دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انسان؛ دروازه معنویت خویشتن

No image
انسان؛ دروازه معنویت خویشتن

هليا بامداد

انسان هدايت يافته بعد از هدايتي كه از سرِ معرفت نفس و خودشناسي باشد، ديگر در برابر گمراهي گمراهان مصون خواهد شد. «اي انسان، چه چيز تو را در برابر پروردگار كريمت مغرور ساخته است؟ همان خدايي كه تو را آفريد و سامان داد و منظم كرد و به هر صورتي كه خواست تو را تركيب كرد.»

نكته تفسيری

در اين آيات شريفه، خداوند ابتدا انسان را به سبب غرور و كفرانش مواخذه كرده و سپس او را در برابر خداوند قرار داده كه هم ربّ اوست و هم كريم و بزرگوار است: با ربوبيتش، پيوسته انسان را تحت حمايت خود قرار مي‌دهد و امور مادي و معنوي او را عهده‌دار است و با كرم و بزرگواري‌اش بي‌آنكه پاداشي بخواهد و عوضي طلب كند، او را بر سر خوان نعمت‌هاي ظاهري و باطني و معنوي و مادي خويش نشانده است؛ و انسان در برابر اين پرسش و مواخذه هيچ پاسخی ندارد. اگر بخواهد بگويد: پروردگارا، كرمت مرا مغرور كرد؛ از او پذيرفته نيست، زيرا قبلا خداوند فرموده: «لئِن شكرْتُمْ لأزِيدنّكُمْ ولئِن كفرْتُمْ إِنّ عذابِي لشدِيدٌ» علاوه بر اين اگر گفتن اين جمله كه «كرم تو مرا مغرور كرد.» عذاب را از او برگرداند، بايد درباره همه كفار و معاندان هم موثر باشد كه قطعا چنين نيست.

انسان، دروازه معنويت خويش

انسان هميشه براي خود دروازه ورود معنويت و كمال بوده؛ يعني از طريق خودش مي‌تواند عالم معنويت و عرصه كمال خويش را كشف كند و به آن دست يابد. «به زودى نشانه‌هاى (توحيد و قدرت) خود را به آنان (به مشركان مكه و همه انسان‌هاى تاريخ) در كرانه‌ها (ى مكه و پهنه زمين) و در نفوس خودشان نشان خواهيم داد (مانند فتوحات مسلمين در آن عصر و گسترش اسلام در گيتى در آينده و توجه انسان‌ها به لطايف حكمت‌هاى خداوند در وجودشان) تا بر آنها روشن شود كه آن (خدا و قرآن) حق است. »يعني اگر انسان دائما به خود و در خود بينديشد، حقانيت حق در وجود او مستمر و دائمي خواهد بود. اين حديث علوي و نبوي معروف است كه «من عرف نفسه فقد عرف ربّه؛ كسي كه خود را بشناسد پروردگار خود را شناخته است.» و از اينها صريح‌تر و گويا‌تر اين آيه كريمه است: « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، مراقب خودتان باشيد، اگر شما خود هدايت يافتيد (ضلالت) كسى كه گمراه شده به شما زيانى نمى‌رساند (هر چند بايد او را نيز دعوت كنيد)، بازگشت همه شما به سوى خداست پس شما را از آنچه مى‌كرديد آگاه خواهد نمود.» آري، راه هدايت پرداختن به خويشتن و خودگرايي و درون نگري و خودكاوي است. در اين صورت، انسان هدايت يافته بعد از چنين هدايتي كه از سرِ معرفت نفس و خودشناسي باشد، ديگر در برابر گمراهي گمراهان مصون خواهد شد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS