دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امیراصلان افشار

No image
امیراصلان افشار

كلمات كليدي : تاريخ، پهلوي، اميراصلان افشار، مجلس شوراي ملي، وزيرمختارز

نویسنده : مرتضي حسني نسب

امیراصلان افشار فرزند جان‌محمد در سال 1298ه.ش در شهر مراغه به دنیا آمد[1]. وی تحصیلات ابتدایی خود را در ایران گذراند و پس از طی تحصیلات مقدماتی، برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفت و پس از تحصیل در کشورهای آلمان، اتریش و سویس، دکترای خود را دریافت نمود. امیراصلان افشار در سال 1326ه.ش به ایران بازگشت و مدتی در وزارت امور خارجه به کار مشغول شد. سپس مدتی نیز به عنوان دبیر سوم سفارت ایران، در لاهه بود. امیراصلان افشار پس از اشتغال در سفارت لاهه به ایران آمد و در سال 1328ه.ش با دختر محمد ساعد مراغه نخست‌وزیر دوره رضاخان ازدواج نمود[2] و به واسطه این ازدواج توانست به مشاغل مهمی دست یابد.
امیراصلان افشار در سال 1335ه.ش، در دوره نوزدهم انتخابات مجلس شورای ملی از طرف شهر مراغه به مجلس راه یافت. وی همچنین در دوره بیستم مجلس نیز از شهر مراغه در مجلس شورای ملی حضور داشت و تا پایان کار این مجلس در سال 1339ه.ش از اعضای مجلس بود[3]؛ درباره حضور و فعالیت‌های وی در مجلس، گزارشی به دست نیامد.
پس از انحلال مجلس بیستم توسط امینی نخست‌وزیر وقت، امیراصلان افشار مجدد به وزارت امور خارجه بازگشت و در شورای عالی وزارت امور خارجه به مقام وزارت مختاری رسید. وی در سال 1346 ه.ش به عنوان سفیر کبیر به اتریش رفت[4] و سپس در مهرماه سال 1348ه.ش به سفارت آمریکا رفت و به عنوان سفیر کبیر ایران در آمریکا، تا اسفندماه سال 1351ه.ش مامور آن سفارت گردید[5]. بعد از آن در سال 1352ه.ش به عنوان سفیر آلمان به آن کشور سفر نمود و مدت چهار سال عهده‌دار این منصب بود[6].
امیراصلان افشار در سال 1356ه.ش به ایران بازگشت و ریاست تشریفات دربار را به عهده گرفت و تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ریاست تشریفات را عهده‌دار بود[7]. در زمان حضور وی در ریاست تشریفات، وی پیام‌های مهمی را از طرف شاه به دیگران ابلاغ می‌کرد و ماموریت‌هایی نیز از شخص شاه انجام می‌داد؛ از جمله وی از طرف شاه مامور شد تا با دیدار با سفیر آمریکا در تهران، از آمریکا برای حلّ بحران‌های سیاسی موجود در سراسر کشور کمک بخواهد؛ ولی کاخ سفید که فایده‌ای برای حضور خود در ایران نمی‌دید، از کمک به شاه ایران دریغ نمود؛ از سوی دیگر امیراصلان افشار نظر  غیررسمی آمریکا را به شاه ابلاغ کرد: «بهتر است به جای بی‌تابی در برابر حوادث، صبور بوده و خود تصمیم بگیرد؛ و انتظار نداشته باشد دولتی که شعار اصلیش لزوم محترم‌شمردن آزادی‌های فردی بوده است، به او در سرکوبی مردم کمک کند[8]
از دیگر ماموریت‌های وی در زمان تصدی ریاست تشریفات، رایزنی با کشورهای مختلف برای پیداکردن مقصدی مناسب برای شاه ایران در زمان فرار از کشور بود؛ پس از انتخاب شاپور بختیار به سمت نخست‌وزیری، یکی از شرایط بختیار برای عهده‌دار شدن این منصب، خروج محمدرضا شاه پهلوی از ایران و واگذاری اختیارات شاه به شورای سلطنتی بود؛ به همین جهت شاه تصمیم گرفت به خارج از کشور برود. انگلیس، آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی فقط حاضر شده بودند که از شاه به عنوان یک «توریست برجسته» استقبال کنند؛ و این به معنای پذیرایی بسیار کوتاه مدت از شخصی است که در طول سالیان دراز از حکومت وی حمایت می‌کردند؛ تنها انور سادات رییس‌جمهور مصر بود که حاضر شد از «اعلیحضرت همچون یک سلطان مقتدر» استقبال نماید[9]. در زمان خارج‌شدن شاه از ایران، امیراصلان افشار تلاش بسیاری کرد تا خروج و فرار محمدرضاشاه از ایران، تا آخرین لحظات مخفی بماند تا دیگر مقامات رژیم برای گرفتن اجازه انتقال ارز و همچنین گرفتن کمک‌های مالی به شاه ایران متوسل نشوند. وی با محمدرضا شاه از ایران خارج شد و در خارج از کشور نیز تا آخر عمر همراه شاه بود[10]. درباره حیات و یا ممات وی مطلبی یافت نشد.
[2] . الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال1357، لندن، نشر پکا، چاپ اول، 1374ه.ش 1995م، ج2، ص17
[3] . اسامی نمایندگان مجلس شورای ملی از آغاز مشروطیت تا دوره 24قانونگذاری و نمایندگان مجلس سنا در هفت دوره تقنینیه از 2508 تا 2536 شاهنشاهی، بی جا، خرداد 2536شاهنشاهی، ص427
[4] . وزارت امور خارجه، سیاستگزاران و رجال سیاسی در روابط خارجی ایران، بی جا، 1365، ص 30
[5] . وزارت امور خارجه، سیاستگزاران و رجال سیاسی در روابط خارجی ایران، بی جا، 1365، ص 28 و هروی، مهدی، سمیعی، احمد، 22 نخست وزیر در 37 سال، تهران، نشر نوگل، چاپ اول، 1384، ص 262
[6] . وزارت امور خارجه، سیاستگزاران و رجال سیاسی در روابط خارجی ایران، بی جا، 1365، ص 28
[7] . طباطبائی، محمد حسن، خاطرات پراکنده رجال پهلوی، تهران، نشر آبی، چاپ اول، 1381 ص 147و 148
[8] . بهنود، مسعود، از سیدضیاء تا بختیار، تهران، انتشارات جاویدان، چاپ سوم، 1369 ص754
[9] . بهنود، مسعود، همان، ص869
[10] . الموتی، مصطفی، بازیگران سیاسی از مشروطیت تا سال1357، لندن، نشر پکا، چاپ اول، 1374ه.ش 1995م، ج2، ص 46

مقاله

نویسنده مرتضي حسني نسب
جایگاه در درختواره تاریخ ایران بعد از اسلام

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشتغال

اشتغال، بر وزن إفتعال از ماده‌ی"شغل" است که در لغت به معنای سرگرم شدن بوده[1] و هرگاه با "عن"[2] متعدی شود، متضمن معنای اعراض (رویگردان شدن) خواهد بود.
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

احکام منادا

این مجموعه به بررسی احکام و مباحث مرتبط با منادا و بررسی ویژگی‌های چند منادای خاصّ می‌پردازد.
Powered by TayaCMS