مجالس و محافلی که به غیبت می گذرد خیلی گرم و شیرین است حب نفس و حب دنیا که ریشه همه گناهان است لذتبخش می باشد و قهرا انسان اگر از مرضی لذت برد و درد هم نداشت دنبال معالجه نخواهد رفت . و هرچه به او اعلام خطر کنند که این مرض کشنده است باور نخواهد کرد.اگر انسان به مرض دنیا پرستی و هواخواهی مبتلا شد، محبت دنیا قلب او را را فرا گرفت از غیر دنیا و مافیها بیزار شود)العیاذبالله (نسبت به خدا و بندگان خدا و پیامبران و اولیاء الهی و ملائکة الله دشمنی می ورزد و احساس حقد و کینه می کند و آنگاه که فرشتگان به امر خدای سبحان برای گرفتن جآن او می آیند سخت احساس تنفر و انزجار می کند زیرا می بیند که خداوند و ملائکة الله می خواهند او را از محبوبش (دنیا و امور دنیوی)جدا سازند [1].

    منبع:جهاد با نفس یا جهاد اکبر، حضرت امام خمینی (ره)
    پی نوشت:
  • [1] ‌‌- ‌جهاد‌ ‌با‌ ‌نفس‌ ‌یا‌ ‌جهاد‌ ‌اکبر،‌ ‌ص‌ ‌‌56‌‌ ‌و‌ ‌‌57‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS