دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بازگشت به تبریز

No image
بازگشت به تبریز

بازگشت به تبریز

آیت الله سید احمد خسروشاهى پس از اقامت طولانى در قم، راهى آذربایجان گردید. داستان بازگشت وى به زادگاه خویش بسیار آموزنده است.

آیت الله اراکى که در آن زمان از فضلاى حوزه علمیّه قم به شمار مى رفت و خود از نزدیک شاهد این ماجرا بود، پس از یاد آور شدن متن نامه آیت الله خوانسارى به آیت الله سید مرتضى خسروشاهى، واقعه را این گونه بیان مى کند:

متن نامه آیت الله خوانسارى به این شرح است:

بسمه تعالى

حضرت مستطاب حجت الاسلام و المسلمین حاج سید مرتضى خسروشاهى ـ دامت برکاته العالیه.

به عرض عالى مى رساند ان شاءالله تعالى، مداوم در کمال استقامت و صحّت موفق و مؤید باشید و این سال جدید بر وجود شریف و سایر بستگان محترم مبارک و مسعود باد... موضوع توقف حضرت معظم له (آقا سید احمد) در قم مذاکره شد، موکول به اجازه حضرتعالى نمودند و البته چنین هم هست و توقف ایشان گذشته از اینکه براى خود ایشان روحاً و جسماً اصلح است، نظر به حال جامعه مسلمین و حوزه علمیّه و اسلام هم رجاءً به اصلحیّت هست. لهذا مقتضى است که حضرتعالى هم مفارقت ایشان بر خود هموار نموده و اجازه توقف ایشان را به خط شریف صادر فرمایید تا براى ایشان حجّت باشد. در خاتمه، دوام سعادت و سلامت وجود شریف را ازدرگاه خداوند متعال سائلم و ملتمس دعا.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

المخلص (محمّد تقى خوانسارى)

جالب این جاست که آیت الله سید مرتضى خسرو شاهى با درک نیاز اهالى به حضور عالمى چون سید احمد، با ماندن وى در حوزه علمیّه قم موافقت نمى کند و ایشان را به شهر تبریزفرامى خواند. ایشان نیز برخلاف میل باطنى خود که ماندن در قم بود، رضایت خدا را در رضایت پدر مى داند و راهى تبریز مى گردد.

آیت الله اراکى مى گوید: «... در مورد نامه اى که به خطّ من است، ابوى موافقت نکرد، ایشان نیز بلافاصله به تبریز مراجعت نمود... من به ایشان خیلى علاقه داشتم مردى مخلص بود و اهل علم و معرفت... و بعدها هر وقت به قم مى آمدند، دیدار ما تجدید مى شد...»([4])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

شرایط عمل حروف شبیه به "لیس"

عالمان نحو در عمل کردن حروف شبیه به "لیس" شرایطی را ذکر کرده‌اند؛ این شرایط بر دو گونه‌اند...
No image

مفعول مطلق

عنوان مورد بحث یک ترکیب وصفی و مشتمل بر دو لفظ "مفعول" و "مطلق" است. "مفعول"، اسم مفعول از ماده‌ی‌‌ ‌‌"فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است
No image

"لا"ی نفی جنس

No image

صیغه تعجب

این نوشتار به صورت جداگانه در هر یک از دو صیغه قیاسی تعجب به بررسی نحوه ساخت صیغه، اعراب جمله تعجبی، احکام و برخی نکات هر یک پرداخته و در پایان به نکاتی پیرامون صیغه تعجب اشاره خواهد داشت.
No image

فاعل

کلمه‌‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است. فاعل در اصطلاح نحو، اسمی را گویند که عامل مقدّم به نحوی به آن اسناد داده شده که یا فعلی توسط آن ایجاد شده و یا فعلی قائم به آن است؛
Powered by TayaCMS