دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انفاق از طیبات

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از اموال پاکیزه‌ای که (از طریق تجارت) به دست آورده‌اید، و از آنچه از زمین برای شما خارج کرده‌ایم (از منابع و معادن زیر زمینی و از کشاورزی و زراعت و باغ) انفاق کنید»!
انفاق از طیبات
انفاق از طیبات
نویسنده: علی خانی

«یا ایها الذین آمنوا انفقوا من طیبات ما کسبتم و مما اخرجنا لکم من الارض...»(بقره: 267).

خداوند در آیه فوق می‌فرماید:

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از اموال پاکیزه‌ای که (از طریق تجارت) به دست آورده‌اید، و از آنچه از زمین برای شما خارج کرده‌ایم (از منابع و معادن زیر زمینی و از کشاورزی و زراعت و باغ) انفاق کنید»!

جمله «ما کسبتم؛ آنچه کسب کرده‌اید» اشاره به درآمدهای تجاری است و جمله «مما اخرجنا لکم من الارض؛از آنچه از زمین برای شما خارج ساخته‌ایم»؛ اشاره به انواع درآمدهای زراعی و کشاورزی و همچنین معادن زیر زمینی است، بنابراین، انواع درآمدها را شامل می‌شود؛ زیرا سرچشمه تمام اموالی که انسان دارد، زمین و منابع گوناگون آن است، حتی صنایع و دامداری و مانند آن، همه از زمین مایه می‌گیرد. این تعبیر، ضمناً اشاره‌ای به این حقیقت است که ما منابع اینها را در اختیار شما گذاشتیم، بنابراین، نباید از انفاق کردن بخشی از طیبات و پاکیزه‌ها در راه خدا دریغ کنید. پس از آن برای تاکید هر چه بیشتر، می‌افزاید: «به سراغ قسمتهای ناپاک نروید تا از آن انفاق کنید در حالی که خود شما حاضر نیستید آن را بپذیرید، مگر از روی اغماض و کراهت؛

و لاتیمموا الخبیث منه تنفقون و لستم بآخذیه الاان تغضموا فیه»

از آنجا که بعضی از مردم عادت دارند، همیشه از اموال بی ارزش و آنچه تقریباً از مصرف افتاده و قابل استفاده خودشان نیست، انفاق کنند و این گونه انفاقها علاوه بر اینکه سود چندانی به حال نیازمندان ندارد، یک نوع اهانت و تحقیر نسبت به آنها است، و موجب تربیت معنوی و پرورش روح انسانی نیز نمی‌باشد، در این جمله صریحاً مردم را از این کار نهی می‌کند و آن را با دلیل لطیفی همراه می‌سازد، و آن اینکه، شما خودتان حاضر نیستید این گونه اموال را بپذیرید مگر از روی کراهت و ناچاری، چرا درباره برادران مسلمان، و از آن بالاتر خدایی که در راه او انفاق می‌کنید و همه چیز شما از او است، راضی به این کار می‌شوید؟! در حقیقت، آیه به نکته لطیفی اشاره می‌کند که: انفاق در راه خدا، یک طرفش مومنان نیازمندند، و طرف دیگر خدا، و با این حال اگر اموال پست و بی‌ارزش انتخاب شود، از یک سو تحقیری است نسبت به نیازمندان که ممکن است علی رغم تهیدستی مقام بلندی از نظر ایمان و انسانیت داشته باشند و روحشان آزرده شود.و از سوی دیگر سوء ادبی است نسبت به مقام شامخ پروردگار. در پایان آیه می‌فرماید:

«واعلموا ان الله غنی حمید؛

بدانید خداوند بی نیاز و شایسته ستایش است» یعنی نه تنها نیازی به انفاق شما ندارد، و از هر نظر غنی است، بلکه تمام نعمت ها را او در اختیار شما گذارده، و لذا حمید و شایسته ستایش است.در آیه دیگری می‌فرماید

«لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون؛ به نیکی نخواهید رسید مگر از آنچه دوست دارید انفاق کنید».

مطلب دیگر این است که گاهی انسان در حال انفاق و احسان، دچار وسوسه می‌شود که اگر این چیز با ارزش را به دیگران بدهم، ممکن است خودم در آینده به آن محتاج باشم. این یک وسوسه شیطانی است که سراغ اشخاص می‌آید و آنها را از آینده خود می‌ترساند و نگران آینده نامعلوم خود می‌سازد و این فکر را در آنها به وجود می‌آورد که نکند در آینده دچار فقر و تنگدستی باشم؟ این وسوسه که همواره انسانها را آزار می‌دهد، نه تنها از انفاق باز می‌دارد، بلکه انسان را دچار حرص و آز می‌کند و به افزون طلبی و مالدوستی و بخل وادار می‌سازد و حتی گاهی انسان را در کسب مال، به راههای نامشروع و حرام و ارتکاب گناه و معصیت می‌کشاند.این است که خداوند در ادامه این آیات هشدار می‌دهد که شیطان شما را با وعده فقر می‌فریبد و به فحشا و معصیت فرمان می‌دهد:

«الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS